آیا برای دادگاه عدالت مهم هستش یا فرض عرفی ظالمانه هیچ جای قانون نوشته نشده که طلاهایی که در عروسی به زن داده میشود هدیه هستش [ با استناد به ان که چیزی مکتوب نشده باشد] پس چرا باید زن ادعا کند که طلاهای داده شده در زمان عروسی هدیه هستند یا پا رو از گلیمش هم درازتر کند و بگوید طلاهای خریداری شده توسط مرد که فاکتورش هم به اسم مرده هست هدیه بوده است

گاهی عرف میتواند به ابزار ظلم تبدیل شود فرض کنید مردی از طبقه متوسط با زحمت فراوان و قرض طلایی برای سرمایه گذاری میخرد اگر صرفا به دلیل ازدواج قانون بگوید هرچه به خانه آوردی هدیه به زن هست این میتواند نقض حق مالکیت و حاصل زحمت او باشد . زندگی مشترک نباید به معنای سلب مالکیت اجباری از یک طرف باشد.
زندگی که دفتر اسناد رسمی نیست زندگی که جای قرارداد نوشتن نیست زندگی که با فردا اگر جدا شوم چه شروع نمیشود و خیلی چیزهای دیگر
باید یک قانون مشخص و ثابت باشد تا زن همچین ادعایی نکند . گرچه رویه دادگاه ها باهم فرق دارد و باید منتظر بمانم چه میشود خدا بزرگ هست فعلا که هیچ ادعا یا شکایتی مطرح نشده ولی فکرم کاملا مشغول همین موضوع هستش