الهی دستت بشکنه روزگار اگر ننویسی بر ما چه گذشت.
امروز ۲ بهمن بود. صبح رفتم مجدد کارخونه یه سر بزنم یادشون نره منم کارمندی بودم اونجا
رفتم و رئیس نبود. ناچار رفتم بخش تولید، دیدم دارن کار میکنن. بعد دیدم یه سری از ابزارای کارشون و اکسسوری های تولید قاطی پاتیه و منم عاشق دسته بندی و جداسازی( یه نسخه ضعیف تر شلدون کوپر)
هیچی دیگه نشستم به سورت کردن اونا براساس رنگشون.
تموم که شد رئیس بزرگ اومد و رفتیم دفتر ببینیم توی نبود نت چه غلطی بکنیم؟
نتیجه این شد که فعلا تا نت وصل بشه یه سری کارهای اداری رو پیگیری کنم.
بعدش اومدم خونه و ناهار خوردم و رفتیم ختم «شوهر ننه عذرا» بعد از اونجا دوتایی با مامان رفتیم دهات سر خاک بابا و برگشتیم.
برگشتیم از دهات و یهو یه ترفندی به ذهنم رسید که بیام سیمکارتمو رومینگ کنم به ایرانسل. اینکار رو کردم یهو سیل نوتیف اپ ها سرازیر شد. حتی تا نزدیکای ساعت ۹ هم وی پی ان وصل بود و داشتم تو توییتر میگشتم تا حال بعضیا رو بپرسم.
خدا رو شکر اکثرا سالم بودن ولی وای از فیلم های کشتاری که اومده😭😭😭
هیچکدوم رو نمیشه دید. تخمین تعداد کشته ها بالای ۸۰ هزار نفره.
اینجا باید درود فرستاد بر خلفای راستین اسلام نظیر ابوبکر و عمر و یزید که دست خاندان رسالت رو از حکومت قطع کردن. چون اینا پیرو اونا هستن و معلومه که اوناهم اگه به قدرت میرسیدن همین بلا رو سر جامعه میاوردن.
حرف زیاده ولی بیشترش یا منتشر نمیشه یا گونی داره
پ.ن: حین نوشتن این متن یه دژاوو یا به معنای واقعی تر یه بگاوو برام رخ داد.