اری, من هستم
نقاشی خیالی از هزاران نغمه ی دو گام
اتشی خندان در مقابل طوفان
مست شده ز جام اواز ناتمام جان
تار و پودی گسسته,پینه بسته بر گورستان زمان
نبض روح اویخته بر طناب هزار گره نهان
سرگردان در پی مزار بی نشان
لاکن,
می رقصد سایه ام
در میان بازی هزار دست و پای جهان