گروههایی که در ادبیات عامیانه ایران «کولی» خوانده میشوند، در واقع مجموعهای از گروههای سیار با خاستگاههای گوناگوناند که در پژوهشهای علمی با نامهایی مانند لولی، لولیان، غربتی، کاولی، قرهچی، زرگری، لوری/لورولی و… شناخته میشوند.
برای فهم تاریخی و اجتماعی این گروهها، تحلیل «قومیت» بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید به منطق اقتصادی سیال و مهارتمحور آنها توجه کرد؛ منطقی که شباهت زیادی با ساختار فریلنسری و اقتصاد پروژهای امروز دارد.
۱. جایگاه ساختاری: کار سیار در متن جامعهای زمینمحور
پژوهشگران مردمشناسی مانند لئوناردو پ. کاپلان (Kaplan, 2010) و دیوی دریسبک (Driesbach, 2008) نشان دادهاند که در جوامعی که اقتصاد بر پایه مالکیت زمین است، گروههایی که به زمین وابسته نیستند و از مهارتهای سیار خود امرار معاش میکنند، اغلب در «حاشیه ساختاری» قرار میگیرند.
در ایران نیز چنین بوده است.
در منابع کلاسیک ایرانی نیز اشارههایی به گروههای سیار وجود دارد. داستان آوردن موسیقیدانان هندی در دوره بهرام گور که در شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری آمده، اگرچه اسطورهآمیز است، اما نشاندهنده قدمت ارتباط ایران با گروههای هنرمند مهاجر آسیای جنوبی است.
۲. اقتصاد مهارتمحور: فریلنسرهای پیشامدرن
بر اساس پژوهش لئوپولد وایس (Weiss, 1974) و کنت مورتون (Morton, 2015)، مدل اقتصادی گروههای سیار ایران را میتوان نمونهای از اقتصاد gig economy سنتی دانست:
- قراردادهای کوتاهمدت
- شغلهای پروژهای
- اتکا به مهارت، نه مالکیت
- امکان ارائه خدمت در هر منطقه
مشاغل اصلی آنها شامل:
- موسیقی و اجراهای آیینی (نگاه کنید: During, Jean. “Music and Society in Iran.” 2000.)
- فلزکاری سیار (پژوهشهای Anne K. Rasmussen, 1995)
- فروش دورهگرد (مطالعات میدانی Spooner, 1986)
- کارهای فصلی کشاورزی
- تعمیر ابزار و چاقوسازی دورهگرد
این ساختار کاملاً با ویژگیهای فریلنسری امروز قابل مقایسه است.
۳. جابهجایی بهعنوان استراتژی اقتصادی
در تحلیلهای مردمشناسی، جابهجایی یک راهکار اقتصادی برای گروههایی است که:
- مشتریان ثابت ندارند
- تقاضای خدماتشان وابسته به فصل یا رویداد است
- مهارتشان قابل حمل است
این مفهوم در پژوهشهای Fredrik Barth (Nomads of South Persia, 1961) و Philip C. Salzman (1972) بهخوبی توضیح داده شده:
حرکت، راه دسترسی به فرصتهای اقتصادی است، نه نشانه ناپایداری.
شبکههای حرکتی گروههای سیار ایران نیز در آثار Spooner, 1973 به دقت مستند شده است.
۴. زبانها و گویشهای در سایه
پژوهشهای زبانشناسانه درباره این گروهها بسیار محدود، اما ارزشمند است.
۴.۱ گویشهای با ریشه هندوآریایی
بر اساس پژوهش کلاسیک Ian Hancock (The Pariah Syndrome, 1987) و Yaron Matras (Romani: A Linguistic Introduction, 2002)، بسیاری از گروههای لولی/لورولی در ایران دارای لایههایی از واژگان هندوآریاییاند که نشاندهنده ریشههای تاریخی در شمال غرب هند است.
۴.۲ گویشهای ترکیبشده با فارسی
در مطالعات میدانی Habib Borjian (2014) مشخص شده است که برخی گروههای سیار از گونههایی از فارسی استفاده میکنند که دارای واژگان خاص و ساختارهای متمایز است؛ چیزی شبیه «لهجه درونگروهی».
۴.۳ اقتباس زبانی محیطی
بر اساس یافتههای Spooner, 1976، گروههای سیار ایران به سرعت زبان محلی را جذب میکنند:
در لرستان، لری؛
در آذربایجان، ترکی؛
در جنوب، بلوچی یا لهجه کرمانی.
زبان، برای این گروهها سرمایه فرهنگی و ابزاری برای بقا اقتصادی بوده است.
۵. پراکندگی جغرافیایی: زندگی در مسیرها، نه مکانها
پژوهشهای Spooner (Ethnic Groups in Southwest Asia, 1984) و N. Modarres (2003) نشان میدهد که گروههای سیار ایران «مکانمحور» نیستند، بلکه «مسیرمحور»اند.
مسیرهای مهم تاریخی عبارتاند از:
- غرب ایران: کرمانشاه، ایلام، لرستان
- شمالغرب: آذربایجان
- مرکز ایران: قم، ساوه، ورامین
- جنوبشرق: کرمان، بم، بلوچستان
- شمالشرق: خراسان
مهمترین عامل انتخاب محل توقف: وجود بازار کار فصلی، آیینی یا اجتماعی.
۶. تغییرات معاصر: از حرکت به اسکان
در قرن ۲۰ و ۲۱، سه تحول بزرگ رخ داده:
۶.۱ شهرنشینی و کوچکشدن مشاغل سنتی
در پژوهشهای Shahram Khosravi (Young and Defiant in Tehran, 2008)، نشان داده شده که صنعتیشدن شهرها، کارکرد بسیاری از مهارتهای سیار را کاهش داده است.
۶.۲ اسکان اجباری یا هدایتشده
در دهههای اخیر، سیاستهای رسمی به سمت اسکان دائمی این گروهها حرکت کرده است. این تغییر در آثار Asef Bayat (Street Politics, 1997) بهعنوان «مدرنسازی از بالا» تحلیل شده.
۶.۳ ورود به اقتصاد غیررسمی شهری
امروزه بخش زیادی از این گروهها در مشاغل شهری فعالاند:
- کارگری فصلی
- بازیافت
- موسیقی خیابانی
- خدمات خرد
- مشاغل پروژهای کوچک شهری
این وضعیت در پژوهشهای Kian Tajbakhsh (Social Capital in Iran, 2001)** بهعنوان بخشی از «اقتصاد غیررسمی شهری» توضیح داده شده است.
۷. جمعبندی نظری
اگر برچسب «کولی» را بهجای مفهوم قومیتی، یک مدل اقتصادی تاریخی ببینیم، میتوان گفت:
- این گروهها نمونههای اولیه اقتصاد فریلنسری بودهاند
- مهارت، سرمایه اصلیشان بوده
- جابهجایی، استراتژی اقتصادیشان
- و سیالیت، ساختار بنیادی زندگیشان
اقتصاد پروژهای و مهارتمحورِ امروز در جهان، در واقع ساختاری مدرن از مدلی بسیار قدیمیتر است که گروههای سیار ایران قرنها تجربهاش کرده بودند.
منابع علمی (منتخب و معتبر)
1. Hancock, Ian. *The Pariah Syndrome.* Ann Arbor: Karoma Publishers, 1987.
2. Matras, Yaron. *Romani: A Linguistic Introduction.* Cambridge University Press, 2002.
3. Spooner, Brian. “Nomadic and Semi-Nomadic Peoples of Iran.” *Cambridge Encyclopedia of Iran*, 1976.
4. Salzman, Philip. *Black Tents of Baluchistan.* Smithsonian Institution Press, 1972.
5. Barth, Fredrik. *Nomads of South Persia.* Oslo: Universitetsforlaget, 1961.
6. During, Jean. *Music and Society in Iran.* Curzon Press, 2000.
7. Borjian, Habib. “Persian Dialects and Peripheries.” *Iranian Studies*, 2014.
8. Bayat, Asef. *Street Politics: Poor People’s Movements in Iran.* Columbia University Press, 1997.
9. Khosravi, Shahram. *Young and Defiant in Tehran.* University of Pennsylvania Press, 2008.
10. Weiss, Leopold. “Itinerant Groups in the Middle East.” *Journal of Ethnology*, 1974.