ویرگول
ورودثبت نام
دکتر یوسف رضا ادیب زاده
دکتر یوسف رضا ادیب زاده
دکتر یوسف رضا ادیب زاده
دکتر یوسف رضا ادیب زاده
خواندن ۷ دقیقه·۵ سال پیش

طرح تسهيل و جنگ طبقاتي

طرح تسهیل و جنگ طبقاتی!

دکتر یوسف رضا ادیب زاده

ریاست کمیسیون حمایت از اعضا و صیانت از مرکز وکلا کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه

دکتر حسن خلیل خلیلی

وکیل پایه یک دادگستری

در جامعه فاقد طبقه متوسط، استثمار توده ها تسهیل می گردد.

طرح تسهیل صدور برخی مجوزهای کسب و کار، در نگاه اول طرحی برایالتیام به دردهای عده کثیری از فارغ التحصیلان رشته هایی است کهبدلیل تعداد زیاد متقاضیان، موفق به قبولی و ورود در عرصه فعالیتصنفی در زمینه ای که مشتاقند، نشده اند. وکالت یکی از این زمینههای کاری است که به دلایل مختلف مطمح نظر بسیاری از افراد قرارگرفته، به طوری که حتی بسیاری از فارغ التحصیلان رشته هایدیگر، مجددا به تحصیل در رشته حقوق روی آورده اند. این استقبال بهقدری بالاست که در سالهای اخیر شاهد رقابت یکصد هزار نفری برایورود در این عرصه ایم.

اینکه دلایل این مسأله چیست و چرا چنین اتفاقی در ایران شکلگرفته، موضوع نوشتار دیگری است که در آینده نزدیک بدان پرداخته میشود. اما سوال کلیدی در این مقال این است که: چه رابطه ای بینطرح تسهیل با جنگ طبقاتی وجود دارد؟ مقصود از جنگ طبقاتی چه میباشد؟ و آیا اساسا طرح این سوال در جامعه ایران درست است؟

در تحليل عامل تعيين كننده طبقه اجتماعي، اگرچه ماركس تأكيديانحصاري بر عوامل اقتصادي دارد، ماکس وبر معتقد است كه باید بهمقوله بزرگ ارزشها نیز توجه داشت.

تجربه انقلابهای بزرگ دنیا از جمله انقلاب اسلامی ایران در سال۱۳۵۷ نشان می دهد که: همواره انقلابها توسط طبقه متوسط یا با هدایتطبقه متوسط صورت می گیرد، زیرا طبقه ممتازه و بالای اجتماعیهمواره سعی در حفظ وضع موجود داشته و نه تنها رغبتی به انقلاباجتماعی ندارد، بلکه وقوع انقلاب را خطری بزرگ برای منافع و اهدافخویش می دانند و همواره سعی می کنند به طرق مختلف از وقوع انقلاباجتماعی جلوگیری نمایند. از طرفی طبقات پایین جامعه بدلیلگرفتار شدن در فقر و جهل، احساس و تشخیص ضرورت و همچنینتوان کافی برای انقلاب را ندارند. در این میان تنها طبقه متوسط جامعهاست که خطر بالقوه برای وقوع انقلاب محسوب می گردد.

با بررسی دقیق طرح تسهیل، پیش بینی می گردد که پیامد وشاید هدف اصلی این طرح از بین بردن طبقه متوسط و جلوگیری ازاعتراضات مدنی طبقه متوسط است.

تحولات جديد در كشورهاي در حال توسعه به پيدايش و رشد طبقة متوسطجديد انجاميده است. طبقه ای که يك نيروي مترقي و سازنده و مدافعآزادي و نوسازي، استقرار مدرنيزاسيون و موتور محركه تحول زندگياجتماعي كشورهاي پيراموني به سوي شيوه توليد صنعتي و دولت مدرن ونيروي اصلي انقلابي را تشكيل مي دهد. افراد این طبقه، كنشگراناصلي جنبشهاي نوين اجتماعي-از جنبش طرفدار صلح و فمينيسم گرفتهتا جنبش طرفدار محيط زيست- بوده، در تثبيت هنجارها، ارزشها و آداب ورسوم مشاركت مي كنند تا جامعه دلخواهشان را بسازند. اعضاي اينطبقه از تحصيلات نسبتاً بالايي برخوردارند و به دنبال اجراي برنامه هايفرهنگي و اجتماعي هستند، و در بسياري از مواقع برخي از اعضاي اينطبقه امكان دستيابي به حاكميت سياسي را دارا هستند. بی شک، هرطبقة اجتماعي مي تواند در صورت رسيدن به خودآگاهي اجتماعيروشنفكر خود را توليد كند. طبقه متوسط جديد با محوريت روشنفكرياست، چون گفتمان روشنفكران، گفتمان دموكراسي است.

در ایران، رشد سریع دیوانسالاری و افزایش روزافزون تقاضا برایجذب متخصص و مدیر در بخش عمومی و خصوصی در کنار گسترشآموزش های جدید، منجر به ایجاد و پیدایش طبقه متوسط غیرکارفرما، مشتمل بر متخصصین آزاد (وکلا، پزشکان، سردفترداران،نویسندگان، مهندسان و ...)، نیروهای نظامی، شاغلین یقه سفید(قضات، معلمان، اساتید دانشگاه و ...) و متخصص در بخشخصوصی و روشنفکران گردید. رشد سریع آموزش و نظامبوروکراسی، از جمله عوامل اساسی سامان یافتن طبقه متوسط جدیددر ایران می باشد. براساس نظریه کارشناسان علوم اجتماعی، اعضایطبقه متوسط، کارگزاران اصلی دولت سازی و عاملین جریان نوسازیدر این دوره جدید بوده اند به طوری که شاید بتوان با اطمینانبیشتری چنین ادعایی را مطرح کرد که فرآیند نوسازی در ایران بانقش کاربردی طبقه متوسط همزمان و مقارن بوده است.

تجربه انقلاب ایران نشان می دهد که، افكار و نظريات طبقه متوسطسنتي و جديد هم زمان عليه استبداد داخلي و استعمار خارجي همگن شدو حكومت پهلوي را درهم كوبيد. طبقه متوسط جديد در اوان انقلاب نقشبسزايي داشت ولي بعد از جنگ با تغيير ساختارهاي اقتصادي، موقعيتطبقه متوسط جديد (روشنفكران، بوروكراتها، متخصصان و ...) به خطرافتاد. رواج اقتصاد داخلي مبتني بر بهره و سود، دلالي و واسطه گري وبه وجود آوردن سوداگران دولتي و خصوصي، طبقه متوسط جديد را از نظراقتصادي به سطح طبقه پايين سوق داده است.

طرح تسهیل صدور برخی مجوزهای کسب و کار، زمینه ای را فراهم میآورد که طبقه متوسط به طبقه پایین جامعه تنزل کند، بدین شکل که باحذف ظرفیتها از یکسو و آمار زیاد متقاضیان این حرفه ها، تعدادافرادی که در صنف بخصوصی فعالیت می کنند به درجه اشباعرسیده، نهایتا بخش اعظم درآمد بین عده کثیر جذب شدگان تقسیممی شود. اگرچه این مسأله به ظاهر مطابق با عدالت اجتماعی است، امادر واقع توزیع عادلانه فقر در بین اعضای صنف است. رفته رفته با اینرویه، صنفی که در گذشته جزء مشاغل طبقه متوسط جامعه بوده وفعالان صنف، کنشگران و فعالان اجتماعی نیز محسوب می شدند،دیگر رمقی برای فعالیت اجتماعی ندارد و درگیر نان و نیازهایاولیه خود خواهد بود. چنین صنفی هرگز قادر نخواهد بود که نقشراهبر و پیشگام را در عرصه فعالیتهای اجتماعی ایفاء کند و طبقاتپایین نمی توانند از رهنمودهای این صنف برخوردار شوند و این، بابطبع کنشگرانی است که منتقدین اجتماعی و آمران به معروف و ناهیاناز منکر را مانع اقدامات نامشروع و حیف و میل ها و پایمال نمودنبیت المال و حقوق جامعه می بینند.

قشرهایی چون پزشکان، معلمین، وکلا، مهندسین، اساتید دانشگاه،قضات، سردفترداران و ... در همه جای دنیا جزء طبقه متوسط محسوبمی شوند، اما در ایران شاهدیم که برخی از قشرهای اجتماعی که درگذشته جزء طبقه متوسط جامعه بودند، اینک در طبقه پایین اقتصادیجامعه بسر می برند. از جمله این اقشار معلمین هستند. معلمان فداکارو دلسوزی جامعه که قبل و حتی تا اوایل دهه دوم انقلاب، پیشگامانتحولات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران بودند، اینک با صد افسوسو ضمنا پوزش باید شاهد. بی تفاوتی و بی توجهی آنان در این عرصهها باشیم. ارتباط این مسأله با تنزل اقتصادی این محل تأمل است. قشری که روزگاری آبرومندانه راهنما و مرشد جامعه محسوب می شد،امروز همکار بنگاه‌های املاک و رانندگان محترم تاکسی شده و آنالگوهای انسانی، تغییر جایگاه و درجه داده اند. و پیامد آنرا درتربیت نسل های جدید و پیش رو دیده و خواهیم دید.

این رویکرد دقیقا مخالف رویکرد مقام معظم رهبری است که از سال۱۳۶۸ خطر تهاجم فرهنگی و ضرورت تحکیم پایه های فرهنگی وحمایت از اقشار فرهنگی را در اولویت قرار داده اند. همین مسأله باکمی تأخیر در میان اساتید دانشگاه و قضات نیز به شکلی دیگررایج خواهد شد.

پیامد سقوط جایگاه حرفه ای وکلا در پاکستان را عملا در غیرتأثیرگذار بودن آنان در تحولات اجتماعی و سیاسی پاکستانشاهدیم.

نتیجه اینکه، هر چه جایگاه اقتصادی اصناف تنزل و اقشار اجتماعیتنزل یابد و میزان وابستگی آنان به رفع نیازهای اولیه بیشتر گردد،به همان نسبت جایگاه تأثیرگذاری اجتماعی و سیاسی آنان تقلیلمی یابد.

و سرخوردگی ناشی از این رکود اجتماعی، افسردگی اجتماعی واحتمالا در غلطیدن در فساد و تباهی را در پی خواهد داشت.

از سوی دیگر، حذف آزمونهای سخت برای مشاغل ممتازه مخصوصاوکالت، قضاوت، سردفتری و طبابت، خطر افت سطح علمی و مهارتی اینحرفه ها را بهمراه دارد. برخی از این رشته ها از بس مهم اند که سوگندشرافت، یکی از وجوه ممیره آنان از سایر مشاغل است که نشانگرعمق حساسیت این گروه از مشاغل می باشد. چگونه می توان با حذفظرفیت، امیدوار به جذب افراد دانا و توانا در این زمینه های حساسشغلی بود؟

بنابراین، ملاحظه می گردد که طرح تسهیل، عملا سطح توانمندی اینمشاغل را تنزل داده، جامعه نیز نسبت به آنان، بی اعتماد می گردد ودیگر حاضر نیست آنان را طرف مشورت خویش قرار دهد. این مسألهدر عالم طبابت یعنی ناامنی در حوزه سلامت، در حوزه وکالت یعنیناامنی در دفاع، در عالم قضاوت یعنی ناامنی در دادگری، در عالمتعلیم و تربیت یعنی ناامنی در آموزش و تربیت و ... و نتیجه آن،محروم شدن جامعه از حق سلامت، حق دفاع، حق تعلیم و تربیت و حقعدالت ورزی و.‌‌.... خواهد بود.

در عمل شاهد افت شأن و جایگاه اجتماعی این گروه از اقشاراجتماعی خواهیم بود. این مهم، نوکیسگان و ناهلانی را که به ناروا درمسیر حرکت نظام اسلامی نفوذ کرده، حقوق جامعه را نادیده میگیرند و به لطایف الحیل سعی در پایمال کردن آن دارند، در حریمامن خودکامگی قرار خواهد داد. و دیگر انگیزه ای برای نجات طبقاتپایین جامعه وجود نخواهد داشت.

با اینحال، طبقه متوسط جديد هرچند از نظر اقتصادي در تزلزل قرار داردولي از نظر فكري و فرهنگي داراي رشد و خودآگاهي است و بيش از آنكهمتكي به قدرت و ثروت باشد، متكي به منزلت و حيثيت اجتماعي است و بارشد آموزش علم، سواد و آگاهي توانسته با دستيابي به توليدات فكري،منزلت اجتماعي مهمي را به دست آورد و اگرچه، اكنون از نظر اقتصاديدر حد طبقات پايين قرار دارد و از نظر قدرت، بيرون از حكومت سياسياست، ولي منزلت اجتماعي آنان به طور نسبي حفظ شده و همين منزلتاجتماعي (پايگاه اجتماعي آنان)، موتور حركت فكري آنان مي باشد بهگونه ای که در دهه هاي اخير طبقه متوسط از اهميت و پرستيژ بالايي درجامعه برخوردار بوده است.

اينك با وجود اينكه همگان بر اين باورند كه موتور توسعه بر حجم طبقهمتوسط و ميزان فعاليت اين طبقه بستگي دارد، اما شواهد نشان مي دهدكه با توجه به ساختار جامعه بايد در جستجوي تعريف شرايط جديدي برايطبقه متوسط به عنوان قشر خلاق جامعه بود و مهمترين نكته در تعريفشرايط، جلوگيري از انتقال اين طبقه به طبقه پايين مي باشد، زيرا همگانمي دانيم كه جامعه اي سالم است و مي تواند اميد به پيشرفت داشتهباشد كه طبقه متوسط آن بسيار گسترده تر از طبقه بالا و پايين باشد.

۰
۰
دکتر یوسف رضا ادیب زاده
دکتر یوسف رضا ادیب زاده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید