
باز امشب من شکستم تا که تنها تر شوم
یا روم در یاد او ،یا او بیاید خواب من
باز امشب در سکوتی بی نظیر
می شنیدم ،خواهد آمد تا سحر
باز امشب جای یک جام شراب
کوزه ای بشکسته گشتم، تا دهد یک قطره آب
باز امشب در غزلهایی که درسر میگذشت
گفت،بهترتر ازاینکه ،یارِ تو معشوق گشت