
شنیدن و دیدن اینکه هنوز هم معلم هایی هستند که دفتر مشق دانشآموزان را به بهانه ی بد خط بودن پاره میکنند ، بسیار رنج آور است ، خصوصاً اینکه آن دانشآموز کلاس اولی هم باشد.
کودک ۷ ساله ای که نتیجه تلاش اولیه اش پاره می شود، آیا انگیزهای برای ادامه ی مسیر ۱۲ ساله خواهد داشت ؟
اما بشنوید توضیح معلمی را که در اولین روزهای ماه مهربانی ، دفتر مشق پسر کلاس اولی را پاره کرده است : میخواهم دفترهای مشق ، مرتب ، تمیز و خوش خط باشند و در کارنامه ی پایان سال تاثیر منفی نگذارند.
و یا معلمی که نقاشی های حاشیه ی کتاب نگارش دانش آموز ۷ ساله اش را پاک می کند و می گوید ، که این کار(نقاشی حاشیه ی کتاب) باعث شلختگی و نامرتبی کتاب نگارش می شود.
باعث تأسف است که خلاقیت، ذکاوت و هنر یک دانش آموز ۷ ساله توسط معلمش به شلختگی معنی میشود.
و یا معلم بسیار با تجربه ی دیگری در گوشهای از منطقه ی ۲ شهر تهران دانش آموزی را به دلیل بد خط بودن، امروز در قرن ۲۱ ،جلوی تخته برده و سر پا نگه می دارد و با این کارجلوی چشم همه ی دانش آموزان تحقیر ش میکند.
کاملا مسلم و واضح است که چنین معلم هایی هدف از آموزش را نمی دانند و یا اینکه در لابه لای گرفتاری های زندگی این هدف را گم کرده اند. هدف از آموزش ، یادگیری ، ایجاد شوق و انگیزه ی یادگیری، لذت بردن و کسب مهارت است.
روش معلمی که هدفش به نمایش گذاشتن خروجی کلاس است و تایید دیگران برایش اهمیت دارد نه یادگیری دانش آموزان ، و سیستم آموزشی که کارنامه و تکلیف محور است و خروجی معلم را این چنین ارزیابی میکند و میسنجد ، نخنما شده و نیاز به بازسازی اساسی دارد.
دانشآموزانی که امروزه در این دوره زندگی میکنند ، با دانشآموزان ۴۰ سال پیش فرق دارند ،(اگر چه احساسات و ارزش های انسانی همیشه یکسان است)در این دوره نیازها و اطلاعات موجود، نسبت به ۴۰ سال قبل تغییر کرده است و متنوع تر و بیشتر شده است، متاسفانه تغییرات در روش های آموزشی موجود ،متناسب با نیازهای امروزی نیست و بسیار جزئی است.
مدرسه ، خانواده و جامعه ی امروزی، اطلاعات ، دانش و مهارت بیشتری نیاز دارد تا بتواند متناسب با نیازهای امروز کودکان ، آنها را آموزش و پرورش بدهد.
آیا پاره کردن مشق کودکان ،جلوی تخته بردن آنها و انگشت نما کردن به دلیل بدخطی، در آنها ایجاد انگیزه ی آموزش می کند،یا حس بیزاری و نفرت را تقویت می کند؟ چه هدفی پشت سر این رفتارها وجود دارد؟
چه باید کرد؟
خانواده ، مهمترین حامی کودک است و مهمترین متقاضی آموزش برای او به حساب میرود ، بنابراین در مرحله ی اول ، بسیار مهم است که همه ی خانواده ها ، مهارت ، اطلاعات و دانش جدید را درباره ی نحوه علمی ،اصولی و درست آموزش فرزندانشان بیابند و بدانند.
نکته ی مهم این است که طبق نظر همه ی کارشناسان آموزش،اندیشمندان و روانشناسان، تنبیه، هدف آموزشی را از بین میبرد و یادگیری را کاملا مختل میکند. آنچه برای یک کودک ۷ ساله لازم است ، محیط آموزشی است که انگیزه و شوق یادگیری ایجاد کند تا کودک در مسیر یادگیری قرار بگیرد و از آموزش لذت ببرد.
همه ی مراحل رشد یک انسان ، طبیعی پیش میرود ، اگر حوادث طبیعی و یا خود افراد آن را با باور های محدود کننده ، تبدیل به دوران بحرانی نکنند.
به کدام پشتوانه ی علمی گفته می شود که کلاس اول ، مرحله ی بحرانی، سخت و مهم است؟
لطفاً به جای تکرار مداوم این نوع جملات، کمی واقع بینانه به موضوع نگاه کنید ،کودکان از لحظه ای که به دنیا می آیند ، در حال کسب شناخت و مهارت های مختلف هستند و کلا بستر زندگی برای هر انسانی محیط یادگیری است و کودکی ، نقطه ی شروع یادگیری است. آموزش ، مرحله ی خاصی ندارد از دوران کودکی شروع می شود و در کل زندگی جریان دارد.
معلمی که دفتر مشق کودک ۷ ساله را پاره می کند ، اول لازم است یاد بگیرد که کودک ۷ ساله، نوشتن را تازه شروع کرده و هر نوشته ی او، نشانه ی تلاش یک دانشآموز تازه کار است و ارزش ویژهای دارد.
معلم بهتر است یاد بگیرد وقتی حاصل تلاش یک دانشآموز تازه کار را پاره و یا پاک می کند در واقع به او این پیام را میدهد که ، تلاش تو بی ارزش است.
به این جملات توجه کنید :
بدبختی مون شروع شد .
ما امسال کلاس اولی داریم.
روزای خوش بچه ام تموم شد ،کلاس اولی شد و هر شب باید برای مشق نوشتن سروکله بزنیم.
شب دیر خوابیدن و کله ی سحر بیدار شدن ها شروع شد
کلاس اول ، پایه اصلیه اگر خوب پیش نره تا دیپلم بگیره ، بیچاره شدیم
این ها پیام هایی است که متاسفانه اغلب خانوادهها ، مستقیم و غیرمستقیم ، قبل از ورود به مدرسه،به کودکان، منتقل میکنند و کیف مدرسه ی کودک را با استرس ، نگرانی ، اضطراب و انبوهی از افکار پریشان، بسته و راهی کلاس اول میکنند و تازه توقع دارند فرزندشان شاد ، درسخوان ،خلاق و منظم و با پشتکار باشد.
این خواسته ی والدین ، با عملکردشان فرق دارد ، به همین دلیل است که نتیجه ، چیزی جز سرخوردگی و بیزاری از درس خواندن و مدرسه نمی شود .
شرایط، وقتی سخت می شود که کنترل امور و نقشه ی راه از دست خارج می شود ، برای اینکه بتوانیم همه ی مراحل زندگی را به درستی مدیریت کنیم ، به نقشه ی راه و مهارت نیاز داریم ، نه غر زدن ،نگرانی و اضطراب.
برای اینکه فرزند کلاس اولی شما با آرامش از این مرحله ی زندگی عبور کند، به خانواده ای توانمند ، هدفمند، دانا و مطلع نیاز دارد، در این صورت حتی اگر معلم هم دفتر مشق او را پاره کند ،چون کودک حامی و پشتیبانی مطلع مثل خانواده دارد از این مرحله به سلامت عبور خواهد کرد ، هر چه خانواده ، در کشیدن نقشه ی راه ، خلاقیت و دانش بیشتری خرج کنند ، همان قدر مسیر مطمئن امن و پر از آرامش خواهد بود.
ادامه دارد