یکی از دانشمندان در کتاب(ماوراء قبر)نظیر این حکایت را نوشته که عین نوشته اش را اینجا نقل میکنم:

آقای دکتر مهندس «میم» در ضمن نامهای مینویسد:
در یکی از شبهای گرم تابستان بود که ما هم مانند سایر مردم روی پشت بام خانهمان خوابیده بودیم، من تقریباً پنج سال داشتم و کنار مادرم خوابیده بودم، ناگهان دختری تقریباً به سن و سال خودم ولی خوش قیافه مرا از خواب بیدار کرد و به هر ترتیب بود کاری کرد که دو نفری مدّتها حرفهای بچّگانه بزنیم.
قیافهی این دختر برای من غریبه بود و او را نمیشناختم ولی احساس میکردم که در اعماق وجودم با او آشنا هستم، آن شب مادرم بر اثر گفتگوی ما بالأخره بیدار شد و از من بلافاصله پرسید: با چه کسی داری حرف میزنی؟!
من گفتم: با دختر همسایه...
مادرم نگاهی به اطراف انداخت و گفت: نصف شب و دختر همسایه؟ او پس کجا است؟ و چون هر چه نگاه کرد کسی را ندید به من گفت: خواب دیدهای، حالا بهتر است
الآن که چهل سال از عمرم میگذرد این دختر اکثر شبها به دیدنم میآید، او هم بزرگ و خوشگل و دلربا شده امّا هنوز نمیدانم چگونه و از کجا به سراغ من میآید و بعد به کجا میرود. چند شب پیش باز هم به سراغم آمد، تقریباً دو ساعت بعد از نیمه شب بود که حس کردم کسی مرا از خواب بیدار میکند و چون چشمم را گشودم او را دیدم که دکمههای پیراهنم را میبندد و نزدیکهای صبح از من خداحافظی کرد و رفت. من به خوبی احساس میکنم که این دختر مرموز در زندگی مانع تماس گرفتن من با دخترهای دیگر میشود، زیرا هر دوشیزهای که سر راه من قرار میگیرد، بیجهت نسبت به او بدبین میشوم.
این دختر مرا در زندگی راهنمائیهای بسیاری کرده و حتّی در اینکه موفّق شدهام تحصیلات عالیهی دانشگاهی داشته باشم، رهین منّت او هستم و یگانه آرزویم آن است که روزی او را به صورت جامد (یعنی با جسم) ببینم و او را برای همیشه داشته باشم.
من به خاطر کشف راز دیدارهای مرتّب شبانه این دختر تاکنون مسافرتهای چندی به اروپا کردهام، امّا متأسّفانه جواب قانعکنندهای به من ندادهاند و چون خودم تحصیل کرده و امروزی هستم از طرفی نمیتوانم به خرافات معتقد باشم و از سوی دیگر این دختر را از پنج سالگی به بعد، لااقل هر هفته یا پانزده روز یک بار میبینم در بن بست عجیبی گرفتار شدهام.
ناگفته نماند که او از همه چیز من مطّلع است و افکار مرا میخواند و من هم بیاختیار مطیع او هستم زیرا میدانم آنچه بگوید بخیر و صلاح من است.ای کاش میتوانستم او را برای همیشه داشته باشم، از شما میخواهم راه حلی برای معمای من پیدا کنید.