ویرگول
ورودثبت نام
میترا معروفی
میترا معروفیروانشناس ، مشاور کودک،نوجوان و خانواده
میترا معروفی
میترا معروفی
خواندن ۴ دقیقه·۵ سال پیش

چرا کودکم شاد نیست؟

*هیچ وقت دلم نمی خواد به دوران کودکی برگردم, دلم می خواد همه خاطرات دوران کودکی یک دفعه از ذهنم پاک بشند، با اینکه سال‌ها از آن دوران گذشته اما هنوز تصاویر تلخ خاطرات کودکی آزارم می ده و اصلاً دلم نمی خواد با فرزندم همون رفتاری رو داشته باشم که پدر و مادرم با من داشتند، ترس از اینکه نکنه مثل اونا باشم منو نگران و مضطرب کرده و نمی تونم مادر خوب و کافی برای پسرم باشم*


شاید باورتان نشود، اگر بگویم سال‌هاست این جمله را مکرر می شنوم،

*یک قاب ثابت و تکراری از تصویر مادر و یا پدری نگران با بغض شکسته در گلو و گاهی خسته و مضطرب که به دنبال راه نجات آمده‌اند و حاضرند هر کاری از دستشان برمی‌آید انجام دهند تا فرزندی خوشبخت و موفق پرورش بدهند.*

این آرزوی اکثر پدر و مادرهاست. فرزندپروری، مسیری بسیار پر پیچ و خم، اما لذت بخش است مثل مسیرهای سرسبز و زیبایی که به شمال کشورمان منتهی می شوند و ما حاضریم پیچ‌های خطرناک و مسیر سختی را تجربه کنیم و ساعت‌ها حتی در ترافیک بمانیم، اما تصور مقصد زیبای شمال کشورمان، مدام به ما انگیزه می‌دهد و برای ادامه مسیر هیجان داریم .

پژوهش‌های علمی نشان می دهند درک والدین از تجربه های اولیه زندگی خودشان، تاثیر زیادی در نحوه فرزندپروری آنها دارد و چه بسا باعث می‌شود تعامل های منفی خانوادگی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود،در واقع آنچه که در نحوه فرزندپروری والدین تاثیر می گذارد تجربه های تلخ کودکی آنها نیست، بلکه برداشت و درکی است که والدین از این تجربه‌ها دارند و چنان در الگوهای گذشته زندانی شده‌اند که در رابطه ی آنها با فرزندانشان تاثیر می‌گذارد و احساس استیصال می‌کنند و به همین دلیل مضطرب می شوند.

*راه حل کلیدی* این است که والدین، فرصت تعامل بر تجربه های کودکی خودشان را داشته باشند و درک و معنی جدیدی به دست بیاورند و از محدودیت‌های گذشته خلاص شوند. آنچه که مسلم است، کمتر پیش می‌آید والدینی قصد آزار فرزندشان را داشته باشند، هر چه در گذشته ی ما صورت گرفته، به اندازه آگاهی همان موقع پدر و مادرمان بوده ،آنها همان مقدار که بلد بودند رفتار کرده‌اند .

هیچ کدام از ما کودکی کاملی نداشته ایم و همه ما در دوران کودکی چالش‌های بسیاری داشته‌ایم

*چه باید کرد؟*

در مسیر پر پیچ و تاب فرزندپروری انتخاب های بسیاری داریم به دو انتخاب مهم اشاره می‌کنم:

۱: می‌توانیم همچنان اسیر تجربه های تلخ کودکی گذشته خودمان باشیم و خودمان را در زندان تاریک هیجانات و احساسات تلخ حبس کنیم و همان روش گذشته را پیش بگیریم و همان رابطه ای را با فرزندمان داشته باشیم که والدین ما با ما داشتند.

۲: برای ترمیم و یا تسکین رنج های گذشته، راه حل بیابیم و اقدام کنید که در این صورت ذهن ما از درگیری‌های گذشته آزاد می‌شود و دیدگاه جدیدی پدید می‌آید و می‌توانیم با به دست آوردن الگوی کودک سالم، مسیر فرزندپروری را آسان کنیم و فرصت طلایی رشد فرزندمان را در دست بگیریم و با نقشی متفاوت ،والدین موفق باشیم.

*یک انتخاب می‌‌تواند تکلیف فرزندپروری ما را روشن کند*

قبل از فرزنددار شدن تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم از زندان خاطرات گذشته ،خود را خلاص کنیم و با شناخت جدیدی که از خود به دست می‌آوریم، آماده ی کسب تجربه های جدید شویم .

*چرا مسیر فرزندپروری به نا کجا آباد می رسد؟*

اغلب زوج ها حتی قبل از فکر فرزند دار شدن، اسم انتخاب می‌کنند، انواع و اقسام وسایل مورد نیاز و حتی فانتزی و مدرن روز را برای فرزندی که هنوز نطفه اش بسته نشده است تصور و یا حتی تهیه می‌کنند، حتی برای او که هنوز نیامده ،تصمیم می‌گیرند، چون قرار است آرزوهای ناکام آنها را برآورده کند،اما هیچ نقشه ی راهی برای فرزند پروری ندارند، این همان مسیر اشتباهی است که مقصدش ناکجاآباد است.

*نقشه راه فرزندپروری چیست؟*

"درک ما از زندگی خودمان چگونه به فرزندانمان کمک می کند؟

"با شناخت بهتر زندگی مان می‌توانیم توانایی درک خود را عمیق تر کنیم و به تجربه‌های هیجانی ،به دیدگاه خود به جهان و تعامل های خود با فرزندانمان انسجام ببخشیم. پژوهش‌ها به روشنی نشان داده‌اند که دلبستگی فرزندانمان به ما از آنچه که در کودکی برای ما رخ داده است اثر می پذیرد. البته شخصیت یک کودک ،تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله ژنتیک، خلق و خو، سلامت جسمی و تجربه است .

رابطه ی والد-فرزند یک بخش بسیار مهم در فرزند پروری است که به طور مستقیم ،شخصیت کودک در حال رشد را شکل می دهد.هوش هیجانی ،عزت نفس و توانایی‌های شناختی و مهارت های اجتماعی بر اساس رابطه ی والد و فرزند ساخته می شوند، پس نحوه ی تعامل والدین بر زندگی خودشان، مستقیما این رابطه را شکل می‌دهد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد کودکانی که با والدینشان ، ارتباطی مثبت در زندگی داشته‌اند، تاب آوری لازم را برای مقابله با چالش های زندگی دارند. پژوهش‌ها به این نتیجه ی جالب دست پیدا کرده‌اند که والدینی که خودشان ،والدین به اندازه کافی خوب نداشته‌اند یا حتی کودکی های پر از ضربه و آسیب های روانی را تجربه کرده‌اند، می‌توانند از زندگی خود معنی جدیدی بسازند و با فرزندانشان، روابط سالمی داشته باشند .

برای فرزندان ما آنچه که مهم است و از آن الگو برداری می کنند،گذشته ی ما نیست، بلکه نحوه ی پردازش و درک ما از آن تجربه های گذشته است. "( بخش داخل گیومه،از کتاب *فرزند پروری از درون به برون*)


*خبر خوب اینکه:فرصت تغییر و رشد در تمام طول زندگی ما استمراردارد و در جریان است.*



۱۱
۳
میترا معروفی
میترا معروفی
روانشناس ، مشاور کودک،نوجوان و خانواده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید