
بابا گوریو یک کلاسیک خیلی خوب و نه عالی است که برای بیان مضرات فداکاری بیمورد حتی برای نزدیکترین افراد خانواده، کارکرد بینظیری دارد.
کتاب به مرور فرسوده شدن مالی و جانی پیرمردی به نام گوریو رو به تصویر میکشد که برای خالی نماندن جای همسرش، دو دختر ناخلف خود را برای ارضای مهر پدری برگزیده است. قهرمان داستان اما کس دیگری است. دانشجوی حقوق، راستینیاک که در طوفان اشرافیت و فقر و بدختی در حال دست و پازدن است و مدام باید بین بی اخلاقی بد و بدتر انتخاب کند. چالشهای راستینیاک به شدت باورپذیر و داستان به شدت شیرین است.
روایت اما در جایی قسمتهایی را از دست میدهد. مثلا داستانی که راستینیاک با کولن باز میکند که یکی از مهمترین خطوط داستان است، بدون پایان بندی رها میشود و ناگهان بابا گوریو به صدر موضوعات مهم انتقال داده میشود، در حالیکه در ۹۰ درصد متن باباگوریو نقش دست چندمی دارد.
در مجموع اما خواندن این اثر زیبا به شدت توصیه میش
ود.