در دنیای پرهیاهوی سیاست و رسانه، هر روز با حجم عظیمی از اطلاعات و اخبار روبهرو میشویم. ما برای پردازش این اطلاعات و تصمیمگیریهای سریع، از میانبرهای ذهنی یا سوگیریهای شناختی استفاده میکنیم. این میانبرها گرچه به سرعت عمل ما کمک میکنند، اما گاهی اوقات منجر به قضاوتهای نادرست و غیرمنطقی میشوند. یکی از مهمترین این سوگیریها، اثر هالهای (Halo Effect) است.
اثر هالهای زمانی رخ میدهد که یک ویژگی خاص، مانند ظاهر، حرفه، یا یک رفتار، بهعنوان لنزی عمل میکند که تمام جنبههای دیگر فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. برای مثال، اگر فردی ظاهری جذاب داشته باشد، ممکن است بهطور ناخودآگاه او را باهوشتر یا شایستهتر فرض کنیم. این سوگیری ریشه در تمایل مغز انسان به سادهسازی اطلاعات دارد، اما میتواند به قضاوتهای نادرست منجر شود.
ماجرایی که چندی پیش پس از انتشار اظهارات ناپخته مهدی یونسی رستمی، استاندار مازندران، اتفاق افتاد، یکی از نمونههای عُمق ابتلای فرهنگ سیاستورزی ما به اثر هالهای است و حالا که هیاهوها در این زمینه فروکش کرده، میتوان این اتفاق را از منظر اثر هالهای بازخوانی کرد.
هنگامی که گفتههای دکتر یونسی از سوی بسیاری خلاف هنجارهای فرهنگی تلقی شد، به سرعت واکنش های منفی را به سمت خود برانگیخت. اما نکته قابلتوجه، تمرکز منتقدان بر حوزه تخصص پزشکی استاندار یعنی اورولوژی (مجاری ادراری) بود. برای نمونه، حمید رسایی، نماینده مجلس، در ویدیویی با کنایه به استاندار به تخصص مجاری ادرار او اشاره کرد و شایستگی استاندار برای تصدی جایگاهش زیر سؤال برد.
این درحالی است که حدود یک سال پیش در بالاترین سطح سیاست ایران، فردی نامزد ریاست جمهوری و درنهایت پیروز رقابت شد که او نیز پزشک و یکی از ارکان کمپین تبلیغاتی او مانور روی حرفه شغلیاش یعنی پزشکی و حوزه تخصصی قلب و عروق بود.
مگر نه این است که همه تخصصهای پزشکی محترم و هرکدام در جای خود مورد توجه و گرهگشای مردم هستند؟ پس چرا در یک مورد دستمایه واکنشهای منفی قرار گرفته و در دیگری ارج و قرب آفریده؟
اثر هالهای یکی از بهترین مکانیزمهای روانشناسی است که میتواند این سبک از مواجهه را تبیین کند. در تبلیغات انتخابات اخیر، دکتر مسعود پزشکیان از تخصص پزشکی خود به عنوان یک صفت مثبت برای ساختن هاله شخصیتی (Halo Effect) استفاده کرد. این پدیده روانشناختی به ما میگوید که وقتی فردی یک ویژگی مثبت و برجسته دارد (مثلاً تخصص قلب در پزشکی، که امری ارزشمند محسوب میشود)، تمایل داریم سایر ویژگیهای او را نیز مثبت ارزیابی کنیم. کمپین تبلیغاتی با تأکید بر اینکه پزشکیان «متخصص قلب و عروق» است، بهطور ضمنی این پیام را به مردم میداد که او فردی دلسوز، قابل اعتماد، و دارای دانش و مهارت در حل مشکلات است. درواقع جایگاه بلند بالای متخصص قلب برای مردم، بر شخصیت پزشکیان سایه مثبت انداخت و او را گرامیداشت. در مقابل، دکتر یونسی، استاندار مازندران، مورد طعن و تمسخر واقع شد و تخصص پزشکی او هاله منفی (Horns Effect) برایش ایجاد کرد. تا حدی که این سوال را برانگیخت که اساساً چرا یک پزشک متخصص اورولوژی باید در یک سِمَت مهم سیاسی - اداری قرار بگیرد.
البته برای درک عمیقتر تفاوت این دو واقعه باید به ذهنیت عمومی و تاریخی ایرانیان نیز توجه کرد. قلب در فرهنگ پارسی، از ادبیات کلاسیک تا گفتار روزمره، نمادی از ارزشهای والا مانند عشق، شجاعت، و انسانیت است. این پیشزمینه فرهنگی، تخصص قلب را به یک ویژگی الهامبخش تبدیل کرد که در مورد پزشکیان بهعنوان نشانه شایستگی برجسته شد. از سوی دیگر معمولاً مسائل مرتبط با دستگاه تناسلی همراه با نوعی تلقی پست و شرمآو است که همنشینی هر کلمه و مفهوم در کنار خود را میتواند به نوعی تمسخر و اکراه بکشاند.
این تفاوت فرهنگی، زمینه را برای اثر هالهای متفاوت در این دو مورد مساعد کرد.
در نتیجه، یک تخصص پزشکی که در یک زمینه فرهنگی به عنوان فضیلت و در دیگری به عنوان نقص تعبیر میشود، نه تنها بر مسیر شغلی افراد، بلکه بر نحوه قضاوت عمومی درباره آنها نیز تأثیر میگذارد.
در پایان باید تاکید کرد که شناختِ نقشِ اثرِ هاله و زمینهٔ فرهنگیِ نمادین میتواند به ما کمک کند که نهفقط این تناقضها را توضیح دهیم، بلکه راههایی برای بهبودِ کیفیتِ فرهنگ سیاستورزی جستجو کنیم.
#تغییر_رفتار_عمومی
#روانشناسی_اجتماعی
#سوگیری_شناختی
#فرهنگ_سیاسی
✍ مصطفی انواری
منتشر شده در کانال هسته خطمشی رفتاری (https://ble.ir/bpp_isu)