
در مقام معلم پایه پنجم، هر روز با کودکانی سر و کار دارم که در آستانهی شکلگیری عادتهای ماندگار زندگیشان هستند. یکی از مهمترین این عادتها، کتابخوانی است؛ عادتی که اگر در این سن بهدرستی تقویت شود، میتواند تا پایان عمر همراه فرزندتان بماند. این مقاله را از سر تجربهی کلاس درس و با مخاطب قرار دادن شما والدین عزیز مینویسم تا با هم راههایی عملی برای تشویق بچهها به کتابخوانی پیدا کنیم.
اولین برخورد کودک با کتاب، از روی عنوان و جلد آن است. بچهها معمولاً به سراغ کتابهایی میروند که اسمشان هیجانانگیز، کنجکاویبرانگیز و متناسب با دنیای ذهنی آنها باشد. عنوانهایی که حس ماجراجویی، طنز یا رازآلود بودن دارند، برای دانشآموزان پایه پنجم بسیار جذاباند.
بهعنوان والد، اجازه بدهید فرزندتان خودش کتاب را انتخاب کند؛ حتی اگر به نظر شما کتاب خیلی ساده یا بیش از حد فانتزی باشد. همین انتخاب آزادانه، انگیزهی خواندن را چند برابر میکند.
یکی از مؤثرترین روشهایی که من در کلاس تجربه کردهام، کتابخوانی گروهی است. وقتی بچهها میبینند همسالانشان کتاب میخوانند، دربارهی داستان حرف میزنند و نظر میدهند، کتابخوانی از یک فعالیت فردی به یک تجربهی اجتماعی و لذتبخش تبدیل میشود.
شما هم میتوانید این فضا را در خانه ایجاد کنید؛ مثلاً یک شب در هفته را به کتابخوانی خانوادگی اختصاص دهید یا چند کودک فامیل و دوستان را دور هم جمع کنید تا هر کدام بخشی از کتاب را بخوانند و دربارهاش صحبت کنند.
کودکان بیشتر از آنکه به حرف ما گوش بدهند، رفتار ما را تقلید میکنند. اگر فرزندتان شما را در حال کتاب خواندن ببیند، ناخودآگاه این رفتار را ارزشمند میداند. لازم نیست حتماً کتابهای آموزشی بخوانید؛ حتی رمان، مجله یا کتابهای عمومی هم اثرگذار است. مهم این است که کتاب در زندگی روزمرهی خانواده حضور داشته باشد.
داشتن یک گوشهی دنج، نور مناسب و چند کتاب در دسترس، میتواند کودک را به سمت کتاب بکشاند. لازم نیست اتاق مطالعهی مجلل درست کنید؛ یک قفسهی کوچک یا حتی یک سبد کتاب در اتاق کودک کافی است. وقتی کتابها جلوی چشم باشند، احتمال خوانده شدنشان بیشتر میشود.
اجبار، دشمن کتابخوانی است. اگر کتاب خواندن تبدیل به تکلیف اجباری یا ابزار تنبیه شود، کودک بهمرور از آن فاصله میگیرد. بهجای اجبار، از تشویقهای ساده استفاده کنید؛ تعریف کردن، وقت گذراندن مشترک یا حتی اجازه دادن به تعریف داستان برای دیگران.
بعد از اینکه فرزندتان کتابی را خواند، دربارهاش سؤال بپرسید: «کدوم شخصیت رو بیشتر دوست داشتی؟»، «اگر جای قهرمان بودی چی کار میکردی؟». این گفتوگوها به کودک نشان میدهد که خواندنش دیده و ارزشمند است.
در پایان، بهعنوان یک معلم، باور دارم که علاقه به کتاب نتیجهی همکاری خانه و مدرسه است. اگر ما بزرگترها با حوصله، الگوی مناسب و فضای امن، بچهها را همراهی کنیم، کتاب میتواند به یکی از بهترین دوستانشان تبدیل شود؛ دوستی که آنها را آگاهتر، خلاقتر و آرامتر میکند.