? بنام حضرت دوست
✍ سازمانهای مردم نهاد ، تقابل با تعامل ؟
? مقدمه :
برای روشن شدن موضوع ابتدا به کارکرد روابط عمومی در سازمانها و بنگاههای اقتصادی دولتی و خصوصی می پردازیم ، سپس به ضرورت حضور آنها اشاره شده و در پایان مقایسه ی کارکرد سازمانهای مردم نهاد با روابط عمومی ها تبیین می شود.
? تعریف و کارکرد روابط عمومی :
ساده ترین تعریف بصورت عام برای روابط عمومی اینگونه بیان شده ، روابط عمومی ها پل ارتباطی میان مخاطبان سازمان و مدیران سازمان ، همچنین بهبود روابط درون سازمانی .
از آنجا که مدیران سازمان نمی توانند تمامی حوزه های مدیریتی را رصد کنند ، اینکار بعهده ی روابط عمومی ها واگذار شده است.
یعنی روابط عمومی ها موظفند روابط مخاطبان ، مشتریان ، مراجعین سازمان را رصد کنند و معضلات احتمالی را به مدیران سازمان مربوطه ارایه داده و با تعامل مدیران راهکار های مختلف درنظر گرفته تا از معضلات بیشتر جلوگیری شود ، همچنین وظیفه ی دیگر روابط عمومی بهبود روابط افراد درون سازمانی است ، در کلام ساده تر انعکاس معضلات کارکنان سازمان به مدیران سازمانها.
? ضرورت حضور روابط عمومی:
وقتی می گوییم روابط عمومی پل ارتباطی بین مدیران سازمان و مخاطبین و ارباب رجوع های آن سازمان می باشد . ضرورت حضور روابط عمومی ها بیشتر نمود پیدا می کنند .
وقتی این پل حذف شود ، مخاطبین چگونه با مدیران سازمان در ارتباط باشند و چگونه معضلات شأن را درمیان گذارند؟
آیا مدیران می توانند تمامی بخشهای سازمان تحت مدیرتشان را رصد کنند و همزمان با مخاطبین سازمان در ارتباط باشند؟
گذشته از موضوع فوق ، یکی دیگر از کارکردهای روابط عمومی طرح های و برنامه ریزی در حوزه ی ارتباطات است ، که مسلما بی اهمیت دانستن روابط عمومی ضربه ی سنگینی به پیکر سازمان یا بنگاه اقتصادی وارد می شود.
? کارگر سازمانهای مردم نهاد :
سازمانهای مردم نهاد نیز عملکردشان مانند روابط عمومی هاست منتهی در سطح کلان جامعه ، همانطور که روابط عمومی ها پل ارتباطی بین سازمانها و بنگاههای دولتی و خصوصی است ، سازمانهای مردم نهاد نیز نقش پل ارتباطی میان دولت ها و اقشار مختلف جامعه هستند.
از آنجا که ورود دولتها به حوزه های اجتماعی ، فرهنگی ، محیط زیست و ... برای رفع معضلات این حوزه ها مشکل می باشد ، سازمانهای مردم نهاد می توانند بخوبی این وظیفه را بعهده بگیرند و در رفع با کاهش معضلات اجتماعی یار و یاور دولتها باشند.
? یک نمونه ، کودکان کار :
بسیاری از سازمانهای مردم نهاد برای کاهش و رفع معضلات خطرات کار کودک علاوه بر هشدارهای لازم ، طرحهایی کارشناسانه ای نیز ارایه نموده اند، ولی دولتها تا کنون نسبت به این موضوع نه تنها اهمیت نداده بلکه با طرحهای موقت و دم دستی فقط به پاک کردن صورت مسئله اکتفا می کنند، در صورتیکه با تعامل دولت ها و سازمانهای مردم نهاد می توان معضلات این حوزه به حداقل برسد .
از آنجا که سازمانهای مردم نهاد از ورود به حوزه های سیاست خودداری کرده و صرفا به فکر ساختن اجتماعی بهتر برای قشر آسیب پذیر جامعه هست ، هیچ وقت نمی تواند کارکردشان تقابل با دولت ها باشد، در نتیجه روابط عمومی و سازمانهای مردم نهاد هر دو حکم دیده بان میدانی را دارند که در اتصال واقعی با بدنه قرار دارند و این نقش از هر سیستم کلی چه دولت و چه سازمان ساقط است.بدین سان؛حذف ایندو مترادف خواهد بود با افزایش نابسامانی در هر پدیده و ساختاری.