ویرگول
ورودثبت نام
میترا معروفی
میترا معروفیروانشناس ، مشاور کودک،نوجوان و خانواده
میترا معروفی
میترا معروفی
خواندن ۷ دقیقه·۵ سال پیش

دردسرهای تکلیف خانگی دانش آموزان

یکی از دغدغه‌های مهم هر والدینی، موضوع

مدرسه و درس خواندن فرزندشان است، اینکه بهترین نمره ها را کسب کند ، به موقع و بی چون و چرا تکالیفش را انجام بدهد ، در مدرسه و خانه منضبط و حرف گوش کن و آرام باشد ، خوب بفهمد ، عالی حرف بزند و کاملا مطابق سلیقه و خواست والدین رفتار کند.

مرا با تکلیف نسنجید
مرا با تکلیف نسنجید



این خواسته های والدین درست ، اما

آیا والدین ،هویتی مستقل برای فرزندانشان قائل هستند ؟
آیا والدین نیازهای فرزندشان را به درستی می شناسند ؟
آیا این نیاز سنجی بر اساس میل و خواسته و سلیقه ی والدین تعریف می‌شود؟
آیا اصلاً توانایی ، علاقه ،ظرفیت و هویت مستقل فرزندان هم در نظر گرفته می شود؟

یکی از مهمترین اتفاقاتی که از شش سالگی در زندگی کودکان می‌افتد این است که ، پدر و مادر یکباره به معلم‌های سخت گیر ، ایرادگیر ، نگران و بسیار جدی تبدیل می‌شوند.

بنابراین ،کل زندگی کودک به شدت زیر ذره بین می‌رود و همه ی رفتارهای او ،حتی شکل شخصیتش با عملکرد درسی و چگونگی نمره هایش سنجیده می‌شود ، به طوری که به جز درس ، نمره و رفتار در مدرسه ،چیزی از کودک باقی نمی‌ماند و دقیقا اینجاست که رابطه ی والد و فرزندی تخریب می‌شود و کودکی که تا دیروز ذوق و شوق شناختن، یاد گرفتن و کنجکاوی برای دانستن داشت ،ناگهان بی‌انگیزه می‌شود و مدام ساز مخالف می زند.

هرقدر میزان ایراد گیری خانواده بیشتر شود و نقطه ضعف ها واشکالات به رخ کشیده شود و والدین بر روی غلط های درسی و نمره‌های کم و ضعف‌ها تمرکز کنند،در های یادگیری مغز کودک نیز بیشتر قفل می‌شود.

با این اوضاع، دردسرهایی مثل تکلیف انجام ندادن ، نمره ی پایین گرفتن و بی تفاوت شدن به یاد گیری شروع می شود و آن کودک سر به راه ،حرف گوش کن و با هوش ، به یک کودک نافرمان و لجباز تبدیل می‌شود و مهمتر اینکه انگ بیش فعالی، بی توجهی و عدم تمرکز هم می‌خورد.

در این مرحله ،استفاده از جملات تحقیرآمیز ،تهدید و داد کشیدن و دستور دادن و به طرق مختلف مجبور کردن و حتی جایزه خریدن و غیره شروع می‌شود و آرامش خانه و خانواده را به هم می‌ریزد ومتاسفانه این روند، مانع یادگیری می‌شود ، چون باعث می‌شود کودک فکر کند نه تنها خودش نمی تواند شرایط را کنترل کند، بلکه والدین و معلم ها هم نمی توانند شرایط را کنترل کنند و این وضعیت او را مضطرب و نگران می کند و باعث کاهش تمرکزش می شود.

چرا کار به اینجا می کشد؟

آن والدین سهل گیر که خوابشان هم بر اساس خواب کودک تنظیم می‌شد، چرا ناگهان این قدر سخت‌گیر و متوقع شدند؟

هیچ کس را با زور ،تهدید، تحقیر و حتی جایزه دادن و تشویق کردن نمی توان مجبور به یادگیری کرد.

"البته ناگفته نماند که اغلب در کلاس ها و کارگاه ها از والدین و برخی از معلمان و مدیران سازمان ها شنیده می شود که می‌گویند: پدران و مادران ما هم زورگو بودند و با کتک و تهدید به درس خواندن و رفتارهای دیگر مجبورمان کردند و در این راه موفق هم بودند چون اکنون ما و خواهر و برادرانمان ، برای مثال تحصیل کرده و موفق شدیم، در حالی که چون ما راه والدین را نمی رویم و تنبیه نمی کنیم ، فرزندمان پررو و مسئولیت گریز شده اند.

در توضیح باید گفت که اگرچه کنترل بیرونی و انگیزه‌های بیرونی بی اثر نیست و ممکن است تاثیر گذار باشد ، اما هرگز یادگیری را نهادینه نمی کنند".(از کتاب تئوری انتخاب در مدرسه)

در آموزش با زور و اجبار و تهدید و حتی تشویق، یادگیری موقتی و گذراست، به محض اینکه مشوق بیرونی، تهدید، تنبیه یا پاداش و جایزه قطع شود و یادگیرنده بداند که دیگر از آن خبری نخواهد بود، رفتارش تغییر می کند و اثر آموزش قطع می‌شود.

در این مرحله کودک یا دانش آموز دیگر از مقررات پیروی نمی کند.

اگرچه ممکن است که بعضی وقت ها با زور و اجبار، نتایج مورد انتظار خانواده ها به دست بیاید ،مانند: نمره ی عالی گرفتن، مقام و رتبه ی بالا کسب کردن، موفق شدن در کنکور، تحصیل در بهترین رشته های دانشگاهی، اما خروجی آن ممکن است زیاد خوشایند نباشد، چون دانشجو یا دانش آموزی که از نتیجه ی کار خود احساس رضایت ندارد و فقط از ترس تنبیه و یا از ذوق تشویق و یا برای برآورده کردن آرزوی والدینش درس خوانده ، از یادگیری لذت نمی برد و حتی با وجود کسب نتایج دهان پرکن ، آرامش ندارد و مدام در زندگی دنبال قطعه ی گمشده ی پازل خوشبختی می گردد.

اگرچه داشتن امکانات مالی و موقعیت های تحصیلی و شغلی عالی باعث رفاه نسبی می شود، اما داشتن آرامش ، نشاط ، انگیزه و شوق زندگی و لذت بردن از لحظه لحظه ی زندگی و دریافت و درک معنای زندگی، کیفیتی است که با پول و موقعیت شغلی و تحصیلی، خریدنی نیست و نیاز به یادگیری دارد

والدین محترم هدف از مدرسه رفتن فرزندتان را بازبینی کنید:

✅وقتی میل و انگیزه ی یادگیری از کودکی خودجوش نباشد به مسیر خوشبختی منجر نخواهد شد.

✅داشتن برنامه ریزی مناسب والدین، باعث منضبط شدن کودک می شود:

کودک تا ۶ سالگی و قبل از ورود به مدرسه هر کاری دلش می‌خواهد می‌کند ، خانه قانون و مقررات مشخص و منظمی ندارد، کودک ساعت خواب مشخصی ندارد،او ساعت یازده شب در پارک مشغول جامپینگ است و دوازده شب بستنی می‌خورد و یک نصف شب کارتون می‌بیند... این آزادی‌ها یکباره از ۶ سالگی محو می‌شود و خانواده انتظار دارد آن کودک بی‌برنامه ناگهان منظم شود،یعنی ساعت ۹ بخوابد ، صبح به موقع به مدرسه برود و تکالیفش را منظم و سر وقت انجام بدهد.

راه حل چیست ؟

⭐کودکان برنامه‌ریزی، منضبط بودن ، متعهد بودن و مقررات خانگی را از والدین الگو برداری می کنند ،بهتر است منتظر سن ۶ سالگی نباشید و از همان آغاز کودکی قوانین جاری در منزل مشخص و اجرا شود .

⭐هماهنگ بودن برنامه‌های خانواده با هم در ایجاد نظم بسیار موثر است مثلا اگر فرزند مدرسه‌ای دارید مهمانی‌های وقت و بی‌وقت و برنامه هایی را که ساعت خواب و تمرین و تکلیف کودک را به هم می‌ریزد، متوقف کنید و یا حداقل به تعطیلات آخر هفته موکول کنید.

⭐به عنوان والدین نقش تان را با معلم عوض نکنید ،شما ناظر انجام تکالیف در منزل هستید نه آموزش دهنده

⭐ مراقب رابطه ی عاطفی خود با فرزند تان باشید یادتان باشد شما مادر و پدر هستید نه معلم و آموزش دهنده

⭐قرار نیست پدر یا مادر هنگام انجام تکالیف کنار فرزندشان بنشیند و لحظه‌به‌لحظه،وخط به خط را نظارت کنند، بلکه باید یک ساعت مشخص راتعیین کنید و از او بخواهید دقیقا در همان ساعت مقرر تمرین هایش را انجام دهد.

⭐یادتان باشد اگر حتی برنامه‌ریزی به هم بریزد ،مثلا اگر مهمان ناخوانده و سرزده برسد ،شما باید همچنان مقید به آن ساعت مشخص باشید، این کار باعث می‌شود احساس مسئولیت کند و مطمئن باشد که هیچ برنامه ایی (یه جز موارد اضطراری و خاص که البته خرید و مهمانی و ...شامل آن نمی شود)این نظم را به هم نمی ریزد.

چه باید کرد:

❓از خودتان بپرسیدهدف از مدرسه رفتن چیست؟

❓از خودتان بپرسید کودکم قرار است در مدرسه چه چیزهایی را یاد بگیرد؟

❓از خودتان بپرسید آنچه را که در مدرسه یاد می گیرد چه کمکی به زندگی او می کند؟

جواب هایتان راهنمای رفتاری شما خواهد بود.

✅یک ساعت مشخص برای انجام تمرین های خانگی مقرر کنید و به آن ساعت مقید باشید.

ا✅گر فرزندتان برای آن یک ساعت مشخص چانه زنی می کند(یه ذره دیگه بازی کنم؟یه ذره بیشتر کارتون ببینم؟ و...) و می خواهد از شما تخفیف بگیرد ، به هیچ عنوان نپذیرید ، چون اقتدارتان را از دست می دهید و کنترل اوضاع به دست کودک و شرایط می افتد.

✅اگر کنترل شرایط در دست شما نباشد و کودکان متوجه احساس استیصال و ناچاری شما بشوند، قطعاً مقید و مسئول و متعهد به انجام تکالیف در همان ساعت مشخص نخواهند بود.

↩مدام به خودتان یادآوری کنید :

ما به کودکمان راه ورسم درست زندگی را می آموزیم.

(پس عصبانیت،خشم،احساس استیصال معنی ندارد.)

دانش آموز در حال آموختن است قرار نیست بدون غلط بنویسد و منطقی نیست که دیکته ی همه ی کلمات را بداند،دانش آموز،کاتب ،ریاضی دان ، جغرافی دان و عالم دهر نیست کودک یا نوجوانی است که در حال یادگیری و کسب تجربه است ، پس لطفا او را با نمره هایش نسنجید و از غلط های او شوکه نشوید و حرص نخورید.

??این کتاب ها را برای مطالعه ی بیشتر پیشنهاد می کنم????


۱
۰
میترا معروفی
میترا معروفی
روانشناس ، مشاور کودک،نوجوان و خانواده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید