به بهانهی شروع فصل سوم سریال «خاندان اژدها»، در خرداد ماه نگاهی داریم به آنچه در دو فصل گذشته رقم خورد و در ادامه پس از پخش فصل جدید هر قسمت جداگانه تحلیل خواهد شد
این سلسله تحلیل جهت یادآوری و درگیر شدن با فضای داستانی جهت اماده شدن برای فصل سوم می باشد.

چهار قسمت آغازین: میراث آتش و خون
با این سریال، بار دیگر به سرزمین و تاریخی قدم گذاشتیم که در بازی تاج و تخت شیفتهاش شدیم؛ اما اینبار، ۱۰۰ سال به عقب بازمیگردیم؛ به دورانی که خاندان تارگرین در اوج قدرت است و ما وقایع را از دریچهی دربار و کنشها و واکنشهای این خاندان مینگریم.
در آغاز، با بحران بزرگ جانشینی روبهرو میشویم؛ مسئلهای که در ابتدای سریال، پادشاه ویسریس را درگیر میکند و طولی نمیکشد که تاریخ، رنیرا و خودِ پادشاه را دوباره در همان موقعیت چالشبرانگیز قرار میدهد.
اگر بخواهیم این چهار قسمت ابتدایی را کوتاه خلاصه کنیم، با چند محور اصلی مواجهیم:
۱. بحران وراثت: تقابل جایگاه زن در سیاست با ساختارهای مردسالارانهی قدرت و تضادهای آشکار میان این دو.
۲. شخصیتها: از انفعال و هراسِ پادشاه گرفته تا تلاشهای رنیرا برای اثبات توانمندیهایش؛ و از حماقتها و جاهطلبیهای دیمون تا نقشههای پنهان اوتو هایتاور (دست پادشاه) و جابهجاییهای مهرههای قدرت.
۳. تیمکشیهای ظریف: پیریزی آرام جبهههایی که به ما هشدار میدهد در آینده شاهد شکافی عمیق و تقابل دو جناح اصلی خواهیم بود.
۴. ازدواجهای سیاسی: نمایشی از اهمیتِ پیوندهای زناشویی بهعنوان ابزاری برای حفظ ثبات یا جرقه زدن آشوب در سیاست وستروس.
در مقاطع مختلفِ این چهار قسمت، موضوع (وراثت) از زوایای گوناگونی روایت میشود؛ از سکانس دراماتیک و تکاندهندهای که در آن زایمان ملکه (و فدای جان او برای تولد وارث) با خونریزی بیرحمانهی میدان مسابقه تدوین شده است، تا صحنهی نمایش خیابانی که رنیرا را با واقعیت عریان نگاه عامهی مردم، به قدرت گرفتن یک زن مواجه میکند. همچنین، گفتوگوی رینیس تارگرین (ملکهای که هرگز پادشاه نشد) با رنیرا، عمق تلخ محروم شدن یک زن از حق تاجوتخت را به خوبی به تصویر میکشد.
تحلیل شخصیتها و آرایشِ مهرهها:
در این چهار قسمت، شخصیتها بیشتر معرفی میشوند و شطرنج قدرت با یارکشیهای بسیار ظریف و زیرپوستی آغاز میگردد. اگرچه در این مقطع، تأثیر این جابهجاییها هنوز چندان تعیینکننده نیست، اما همین مهرهچینیها در کنار ورود کاراکترهای جدید، داستان را بهسمت تقابلی جناحی و شدید سوق میدهد. از تنش میان پادشاه با دیمون و مار دریا (کورلیس ولاریون) گرفته، تا عزل ناگهانی اوتو هایتاور از مقام دست پادشاه در پایان قسمت چهارم.
حالا باید دید هایتاور چه نقشهای برای مراحل بعد در سر دارد. اگرچه نقشهی او برای ازدواج سیاسی با دخترش آلیسنت، تا حدودی برملا شد، اما او همچنان مهرههای کلیدی (آلیسنت و نوهها) را در حلقهی نزدیک دربار دارد. در سوی دیگر، پیشنهاد ازدواج رنیرا با پسر مار دریا، زمینهساز اتحادی استراتژیک میان خاندان تارگرین و خاندان ولاریون شده است؛ اتحادی که میتواند سرنوشت پادشاهی را تغییر دهد.
آنیموس
آنیموس