بنیتو آمیلکاره آندره آموسولینی ( متولد ۲۹ ژوئیه ۱۸۸۳ کشته شده ۲۸ آوریل ۱۹۴۵)
موسولینی در ۲۹ ژوئیهٔ ۱۸۸۳ در «دویا دی پره داپیو» شهرستانی کوچک در استان فورلی در امیلیا رومانیا (Emilia Romagna) زاده شد. بعدها در طول دوران چیرگی فاشیسم، برای بازدیدکنندگان از زادگاه موسولینی، پره داپیو لقب «شهرستان دوچه» و فورلی نیز لقب «شهر دوچه» را به خود گرفتند.

او به عنوان یک روزنامهنگار و سیاستمدار، عضو پیشروی هیئت ملی حزب سوسیالیست ایتالیا بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴ بود.
کشور ایتالیا بعد از جنگ جهانی اول همچنان درگیر مشکلات اقتصادی و سیاسی خودش بود از جمله از دست دادن مستعمرات خود در قاره آفریقا تا اینکه شخصی به نام بنیتو موسولینی بر مسند قدرت اصلی ایتالیا نشست ، موسولینی رهبر حزب کوچکی به نام فاشیست بود .
(کلمه فاشیست در لغت به معنای تبرپوش است در روم باستان به تبری که دور تا دور آن نوار پیچیده شده بود تبرپوش میگفتند که نماد قدرت و اختیار بود)
تحت فشار برخی از مردم و روزنامه نگاران موسولینی وارد انتخابات شد و در فضای پر از وحشت و تقلب موسولینی با اکثریت آرا انتخاب شد و بدین ترتیب نخست وزیر کشور ایتالیا شد.
موسولینی سپس تمامی حزبها را منحل کرد و خود را دوچه به معنای رهبر نامید؛ موسولینی باسیاستهایی که داشت وضعیت اقتصادی و سیاسی ایتالیا را بهبود بخشید و همینطور قدرت ایتالیا رو بیشتر کرد.
موسولینی درصدد احیای روم باستان و تسلط کامل بر دریای مدیترانه بود. تجاوز کشور ایتالیا به کشور اتیوپی و بخشهایی از آفریقا هم به همین منظور صورت گرفت چون موسولونی به اکثر وعدههای خود عمل کرده بود اکثر مردم ایتالیا شیفته او بودند و شعار مردم این بود که موسولینی همیشه درست میگوید.
در سال ۱۹۴۰، بنیتو موسولینی کشور خود را به جنگ جهانی دوم در طرفداری از آلمان نازی برد اما به زودی با شکست نظامی روبرو شد. در پاییز سال ۱۹۴۳، وی به عنوان رهبر یک دولت دست نشانده آلمانی در شمال ایتالیا تنزل یافت و با پیشرفت متفقین از جنوب درگیری ها با پارتیزانها شروع شد. در آوریل ۱۹۴۵، با پیشروی متفقین و شکست آخرین دفاع آلمانیها در شمال ایتالیا و قیام عمومی پارتیزان ها در شهرها، وضعیت موسولینی ناپایدار به نظر میرسید. در ۲۵ آوریل او از میلان، جایی که در آنجا مستقر بود گریخت و سعی در فرار به سمت مرز سوئیس داشت.
او و معشوقه اش، کلارا پتاچی، در ۲۷ آوریل توسط پارتیزان های محلی در نزدیکی روستای دونگو در دریاچه کومو به اسارت درآمدند. بعد از ظهر دو روز قبل از خودکشی آدولف هیتلر، موسولینی و پتاچی تیرباران شدند. اجساد موسولینی و پتاچی را به میلان بردند و در یک میدان حومه پیازاله لورتو، در میان جمعیت عصبانی برای تحقیر فاشیسمها رها کردند. سپس از میلههای فلزی در بالای ایستگاه اتوبوس در میدان آویزان شدند. اجساد مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در ابتدا موسولینی در یک قبر ناشناس به خاک سپرده شد، اما در سه شنبه عید پاک سال ۱۹۴۶ گور وی توسط دومینیکو لِکیزی و دو نئوفاشیست دیگر شناسایی و شکافته شد و پیکرش به سرقت رفت. سرانجام در سال ۱۹۵۷، بقایای جسد وی در دخمه خانواده موسولینی در شهر زادگاهشپره داپیو دفن شد. مقبره وی به محلی برای زیارت نئو فاشیستها بدل شدهاست و سالگرد درگذشت او با تظاهرات نئو فاشیستی همراه است.
