سلام مامان زودتر صبحونم رو آماده کن میخوام برم باشگاه تا محمد نیومده باشگاه رو باز کنم .. .. چی میخوری ایمان؟ همون تخم مرغ یه دونه کافیه باید بیشتر پس انداز کنیم راستی مامان اجاره خونرو من جور میکنم نمیخواد اینقدر کار کنی این ماه یکم استراحت کن انشالله بابا چند ماه دیگه آزاد میشه زندگی هم روی خوشش رو به ما نشون میده دیروز رضا از اون پودرهای پروتئینی که آمریکایی هست بهم داد لامصب عجب چیزی بود دستم باز بشه حتما میخرم. .... انشالله مامان
محمد:ایمان هنوز باشگاهی ؟ آره دیگه دارم آماده میشم با موتور برم راستی انگار خیلی شلوغ شده برم یه سر پیش دوستام بعد هم میرم خونه (بچه ها امشب خیلی هیجان دارن مثل پرنده ایی که از قفس پریده )
صدای دو گلوله همزمان ایمان درب قفس را شکست و آرام خوابید به راستی که او آزاد شد
به یاد ایمان