این روزها کافیه از یک کودک ۵ ساله درباره کرونا بپرسید, به زبان خودش و با دانش ۵ ساله ش یک ساعت می تونه درباره ی کرونا و اتفاقات مربوط به
اون حرف بزنه و یا کافیه درباره ی مدل های مختلف موبایل، لپ تاپ، و .... از یک نوجوان ۱۳ ساله سوال کنید،شاید اغراق نباشه اگر بگم می تونه به راحتی به اندازه ی یک تاجر با تجربه، اطلاعات درست، به روز و مفید بده، اما اینکه این اطلاعات و این مطالب تا چه حد به درد یک کودک ۵ ساله و یا یک نوجوان۱۳ساله می خوره و چقدر در زندگی کمکش می کنه و یا بهتر بگم چقدر براش مضره ، موضوع مطلبی است که خدمتتون ارائه می کنم:
در دنیای پر سرعت امروز، کودکان مثل بزرگسالان با چالش های مختلفی زندگی میکنند و با وجود سن کمشان ناچارند این همه مشغله و گرفتاری حاصل از سرعت و شتاب ساختگی امروز را تجربه کنند.
گاه ما بزرگسالان چنان سوار بر قطار زمان می تازیم یادمان میرود این مسیر پر پیچ و خم ، زیباییهایی هم دارد که باعث آرامش روح و روان میشود و لذت زندگی را دو چندان میکند.یکی از این زیباییها،وجود معصومانه و پر از شور و شوق و نشاط کودکان است.
چند روز پیش در کارگاه قصه گویی خلاق با ۳۰ کودک ۵،۶،۷و۸ ساله درباره ی اینکه چطور می توانیم فقط با کلمات و جملات ابراز محبت کنیم،صحبت میکردیم و دنبال کلمات وجملات متنوع میگشتیم،اما متاسفانه به جز دو جمله ی تکراری "دوست دارم و عاشقتم"، جملات و کلمات جدیدی رد و بدل نشد،تقریباً اندوخته ی لغات همه ی آنها درباره ی شادی بسیار کم بود. نه اینکه حافظه ی آنها برای یادگیری کافی نباشد،متاسفانه جملات و کلمات ناقل شادی را کمتر شنیده بودند و چه بسا یادنگرفته بودند،نه اینکه بانک لغاتشان خالی باشد ، اتفاقاً بانک لغات کودکان امروزی پر از کلمات وجملات خشم آلود، منفی و بی محتواست، آنها کلمات وجملات محبت آمیز کم شنیده اند.
چه لزومی دارد یک کودک ۸ ساله آمار تلفات ویروس کرونا را بداند و چه لزومی دارد یک کودک ۶ ساله هر شب با ترس از کرونا سر به بالین بگذارد؟
منظور این نیست که واقعیتها را از کودکان پنهان کنیم و آنها غرق در دنیای تخیلی ، غیر واقعی و فانتزی زندگی کنند ، بلکه مسئله این است که کودکان به اندازه ی ظرفیت و دانش سنشان از واقعیتها مطلع باشند و به جای تمرکز بر ترس ها و نگرانی ها ، غرق شادی ، بازی و نشاط دوران کودکی باشند.
والدین ، معلمان و همه ی کسانی که با کودکان سروکار دارند ، حتی پزشکان و پرستاران ، موظفند برای تامین سلامت عاطفی کودکان ، متعهدانه تلاش کنند.
چه بسا کودکان ، امروزه به الفبای آرامش و شادی ، بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند ، آنچه که سیستم ایمنی بدن آنها را تقویت میکند ، شادی ، نشاط ، بازی ، امید و رویاهای شیرین دوران کودکی است.
متاسفانه خانههای ما به جای محل امن و آرامش برای خانواده ، تبدیل به مقر شبکههای مختلف خبری ، آن هم از نوع جنگ و درد و بیماری شده است و به طور ناآگاهانه کاملاً مستقیم آرامش کودکانمان را به هم میریزد و با چالشهای توان فرسا و مکرر به آنها فشار میآورد و باعث افزایش هورمون های مختلف استرس در بدن کودکان میشود.
۱: ساده ترین ، بهترین و اولین راه حل این است که کودکان را از اخبار دور کنید.
۲: در جستجوی راههای کسب آرامش برای کودکان باشید.
۳: اگر وقت تفریح و گذراندن لحظات مفرح با کودکان را ندارید کیفیت رابطه ی خود را با آنها افزایش بدهید ، برای این کار یک ربع حتی با تمام وجود برایشان لحظات شاد بسازید.
۴: برای ایجاد لحظات شاد،روشهای سادهای وجود دارد: کمیت مطرح نیست،کیفیت را افزایش دهید.مثلا زمانی را که به کودکانتان اختصاص میدهید،موبایل ها را کنار بگذارید و مانند یک همبازی هم سنش با او بازی کنید و از قالب نظارت و کنترل والد بودن ، بیرون بیاید.
۵: به وجود کودکتان افتخار کنید و بگذارید این حس را از شما بگیرد که بودنش بدون هرگونه مهارت الصاقی، (مثل ساز زدن،حرکات آکروباتیک، ژیمناستیک ، هنرمند بودن،بلد بودن زبان خارجی و ....) برایتان اهمیت دارد.
داشتن مهارت برای کودکان لازم است ومزیت هم دارد، اما اینکه والدین کودکان را به خاطرداشتن این مزیتها دوست داشته باشند و فقط قابلیت ها و مهارت ها برای والدین ارزشمند باشد ، سلامت عاطفی کودکان را تهدید می کند.
۶: به کودکتان عشق بورزید،محبت کنید، در مصرف
کلمات محبت آمیز صرفهجویی نکنید ، با کلمات وجملات گوناگون،با نوازش، با در آغوش کشیدن به او بگویید،دوستش داریدو وجودش برایتان ارزشمند است. با کودکتان ورزش کنید ، حرف بزنید ، نه فقط امر و نهی کردن و مقایسه کردن با دیگران ،بلکه از موضوعات مورد علاقه ی کودک برای گفتگو انتخاب کنید.
۷: اگر کمی دقت داشته باشید کودکان و نوجوانان خودشان سوژه ی صحبت کردن و ارتباط کلامی را به شما می دهند ، وقتی با سوژه ی مورد علاقه ی آنها صحبت شروع می شود، رابطه ی عاطفی عمیقی بین والدین و فرزندان حتی در هر سنی ایجاد می شود که علاوه برتامین سلامت روح و روان هردوطرف،مصونیت خاصی در برابر آسیب های اجتماعی نیز ایجاد می کند.

کلام آخر اینکه:
شما می توانید راه های بسیار دیگری را طراحی کنید و پیشنهاد بدهید. نابودگر های آرامش کودکانتان را بشناسید ، معرفی کنید و به جای آن راههای کسب
آرامش را جستجو و پیدا کنید و به کار بگیرید.