ویرگول
ورودثبت نام
میترا معروفی
میترا معروفیروانشناس ، مشاور کودک،نوجوان و خانواده
میترا معروفی
میترا معروفی
خواندن ۴ دقیقه·۵ سال پیش

زندگی تو را باورهایت می سازند!

شما چه تصویری از خودتان دارید؟
خودتان را چگونه می بینید؟
لطفاً به این جملات توجه کنید :

سه جمله ی متفاوت از سه فرد مختلف:

۱: هیچ وقت از خودم راضی نیستم هر بار کاری شروع می کنم ، نیمه کاره رها می کنم و نمی تونم تمومش کنم و این حس بی کفایتی ، مدام منو اذیت می کنه ، دوست ندارم کسی متوجه این بی عرضگی من بشه و ترس از لو رفتن موضوع ، مدام رنجم می ده

۲: من بدبختی های زیادی تحمل کردم، فرزند طلاقم پدری خودشیفته دارم و مادری تنها ، که هیچ وقت نتونستند تنهایی های منو پر کنند و نیازهامو برآورده کنند، با این حال من همیشه از بچگی به خودم ایمان داشتم و می دونستم می تونم سرنوشتمو تغییر بدم و به همین دلیل همیشه روی پای خودم هستم و از کسی کمک نمی گیرم .

۳: من مرض خرید کردن دارم ، چه خوشحال باشم و چه ناراحت ، دلم می خواد فقط خرید کنم. میل به خرید کردن دیوونه م می کنه ،وقتی امکان خرید کردن نباشه داغون می شم و اصلا تحمل ندارم و ترس از اینکه یه روزی نتونم وسایلی که می خوام بخرم ، دائم مضطربم می کنه و این اضطراب باعث شده مدام عصبی باشم.

چطور افراد چنین مسیرهای متفاوتی را در پیش می گیرند؟ تصاویری که افراد از خودشان دارند از کجا می‌آید؟دلیل این برداشت های متفاوت چیست؟

دلیل این برداشت های متفاوت از خود ، باورهای مرکزی افراد است ، باورهای مرکزی همه چیز زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد ، از انتخاب همسر تا انتخاب شغل و رشته تحصیلی.

انسان توسط باورهای منفی و محدودکننده که درباره خود و زندگیش دارد ، زندانی می‌شود.

این باور ها از کجا می آیند؟ چگونه عمل می کنند و چطور می‌توانند در تصور ما از خودمان تاثیر بگذارند؟

"اساس شخصیت شما را باور های مرکزی ثبت شده تشکیل می‌دهند ،این باورها هستند که شما را به عنوان یک فرد ارزشمند یا بی ارزش ، باکفایت یا بی کفایت ، قوی یا ضعیف ، دوست داشتنی یا حقیر ، مستقل یا وابسته ، قابل اعتماد یا مشکوک ، انعطاف پذیر یا خشک توصیف می کنند و به شما تلقین می‌کنند که دنیا با شما عادلانه رفتار کرده است یا قربانی شرایط زندگی تان شده اید." از کتاب زندانیان باور"

خاطرات ، احساسات عاطفی ، احساسات بدنی و تصاویر ذهنی که از سالها قبل شکل گرفته‌اند، باعث شکل‌گیری طرحواره‌هایی شده‌اند که بدون اینکه شما بشناسید و بدانید اختیارهمه ی زندگی شما را در دست گرفته اند ،این طرح واره ها به این دلیل شکل گرفته‌اند که نیازهای عاطفی ما در دوران کودکی برآورده نشده است ، و الان هم کاری می‌کنند که این نیازها برآورده نشود. دکتر جفری یانگ می گوید :

این طرح واره ها ، عملکرد اجتماعی خانوادگی ، شغلی ، تحصیلی ،جنسی و عاطفی افراد را به سه صورت تحت تاثیر قرار می‌دهند :

۱: افرادی که از طرح‌واره های خود فرار می‌کنند.
۲:افرادی که تسلیم طرحواره های خود می شوند.
۳: افرادی که برعکس طرحواره های خود عمل می‌کنند.

چطور می توانیم به این آگاهی برسیم؟

چطور می توانیم طرحواره ها یمان را پیدا کنیم؟

آیا می‌توانیم از زندان این باورهای منفی و محدودکننده خلاص شویم؟ چگونه می توانیم این باورهای منفی را بشناسیم؟

شما می توانید باورهای مرکزی خود را بشناسید و به تدریج و آرامی تغییر بدهید ، کنار بگذارید و اصلاح کنید. کشف و اصلاح باورهای مرکزی نیازمند صرف وقت و احساس تعهد نسبت به خود است شما با پشتکار می‌توانید باورهای منفی خود را بشناسید و حتی تغییر دهید و باورهای جدید جایگزین کنید.

ریشه ی این باورها در کودکی شماست .

مرحله ی اول ،خودآگاهی است اول لازم است برای شناختن خودتان دست به کار شوید.

دکتر جفری یانگ می گوید:

این طرحواره ها ، ناسازگار و ناکارآمد هستند یعنی به درد ما نمی خورند اما برای بقای خود می جنگند او معتقد است، این طرح واره ها از بین نمی‌روند ،اما قابل کنترل هستند و تعدیل می‌شوند.

چه باید کرد؟

کتاب های مفیدی در این خصوص ‌هست که شما را یاری می کنند ، یکی از این کتاب ها ،"کتاب زندانیان باور" است که شما را با این مبحث آشنا می‌کند و کمک می‌کند گامهای نخست را بردارید و پرسشنامه هایی دارد که به شما کمک می کند طرحواره های خود را پیدا کنید و حتی می توانید از شکل گیری طرحواره های ناسالم پیشگیری کنید و در صورت لزوم با کمک یک درمانگر و مشاور از زندان باورهای منفی خود آزاد شوید.


معرفی کتاب:

زندانیان باور


۱۰
۲
میترا معروفی
میترا معروفی
روانشناس ، مشاور کودک،نوجوان و خانواده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید