ویرگول
ورودثبت نام
Sadegh behroozian
Sadegh behroozianخادم امام رضا. عاشق ایرانگردی. دانشجوی کاردانی روابط عمومی.
Sadegh behroozian
Sadegh behroozian
خواندن ۴ دقیقه·۱۷ روز پیش

سفرنامه طبس

سفر به طبس(عروس کویر ایران):

به همراه پدر و مادرم سوار قطار مشهد طبس شدیم،خوشحالی عجیبی دردلم بود.
طبس شهر پدریم ،شهربهارنارنج،شهر درخت نخل خرما،شهری که من همیشه مشتاق و عاشق این بودم که به این شهر سفر کنم.در قطار یک خانم مسن خون گرم طبسی با ما هم کوپه بود و برای نگهداری از مادرش به طبس میرفت از صحبت کردن و حتی لهجه طبسی این خانم در طول مسیرراه لذت میبردم.هم کوپه ای خیلی خوبی داشتیم گرم صحبت بودیم که نفهمیدیم چطوری ۷/۸ساعت زمان گذشت که ناگهان صدای مهماندار را شنیدیم که میگفت به شهر طبس نزدیک شدیم لطفا ملحفه های خود تا کنید و تحویل دهید.

ما۶۵۰کیلومتر راطی کردیم و به مقصد رسیدیم.

شب شده  بود نسیم خنکی می وزید،شوق زیادی داشتم یکی از اقوام پدریم در راه اهن به دنبال ما آمد و سوار شدیم من مثل ندید پدیدها به خیابان های زیبای طبس به درخت نخل های زیبا به مغازه ها نگاه میکردم خاطراتی برایم زنده میشد که این خاطرات در بهترین روزهای عمرم درسفرهای قبلی در گذشته دور گذرانده بودم.

به روستایمان که (دیهشک)نام داشت رسیدیم.

کوچه های این روستا حس فوق العاده ای بهم می داد سرم از شیشه ماشین بیرون کردم فقط نظاره میکردم اطراف را جوی آب درخت های نخل خرما،دیوارهای کاه گِلی آسمان پاک و پرستاره انگار خدا من را به بهترین جای دنیا برده است.
در دلم همیشه آرزو دارم که برای زندگی به اینجا بیایم و کنار اقوام مهربان ،ساده دل مهمان نوازم باشم.
مقداری از شب را در کنار آتش همراه بااقوام سپری کردیم.

درخانه باغی  که پراز درخت نخل زیبا بود و متعلق به یکی از فامیل ها بود مستقرشدیم.

صبح به همراه فامیل که گاو و گوسفندو بز داشتند به طویله رفتیم تا به آنها غذا بدیم خیلی حس خوبی داشتم هم دامداری و هم کشاورزی روتجربه کردم.واقعا زندگی روستایی بسیار زندگی سالمیه چون همه چیز ارگانیک ومحصول دست خودتو میخوری.

صبح یکروز حرکت کردیم و به طرف باغ گلشن که یکی از باغ های اصیل با قدمت این شهر بود رفتیم.

باغ گلشن
باغ گلشن

زیبایی بی نظیر این باغ منو محو خودش کرده بود در استخر این باغ مرغابی ها و پلیکان های زیادی بود که شنا میکردند و من به این پرنده ها فارغ از غم دنیا نگاه میکردم وبه قدرت خدا پی میبردم و یکسره خداروشکر میکردم.

یکی از سرگرمی های اطراف باغ گلشن شترسواری بود که بلیطش تهیه کردم و شتر سواری رو هم تجربه کردم.

خیلی باید مواظب بود چون ارتفاع خیلی زیاده و شتر هنگام راه رفتن خیلی اینور اونور میشه باید خودتو محکم بگیری.

بعد به طرف امام زاده حسین ابن موسی کاظم (برادر اصلی امام رضا)حرکت کردیم،چشمم به گنبد آقا خورد سلام دادم فضای حرم بی نظیره پر از درخت نخل، حوض و فواره آب،فضای سرسبز گل های رنگی رنگی

داخل حرم به ضریح چسبیدم برای حوائج خودم و همه مردم ایران دعا کردم.اشک از چشم هایم جاری شد این آقا خیلی کریم هستند و حاجت میدن.حس حال سبک شدن داشتم،زیارت نامه خوندمو به میدان اصلی شهر که میدان امام خمینی نام داره رفتیم.

شب ها درخیابان ها، کوچه پس کوچه های این شهر پیاده راه میرفتیم بوی بهار نارنج (فصل بهار بود)تمام شهر را پر کرده بود و نسیم خنکی به صورتت میوزید
انگار داری تو کوچه های بهشت راه میری.
اصلا خواب نداشتم چون فقط دوست داشتم تمام شهرو پیاده قدم بزنم و لذت ببرم باخودم گفتم تاچشم بهم بزنی سفر تموم میشه باید  نهایت استفاده از این سفر رو بکنم.
دور میدان اصلی این شهر( بازار اصلی شهر طبس)پراز مغازه های مس فروشی که زیبایی بی نظیری به اطراف این میدان و خیابان داده بود.
هرسال که می آیم یک تیکه ظرف مسی برای یادگاری
برای خودم میخرم.
یکروز به کویر حلوان که در ۷۰کیلومتری شهر طبس است رفتیم منظره بی نظیر کویر برای عکاسی فوق العاده است.بیشتر گردشگران شب ها به کویر می آیند و اُتراق میکنند تا ستاره هارو با تلسکوپ ببینند.
لمس و بازی با ماسه های نرم و قهوه ای رنگ کویر آرامش خاصی به انسان میده.

کویرحلوان
کویرحلوان

روز بعد به یکی دیگر از جاهای دیدنی که حمام مرتضی علی نام داشت (از یک طرف کوه آب گرم و از طرف دیگرکوه  آب سرد به یک رودخانه میریزد به همین دلیل حمام مرتضی علی نام دارد)رفتیم.

حدود یکساعت و نیم  در رودخانه راه رفتیم تا به طاق شاه عباسی رسیدیم،طاق شاه عباسی قدمت زیادی دارد و از آثار تاریخی بسیار زیبای ایران میباشد.حتما باید برای آمدن به اینجا دمپایی برداشت چون باید درون رودخانه راه بروی تا به طاق عباسی برسی.

هرکس پادرد یا هر درد عضلانی داشته باشد باقدم زدن  در این رودخانه درد او خوب میشود.
روز بعد به ازمیغان (شالیزار برنج طبس)برای صبحانه رفتیم

ازمیغان
ازمیغان

بساط املت آتیشی رو برپا کردیم ،صبحانه که خوردیم

در برکه های آبی که در این مکان تفریحی بود و مردم شنا میکردند شیرجه زدیم و شنا کردیم حسابی توی اون هوای گرم خنک شدیم یک قسمت های خطرناکی داشت که هشدار دادن اونجا شنا نکنیم و با تابلو منطقه خطر غرق شدن رو مشخص کرده بودند

در این مکان هم سنگ بزرگ سفیدی بنام (تخته عروس) که باید حدود ۴۵ دقیقه از صخره ها مسیرهای سخت برکه های آب عبور کرد که به این تخت عروس برسیم.خلاصه شب و روزمون به تفریح و گردش میگذشت.
طبس جاهای دیدنی زیادی داره مثل کال جنی، سد کریت، دریاچه نمک،ارگ طبس و....
که همه این هارو یکبار باید بری واقعا طبیعت بی نظیری داره
از سوغاتی های این شهر (سبزی خشک ، بهارنارنج،خرمای طبس،مس،رب انار )میتونم بگم که میشه خرید.

طبستور کویرکال جنی
۷
۰
Sadegh behroozian
Sadegh behroozian
خادم امام رضا. عاشق ایرانگردی. دانشجوی کاردانی روابط عمومی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید