خاتون جانم...
تو تنها یک نام نیستی؛
خاتونِ سرزمینی هستی
که شیرزادش را فدای فردای وطن کرد
وَطنی که در خونِ خیانتِ وطنفروشان غرق شد!
✧
خاکِ نجیبی که به حریمش تجاوز شد،
اما ننگِ خیانت را *هرگز* نپذیرفت...
✧
در کوچههای بنبستِ تاریخ،
دیوارِ جهل را شکستی
نه با کلنگ،
بلکه با نوازشِ دستهای تاولزدهات.
و در این جنگِ تنهای تنها:
هم قربانی بودی، هم قهرمان! ❤️🔥
✧
حالا...
پرده که پایین میآید،
ما میمانیم و سکوتِ گویای تو
در قابهای سیاهوسفید تاریخ؛
قابهایی که هنوز فریاد میزنند:
<<خاتون!
مگر میشود عاشقِ وطن بود،
و عشقِ مادرانهات را ندید؟!>>

> *"کدام صحنهٔ خاتون، قلبتان را بیشتر فشرد؟
> برایم بنویسید تا متنش را بسازم..."*