ویرگول
ورودثبت نام
امین بهاری
امین بهاری
امین بهاری
امین بهاری
خواندن ۸ دقیقه·۴ ماه پیش

رابطه خدا و انسان در ادیان ابراهیمی: بخش یک (مقدمه)

مدتی است خواندن کتاب «درآمدی به مسیحیت» نوشته مری جو ویور ترجمه حسن قنبری از انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب را شروع کرده ام و قصد دارم به بهانه مطالب این کتاب بحثی را درباره ماجرای آفرینش آدم و تأثیری که شیوه‌های مختلف فهم این ماجرا و وجه تمثیلی آن بر زندگی انسان‌ها داشته است مطرح کنم.

در واقع نکته مهم این است که صرف نظر از اینکه واقعاً انسان‌هایی به نام آدم و حوا وجود داشته‌اند یا نه و بر ایشان چه گذشته است، اینکه ما چگونه به وجه تمثیلی این ماجرا می‌نگریم، معنای انسان بودن ما را تعیین می‌کند. زیرا روشن است که این داستان افزون بر وجه واقعی آن -- که قضاوت درباره آن فعلاً هدف این نوشتار نیست -- دارای وجهی تمثیلی و نمادین است، چرا که به روشنی می‌خواهد از انسان بودنِ انسان با بیانی روایی سخن بگوید. بر خلاف شیوه بیان فلسفی و عقلانی که با مفاهیم کار می‌کند و اگر به آن شیوه قرار بود از انسان بودنِ انسان سخن بگوییم ناچار باید مفهوم انسان را مورد تحلیل قرار می‌دادیم، در شیوه بیان روایی و داستانی آنچه مورد توجه است فرد خاصی از انسان است و از دریچه اتفاقاتی که برای این فرد می‌افتد، به تمام انسان‌ها نظر می‌شود. چیزی که در فهم چنین شیوه بیانی لازم است، پیدا کردن نمادها و تطبیق آن با زندگی هر روزین خودمان است.

پس از این منظر وقتی کتب مقدس ادیان ابراهیمی از ماجرای آفرینش آدم سخن می‌گویند، در واقع می‌خواهند تعریفی از انسان ارائه دهند و بگویند این انسان چه اوصافی دارد و این شیوه زندگی‌اش در دنیا چه تناسبی دارد با اوصافی که بر اساس آنها خلق شده است.

جوهره ادیان ابراهیمی

آنچه جوهره و بن‌مایه ادیان ابراهیمی را تشکیل می‌دهد در این عبارت خلاصه می‌شود که مومنان باید تلاش کنند اراده خداوند را بر روی زمین حاکم سازند و با اطاعت از خواست و اراده‌اش او را یاری دهند. این تلاش (از جانب انسان‌ها) و آن اراده (از جانب خدا) زمینه‌ساز چیزی است که پیمان یا عهد خوانده می‌شود. یعنی انسان‌ها متعهد می‌شوند که به مفاد عهد الهی پایبند باشند و آن را به تحقق رسانند. به همین جهت هم هست که دو کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان به نام عهد عتیق و عهد جدید خوانده می‌شود.

چنین تلقی‌ای از خداوند و خواست و اراده او مستلزم آن است که خداوند خدا را بر انسان‌ها آشکار کرده باشد و با آنها سخن گفته باشد. این همان چیزی است که به نام وحی می‌شناسیم و البته مخاطبان آن افراد محدودی هستند. آنچه از ادیان ابراهیمی برمی‌آید آن است که خداوند نسبت به سرنوشت آدمیان حساس بوده و بدین جهت آغازگر ارتباط با آنها بوده است. از نظر ویور، نویسنده کتاب، این ارتباط در اینجا به پایان نمی‌رسد بلکه انسان‌ها نیز بر حسب پاسخی که به پیام الهی می‌دهند، در این ارتباط مشارکت می‌کنند: پاسخ مثبت و منفی آنها به پیام الهی تاریخی از حوادث را شکل می‌دهد و خداوند هر بار برای نجات انسان‌ها مداخله می‌کند و طرحی نو در می‌اندازد بی‌آنکه آزادی آنان را نقض کند. (صص 34-35 و 51-56)

سِفر پیدایش

بررسی اجمالی سِفر پیدایش تصویری از خدای خالق را نشان می‌دهد که ماحصل آن در این سه عبارت خلاصه می‌شود (ص 43):

1- انسان‌ها به صورت خدا آفریده شده‌اند.
2- انسان‌ها آزادانه خواست خود را بر خواست خدا ترجیح دادند و خلقت را دچار اختلال کردند.
3- خدا وعده می‌دهد که از نو میان آنان روابط حسنه برقرار کند.

مجموعه سِفر پیدایش و خروج و کتب انبیا (مانند کتاب داوران و یوشع و سموئیل و حزقیال و ...) ماجرای تفصیلی افت و خیز قوم بنی اسرائیل در وفاداری به عهد الهی و مداخله‌های خداوند برای برقراری مجدد شرایط وفای عهد است. اینکه این ماجراها را چطور باید فهمید و تفسیر کرد وابسته است به شناخت ما از انسان و دلیل افت و خیزش در وفای به عهد. همه اینها نیز از راه فهم رابطه انسان و خدا در ماجرای آفرینش انسان تفسیر مناسب خود را پیدا می‌کنند.

باب سوم سِفر پیدایش
باب سوم سِفر پیدایش

ماجرای آفرینش انسان از نظر تورات

در باب سوم سِفر پیدایش چنین می‌خوانیم:

1 و اما مار از همۀ وحوش صحرا که یهوه خدا ساخته بود، زیرکتر بود. او به زن گفت: «آیا خدا براستی گفته است که از هیچ‌یک از درختان باغ نخورید؟» 
2 زن به مار گفت: «از میوۀ درختان باغ می‌خوریم، 
3 اما خدا گفته است «از میوۀ درختی که در وسط باغ است مخورید و بدان دست مزنید، مبادا بمیرید.» 
4 مار به زن گفت: «به‌یقین نخواهید مرد. 
5 بلکه خدا می‌داند روزی که از آن بخورید، چشمان شما باز خواهد شد و همچون خدا شناسندۀ نیک و بد خواهید بود.» 
6 چون زن دید که آن درخت خوش‌خوراک است و چشم‌نواز، و درختی دلخواه برای افزودن دانش، پس از میوۀ آن گرفت و خورد، و به شوهر خویش نیز که با وی بود داد، و او خورد. 
7 آنگاه چشمان هر دوی آنها باز شد و دریافتند که عریانند؛ پس برگهای انجیر به هم دوخته، لُنگها برای خویشتن ساختند.
8 و صدای یهوه خدا را شنیدند که در خنکی روز در باغ می‌خرامید، و آدم و زنش خود را از حضور یهوه خدا در میان درختان باغ پنهان کردند. 
9 ولی یهوه خدا آدم را ندا در داده، گفت: «کجا هستی؟» 
10 گفت: «صدای تو را در باغ شنیدم و ترسیدم، زیرا که عریانم، از این رو خود را پنهان کردم.» 
11 خدا گفت: «که تو را گفت که عریانی؟ آیا از آن درخت که تو را امر فرمودم از آن نخوری، خوردی؟» 
12 آدم گفت: «این زن که به من بخشیدی تا با من باشد، او از آن درخت به من داد و من خوردم.»
13 آنگاه یهوه خدا به زن گفت: «این چه کار است که کردی؟» زن گفت: «مار فریبم داد و من خوردم.»
14 پس یهوه خدا به مار گفت: «چون چنین کردی، از همۀ چارپایان و همۀ وحوش صحرا ملعونتری! بر شکمت خواهی خزید و همۀ روزهای زندگی‌ات خاک خواهی خورد.
15 میان تو و زن، و میان نسل تو و نسل زن، دشمنی می‌گذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنۀ وی را خواهی زد.»
16 و به زن گفت: «درد زایمان تو را بسیار افزون گردانم؛ با درد، فرزندان خواهی زایید. اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود، و او بر تو فرمان خواهد راند.»
17 و به آدم گفت: «چون سخن زنت را شنیدی و از درختی که تو را امر کردم از آن نخوری خوردی، به سبب تو زمین ملعون شد؛ در همۀ روزهای زندگی‌ات با رنج از آن خواهی خورد. 
18 برایت خار و خَس خواهد رویانید، و از گیاهان صحرا خواهی خورد. 
19 با عرق جبین نان خواهی خورد، تا آن هنگام که به خاک بازگردی که از آن گرفته شدی؛ چراکه تو خاک هستی و به خاک باز خواهی گشت.»
...
22 و یهوه خدا فرمود: «اکنون آدم همچون یکی از ما شده است که نیک و بد را می‌شناسد. مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا ابد زنده بماند.» 
23 پس یهوه خدا آدم را از باغ عدن بیرون راند تا بر زمین که از آن گرفته شده بود زراعت کند. 
24 پس آدم را بیرون راند، و در جانب شرقی باغ عدن کروبیان را قرار داد و شمشیری آتشبار را که به هر سو می‌گشت، تا راه درخت حیات را نگاهبانی کند.

آنچه از این عبارات برمی‌آید آن است که خوردن آدم از آن درخت او را به حال خود آگاه کرد. پیشتر هم برهنه بود اما آگاه نبود. و آگاه نبود که برهنگی نیک نیست. اکنون که به نیک و بد آگاه شده است بر بدی وضع خود وقوف یافته است.

همچنین درمی‌یابیم که آدم با خوردن از آن درخت مانند خدا شد. اما از ابتدا نیز قرار بود آدم به صورت خدا آفریده شود. پس چه بسا خوردن از آن درخت بخشی از مسیر خلقتش بود که باید با نیروی آزادی خود آن را تحصیل می‌کرد. نه اینکه گناه و عدول از خلقت و ایجاد اختلال در آن باشد.

همچنین روشن است که مطابق این روایت، آدم بر اثر خوردن از آن درخت مجازات می‌شود. البته همه طرفین درگیر در ماجرا شامل مار و حوا. و این مجازات نه فقط ناظر به آدم و حوا (و مار) بلکه ناظر به تمام نسل انسان‌هاست. اگر آنچه سبب چنین مجازاتی شده، اراده آزاد آدم و حوا بوده است، چرا باید دیگر انسان‌ها را قصاص قبل از جنایت کرد؟ اگر هم سبب این مجازات به چیزی در سرشت آدمی برمی‌گردد، پس این آدم نبوده است که در خلقت الهی اختلال ایجاد کرده، بلکه خود خداوند با چنین شیوه خلقتی در کار خودش اختلال ایجاد کرده است.

این ملاحظات ما را به فهم عمیق‌تری از رابطه انسان و خدا سوق می‌دهند. رابطه‌ای که آغاز آن هبوط و مجازات و ایجاد شکافی پرناشدنی میان خدا و انسان نباشد. آنچه در تصویر توراتی از لحظه بروز آزادی انسان به دست می‌آید، تداخل میان آزادی انسان و اراده خداست و این تداخلی است که محرک تاریخی پر فراز و نشیب شده است. مضمون این تداخل در تصنیفی از لوئیس چنین آمده است (صص 43-44):

دو کودک دنیایی زیرزمینی را کشف می‌کنند که همه در آن در خوابند و کل فضا اسرارآمیز است. در وسط حیاط، یک زنگ کوچک نقره‌ای و یک چکش و کتیبه‌ای با این نوشته می‌یابند:
ای غریبه ماجراجو، انتخاب کن؛
زنگ را به صدا درآور و منتظر خطر بمان،
یا متحیر باش تا دیوانه شوی،
که اگر زنگ را به صدا در می‌آوردی چه اتفاق می‌افتاد. (Lewis, C. S. (1955). p. 51)

این آزادی که همواره با چیزی محدود شده است و خطری نامعلوم آن را تعقیب می‌کند، چه فهمی از آزادی است و در این بازی با آزادی انسان چه حقیقتی وجود دارد؟

ادیان ابراهیمیآفرینش انسان
۱
۰
امین بهاری
امین بهاری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید