ویرگول
ورودثبت نام
Setayesh.Mostafaei
Setayesh.Mostafaeiجز طنین یک ترانه نیستم!
Setayesh.Mostafaei
Setayesh.Mostafaei
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

آمدنم

زندگی معمولی من، چیزی شبیه به این تصویره، آشپزی کردن و کمک گرفتن از ادویه‌ها برای طعم و رنگ غذا شایدم زندگی !
زندگی معمولی من، چیزی شبیه به این تصویره، آشپزی کردن و کمک گرفتن از ادویه‌ها برای طعم و رنگ غذا شایدم زندگی !

۱۴۰۳/۰۸/۰۲

آمدنم، معمولی ترین اتفاق است. با این حال، مدت‌هاست که مادرم مرا معجزهٔ زندگی‌اش می‌شمارد. من معمولی‌ام، آمده‌ام تا در این جریان بی‌تفاوت، بازه‌ای را قدردان روز‌ها و آدم‌ها باشم و بعد هم برگردم به همان جایی که به آن تعلق دارم.

من معمولی‌‌ترینم زیرا دریافتم‌، دیگر مثل زمانی که کلاس پنجم ابتدایی بودم‌، نمی‌خواهم نامم در کنار مشاهیر تاریخ و کتاب‌ها باشد یا در تالار افتخارات نوشته شود.

نمی‌خواهم فقط به این خاطر که دیر‌تر از یاد برده شوم‌، کاری کنم که دنیا را تکان دهد‌ یا تمامی‌ ساکنانش را نجات دهد.

دلم می‌خواهد در خدمت زندگی باشم و گمان می‌کنم این بهترین حسن معمولی بودن است. زیرا بدین معناست که از هر دم‌، شاکرم ، محبت می‌کنم و امید را نشر می‌دهم، هر روز را صرف رشد و بهتر شدن خودم و جامعه‌ام می‌کنم.

من آمده‌ام تا هر روز از شگفتی‌ها شگفت زده شوم، تا اجازه ندهم دیدن هر روز خورشید برایم تکراری شود، اجازه ندهم که هر بار دیدن و شنیدن صورت و آوای کسانی که دوستشان می‌دارم برایم خسته کننده شود. من آمده‌ام و از اینجا بودنم خرسندم، چرا که زندگی، زنده بودن و انسان بودن، فرصتی‌ست که نصیب هر کسی نمی‌شود. قلبی دارم که آکنده از مهربانی‌ست و اصلا برای تقسیم کردن مهربانی‌هایم خسیس نیستم، ذهنم مدام درگیر سوالات است، درگیر ارتقاء یافتن ، درگیر جوهره‌ی حیات را مکیدن ، جسمم به دنبال سعادت است و من نمی‌خواهم فرصت به کمال رسانیدن هیچ‌کدامشان را از کف بدهم.

من معمولی‌ترینم،

و هیچ مشکلی با معمولی بودنم ندارم، صرفاً خوشحالم که اینجا و اکنون هستم.

زندگیمرگامید
۸
۶
Setayesh.Mostafaei
Setayesh.Mostafaei
جز طنین یک ترانه نیستم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید