تاحالا شده ذهنت یک روز کامل درگیر باشه و حتی حوصله نداشته باشی که از جات بلند بشی ، نه چون تنبلی
چون انرژیت خرج فکر کردن به چیز هایی شد که اصلا اتفاق افتادنشون دست تو نبود !
آینده؟
اقتصاد؟
اوضاع جامعه ؟
رفتار بقیه و تاثیری که توی تصمیم های تو دارن ؟
میخوام یکی از مفاهیمی رو بهت یاد بدم که میزان تاثیرگذاریت توی زندگی با وجود این شرایط و افکار خیلی بیشتر و بهتر بشه :
بیشتر خستگی هایی که ما تجربه میکنیم نه از کار زیاد میاد نه از تلاش زیاد ، از فکر کردن های بی اثر میاد .
وقتی که ساعت ها ذهنمون رو صرف فکر کردن به چیز هایی میکنیم که حتی اتفاق افتادن یا نیوفتادنشون دست ما نیست ،
ولی چون مهمن ولشون نمیکنیم .
عزیز من با فکر کردن زیاد و مداوم نه آینده تغییری میکنه نه گذشته عوض میشه این تویی که خسته و خسته تر میشی و این خستگی اجازه نمیده که به اهداف خودت برسی .
این دقیقا همون نقطه ایه که ما کم کم رو به فرسودگی میریم بدون اینکه بدونیم چرا ؟
به خاطر اینکه تمرکزشون رو جای اشتباهی گذاشتن .
حالا سوال اینه که یعنی کلا بیخیال بشیم؟ فکر نکنیم ؟ نگران نباشیم ؟ پس مسئولیت اجتماعی ما چی میشه این وسط ؟
میگم برات :
ببین اکثر چیزهایی که ما توی زندگی بهشون فکر میکنیم و ذهن مارو به خودشون مشغول میکنن میوفتن توی یکی از این دوتا دایره:
1. دایره نگرانی ها : اینجا پر از چیزهایی هست که ذهن مارو به خودشون درگیر میکنن ، مثل حرف بقیه این چیزا مهمن ولی ما کنترل مستقیمی روشون نداریم
2. دایره نفوذ : دایره جمع و جور تریه و اینجا چیزایی هست که واقعا دست خودمونه انتخاب هامون ، مهارت هامون و چیزایی که امروز داریم انجامشون میدیم .
شاید کوچیک به نظر بیاد این دایره ولی تنها جایی که واقعا میتونیم تاثیر بذاریم همین دایره دومه .
اما ما همیشه بیشتر انرژیمون رو توی دایره نگرانی خرج میکنیم
فکر میکنیم
تحلیل میکنیم
حرص میخوریم
ولی چون خارج از کنترل ماست نتیجش میشه اضطراب بالا ، اثرگذاری پایین
ادم های موثر اما کار متفاوتی انجام میدن اونا تمرکزشون رو میبرن توی دایره نفوذ
حتی اگه کوچیک باشه .
به خاطر همینه که خیلیا توی شرایط سخت پیشرفت میکنن و خیلیا متوقف و افسرده میشن
فرق ادما این نیست که یکی مشکل داره و یکی نه
همه مشکل دارن ولی تفاوت ادما توی تمرکزشون روی این دایره هاست .
یه سری هامون هستیم که مداوم فکر میکنیم و حرفمون اینه : اگه سیستم اینجوری بود
اگه فلانی کمک میکرد
اگه شرایط اینطوری بود
بعد از یه مدت اینطوری فکر کردن ادم رو میرسونه به خستگی ذهنی به حس قربانی بودن و از دست رفتن انگیزه
نه چون ادم ناتوانه نه
بلکه انرژیش داره جای دیگه ای مصرف میشه
اما بیایم ادم های موثر رو نگاه کنیم
اونا مشکل ندارن؟ قطعا دارن شاید حتی مشکلات بزرگتر و سخت تر ولی سوالشون از خودشون فرق میکنه
اونا میپرسن الان با شرایطی که هست من چه کاری از دستم برمیاد
اونا نمیتونن شرایطشون رو عوض کنن ولی تلاش میکنن که واکنششون رو عوض کنن
اونا میتونن مهارت های خودشون رو قوی تر بکنن
شاید نتونن گذشته رو اصلاح بکنن ولی تمام تلاششون رو میکنن تا امروزشون رو بهتر کنن
شما هرچقدر تمرکزتون روی دایره نفوذ بیشتر بشه اون دایره کم کم بزرگ میشه
اثر گذاری نتیجه تمرکز روی کنترل هاست.
آرامش واقعی از این نمیاد که شرایط کاملا درست بشه از این میاد که توی شرایط سخت هم هنوز یه دایره کوچواو داری که دست خودته !
شاید نتونی دنیا رو عوض کنی ولی میتونی تصمیم امروزت رو عوض کنی .