ویرگول
ورودثبت نام
پیرباد ِ رامشگر
پیرباد ِ رامشگرمی نویسم، نه اینکه هستم، شاید پس از نوشتن اندکی باشم.
پیرباد ِ رامشگر
پیرباد ِ رامشگر
خواندن ۲ دقیقه·۲۴ روز پیش

پیرباد

یک چیزی بنویسم در مورد اسم این صفحه یعنی« پیرباد»اول خیال کردم فقط به خیال خودم رسیده، که زهی خیال باطل و این حرف ها چون اسم یک زیارت گاه در بین مردم ترکمن هست. ولی چه باک؟ یا اصلا ارزش مثلا اختراع یک اسم چیه؟

اما موقعی که این اسم به ذهنم اومد، حس کردم می‌تونه یک داستان، یا جرقه اون باشه. و بی دلیل یا شاید با دلیل به اینجا رسیدم که پیرباد می‌تونه یک رامشگر قدیمی باشه. یک خنیاگر دوره گرد مثلا، چه زمانی؟ هنوز نمی‌دونم. اما من همیشه انگار تصویری از این آدم که بر فراز یک کوه و پای درخت بلوط یا انجیر کوهی نشسته و ساز در دست داره توی ذهنم می‌چرخید و زنده بود. اون قدر زنده بود که فکر میکردم این آدم حتما بوده. چون فکر میکنم هر تصویر خیالی که به ذهن ما میاد، یک جایی و یک زمانی زنده بوده یا زندگی خواهد کرد پس از این. پس این جناب پیرباد هم یا قبلا بوده یا بعد از این . و اصلا چرا اون رو در بند زمان کنیم؟

ولی خود کلمه، خیلی عجیبه. من هم عادت دارم یک کلمه رو که می‌شنوم برای خودم تجزیه و تحلیلش میکنم، میشکنم، و بعد این قطعات رو جور دیگه کنار هم میگذارم. یا سعی میکنم با جابجا کردن آکسان، معنی دیگه ازش به دست بیارم. مثلا این پیر ِباد بوده یا پیر باد!یا باد ِ پیر؟ یا همش؟ هر کدوم رو به عنوان معنی بگیری زیبایی خودش رو داره.

اما چرا اومدم در ویرگول؟ چند سال قبل صفحه نسبتا فعالی در ویرگول داشتم که از صدقه سر اون صفحه دوستانی پیدا کردم که بعدها که کوچ کردم به تلگرام و تلگرام نویسی، خواننده و مهرورز بودن نسبت بهم، و هستند هنوزاهنوز. حالیا که زدن و بستن و راه همین اینترنت رو هم آزمون گرفتن( مقداری فحش آبکشیده و نکشیده به بانیان این امر خطیر!!) دیدم اینجا تقریبا تنها جایی هست که میشه اون کِرم نوشتن و هوا کردن مطلب در دریایی که شاید یک نفر پیدا بشه و این خزعبلات رو بخونه، به یک نحوی ساکت کرد.

درخت بلوط
۳
۰
پیرباد ِ رامشگر
پیرباد ِ رامشگر
می نویسم، نه اینکه هستم، شاید پس از نوشتن اندکی باشم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید