ویرگول
ورودثبت نام
You
Youکشفی که به مرگِ حیرت منجر شود، می‌لنگد.
You
You
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

«ابد، می‌گذرد»

آخر، رنج که در انقیاد و تملکِ این تقریباً دوپای فرسوده نیست! رنج، فراوان، برساختهٔ نیهیلیسم، ساختار، دیالکتیک، «احتلام‌های بازیگوشانهٔ» تاریخی‌ست... امسال، وُسطا، باستان، با تو، بی آن، به‌هرحال، رنج هست و دوپای ناتوان در «انقلاب». می‌آییم، می‌خوریم، می‌زنیم، «می‌میرد»؟ خیر، نمی‌میرد. اکنون چه؟ انتحار؟ خیر، آن‌طور هم نمی‌میرد. در این حین، تقلا؟ نمی‌دانم، این‌طور هم می‌میریم. آهان! جرقه، تبلور، می‌سوزیم، با تو، با آن، می‌سوزیم، در باستان، یا امسال، به‌هرحال، خیابان، نه‌ این‌گونه، نه آن‌گونه؛ هم‌واره، جنگ بوده. اکنون؛ پرسش، چه‌طور می‌شود گذاری داشت از این‌گونه، یا آن‌گونه؟

«و آن‌چه باقی مانده بود، بوته‌ای در حال سوختن نبود، بلکه ژان پالاچ بود که در لحظهٔ سوختنش، درست "همان چیزی بود که بود". اگر من در آن لحظه آن‌جا با او بودم، زانو می‌زدم و از او درخواست می‌کردم که به‌راستی بسوزد، گرچه به گونه‌ای متفاوت؛ با کلمه‌ای بسوزد که بتواند جان‌دار شود، کلمه‌ای که بتواند به آن‌هایی که هنوز نسوختند کمک کند، یا به آن‌هایی که اگر می‌سوختند، با روح و در روح می‌سوختند.»

نیهیلیسم
۱۵
۰
You
You
کشفی که به مرگِ حیرت منجر شود، می‌لنگد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید