ویرگول
ورودثبت نام
PooyaTimes
PooyaTimesسیدپویا حسن پور ازغدی
PooyaTimes
PooyaTimes
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

لاستیک زاپاس، یک ناجی بدشانس

 من یک لاستیک زاپاس هستم. فلسفه وجودم اینه که وقتی ماشین پنچر شد؛ به کار بیام. رک بگم آدما منو فقط موقع نیاز میخوان. لاستیکای دیگه همیشه تمیز میشن، بهشون واکس زده میشه، حتی یک رینگ قشنگ دارن. ولی من همیشه کثیف و خاک گرفته هستم.

درد اصلی اینه که وقتی سراغم میان، خوشحال نیستن. فکرشو بکن! یک روز گرم تابستانی پنچر میکنن به جای اینکه خوشحال باشن که منو دارن و میتونن بعد یک وقفه کوتاه دوباره شروع به حرکت کنند. با ناراحتی  و حالت اعصاب قورت داده از بدشانسی‌شون مینالن!

وقتی که لاستیک رو پنچرگیری می‌کنن منو دوباره با همون حالت کثیف بر می‌گردونن صندوق عقب. انگار نه انگار که تو سختی پشتشون رو خالی نکردم و بی‌منت بهشون کمک کردم. چی میشه بگن دمت گرم که بودی تا ما نمانیم

گاهی خداروشکر میکنم که جان ندارم. چون جان داشتن دل می‌طلبد و دل ساده می‌شکند. من که یک لاستیک زاپاس هستم از بی تفاوتی و ناسپاسی آدما درد می‌کشم؛ آن کس که دل دارد چه می‌کشد؟

بی تفاوتیدل شکستن
۰
۰
PooyaTimes
PooyaTimes
سیدپویا حسن پور ازغدی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید