در اقتصاد مفهومی وجود دارد به نام نفرین منابع یا همان بیماری هلندی. این پدیده زمانی اتفاق میافتد که یک کشور به منابع طبیعی ارزشمند—مثل نفت و گاز—دست پیدا میکند اما درآمد حاصل از آن را بهدرستی مدیریت نمیکند. اگر این پول وارد زیرساختها، تولید و سرمایهگذاری بلندمدت نشود و فقط وارد چرخه مصرف شود، اقتصاد در کوتاهمدت شکوفا و در بلندمدت ویران میشود.
وقتی هلند به منابع بزرگ نفتی و گازی رسید، همه اقتصاددانها پیشبینی کردند که این کشور آیندهای فوقالعاده خواهد داشت.
اما چه اتفاقی افتاد؟
بهجای اینکه درآمد جدید را خرج توسعه پایدار کنند، آن را بهطور مستقیم وارد اقتصاد کردند.
در سالهای اول اوضاع عالی شد:
درآمد بالا
رفاه زیاد
رونق مصرف
اما بعد از مدتی، اقتصاد هلند دچار ناترازی شدید شد. کارشناسان علت را روشن اعلام کردند:
«پولِ منابع طبیعی خرج زیرساخت نشد و بهصورت مصرفی وارد اقتصاد شد.»
در ایران نیز هر زمان درآمد نفتی بالا رفته:
تورم کاهش یافته
قیمتها متعادل شده
اوضاع بهتر به نظر رسیده
اما وقتی درآمد نفتی کم شده یا تحریمها شدت گرفته:
تورم جهشی شده
قیمتها چند برابر
اقتصاد دچار بیثباتی شدید
چرا؟
چون درآمد نفتی بهجای سرمایهگذاری و توسعه زیربنایی، صرف رفاه کوتاهمدت و تصمیمهای لحظهای شده است.
این پدیده فقط برای کشورها نیست.
در سطح فردی هم بارها تجربهاش میکنیم.
هر وقت:
ارثی به ما میرسد
سود بزرگی از یک سهم میگیریم
پاداش دریافت میکنیم
حقوقمان زیاد میشود
اولین کاری که میکنیم چیست؟
چیزی میخریم که ضروری نیست.
گوشی عوض میکنیم، ماشین عوض میکنیم، دکوراسیون تغییر میدهیم، سفر میرویم…
در واقع دقیقاً همان کاری را میکنیم که دولتها در مواجهه با درآمدهای ناگهانی انجام میدهند:
لذت لحظهای را انتخاب میکنیم.
اما مثل دولتها، زمانی مشکل پیش میآید که دوره درآمد بالا تمام میشود.
آنوقت میمانیم با هزینههای جدید، تعهدات جدید و بدون پشتوانه مالی.
درآمد امروز ما فقط برای امروز ما نیست.
برای گذشته و آینده ما هم هست.
چطور؟
وقتی تازه مستقل میشویم معمولاً درآمد پایین داریم؛ ممکن است قرض بگیریم یا وام برداریم.
وقتی درآمدمان افزایش پیدا میکند، باید:
اول بدهیهای گذشته را تسویه کنیم
بعد بخش مازاد را برای آینده ذخیره و سرمایهگذاری کنیم
بسیاری از ما اما اشتباه میکنیم:
درآمد از ۱۰۰۰ به ۲۰۰۰ میرسد و خرجها را هم ۲۰۰۰ میکنیم!
درحالیکه باید با همان ۱۰۰0 قبلی زندگی کنیم و مازاد را ذخیره کنیم.
یه لحظه صبر کن برگریدم به داستان بیماری هلندی چی بود؟و
برای مقابله با بیماری هلندی، کشورها یک صندوق توسعه ایجاد میکنند.
کار این صندوق:
ذخیره کردن درآمدهای مازاد
ایجاد منابع درآمدی جدید با سرمایهگذاری
نگهداشتن بخشی از پول برای روزهای بحران
کشورها با این کار میتوانند:
آینده بسازند
در دوران سختی از پس مشکلات بربیایند
در زندگی فردی هم باید همینکار را بکنیم:
بخشی از درآمد ثابت
و تمام درآمدهای ناگهانی
باید وارد «صندوق توسعه شخصی» شود.
هدف این صندوق چیست؟
رسیدن به ذخیره ای برابر ۴۰ برابر درآمد ماهانه.
وقتی به این رقم برسیم، میتوانیم بهمعنای واقعی کلمه خودمان را «بازنشسته» بدانیم.
مثال:
اگر درآمد ۱۰۰ داری → باید ذخیرهات ۴۰۰۰ باشد.
بعد از آن، فقط کافی است ۵ تا ۷ درصد بازدهی ماهانه بگیری تا هزینه زندگیات تأمین شود.
در آینده مفصل توضیح خواهم داد چگونه این کار را انجام خواهیم داد.
علاوه بر صندوق توسعه، باید یک صندوق ضربهگیر هم داشته باشیم.
پولی که برای روزهای بحرانی کنار گذاشته میشود؛
در جلسه بعد دربارهاش مینویسم.
باید نسبت به پولهایی که «ناگهانی» وارد زندگی ما میشوند حساس باشیم.
این پولها نباید صرف لذتهای سریع شوند.
باید سطح زندگی قبلی را حفظ کنیم و مازاد را سرمایهگذاری کنیم.
با این کار نهتنها آیندهمان تضمین میشود، بلکه در بلندمدت میتوانیم از سفرها و لذتها بهمراتب بهتر و پایدارتر بهره
رژیم مالی جلسه دوم 1404/09/18