ویرگول
ورودثبت نام
خونِ خاک
خونِ خاکخونِ خاک متن‌هایی علیه فراموشی، علیه روایت رسمی، و علیه انسانِ بی‌موضع. نه سرگرمی، نه بی‌طرفی.
خونِ خاک
خونِ خاک
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

…از حقیقت؛

از میان لایه‌های سختِ سکوت و خاک، صدایی برخاسته؛ صدایی که نه به گذشته پناه می‌برد و نه با اعتراضِ خام تعریف می‌شاز میان لایه‌های سختِ سکوت و خاک، صدایی برخاسته؛ صدایی که نه به گذشته پناه می‌برد و نه با اعتراضِ خام تعریف می‌شود. این صدا از درون هویت بیرون آمده، آرام اما مصمم؛ شبیه آتشی که مدت‌ها زیر خاکستر مانده و حالا ناگزیر خودش را نشان می‌دهد.

این صدا دنبال تعریف نیست. سؤال می‌پرسد. نه فقط اینکه «که هستیم»، بلکه مهم‌تر از آن: «چه می‌خواهیم بشویم» و « چه می‌خواهند بشویم» . دانستن کافی نیست؛ لحظه‌ای می‌رسد که باید تصمیم گرفت، حتی اگر تصمیم، تنها ماندن باشد.

آنچه اینجا گفته می‌شود، برای تسلی نیست. کلمات نقش تزئینی ندارند؛ ابزارند. برای تشخیص، نه برای آرام‌کردن. از تجربه گفته می‌شود، از زخم‌هایی که انکار نشده‌اند، از حقیقتی که شاید خوشایند نباشد اما واقعی است.

نه گذشته تقدیس می‌شود و نه آینده وعده داده. تمرکز بر اکنون است؛ جایی که هر فرد ناچار است نسبت خود را با جهان روشن کند. این صدا قرار نیست نماینده باشد، قرار نیست جمع بسازد، قرار نیست دیده شود.ناگزیر خودش را نشان می‌دهد.

آنچه اینجا گفته می‌شود، برای تسلی نیست. کلمات نقش تزئینی ندارند؛ ابزارند. برای تشخیص، نه برای آرام‌کردن. از تجربه گفته می‌شود، از زخم‌هایی که انکار نشده‌اند، از حقیقتی که شاید خوشایند نباشد اما واقعی است.

نه گذشته تقدیس می‌شود و نه آینده وعده داده. تمرکز بر اکنون است؛ جایی که هر فرد ناچار است نسبت خود را با جهان روشن کند. این صدا قرار نیست نماینده باشد، قرار نیست جمع بسازد، قرار نیست دیده شود.

هویتحقیقت
۱
۰
خونِ خاک
خونِ خاک
خونِ خاک متن‌هایی علیه فراموشی، علیه روایت رسمی، و علیه انسانِ بی‌موضع. نه سرگرمی، نه بی‌طرفی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید