ویرگول
ورودثبت نام
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده> من زهرا سالاری‌ام، دختری که با دردها ساخت، با لبخند ادامه داد و از دل سختی‌ها نوشت. نویسنده‌ای از دل احساسات… زهرا سالاری، متولد ۱۳۸۷ ✨ برای رمان درخواستی به ایدی زیر پیام بدید salari1387zahra2025
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

رمان دروازه های پنهان ❌پارت چهارم به قلم زهرا سالاری ✍️

دروازه‌های پنهان❌ پارت چهارم

آریانا سنگ نورانی را در دست گرفت و جلو رفت، اما سایه سیاه، بزرگ‌تر و نزدیک‌تر شد. نفسش بند آمد، ولی دختر طلویی کنارش گفت:

«ترس، نشونه‌ای از زنده بودنته. فقط تمرکز کن!»

آریانا قدم بعدی را برداشت و ناگهان دید که شاخه‌های درختان مثل دیوارهای متحرک اطرافش را محاصره کردند. سنگ نورانی در دستش شروع به درخشیدن کرد و نور ملایمی مسیر امنی ایجاد کرد.

پسر سبزچشم جلو آمد و با لحنی آرام گفت:

«تو اولین مانعت رو پشت سر گذاشتی. این دنیا آزمون‌های سخت‌تری داره، ولی هر بار که عبور کنی، قوی‌تر می‌شی.»

آریانا لبخندی زد، ترسش هنوز بود، اما حس کرد که حالا بخشی از این دنیای عجیب شده است. جعبه چوبی در کیفش دوباره لرزید و زمزمه کرد:

«دروازه‌ها فقط برای شجاعان باز می‌شوند…»

و در همان لحظه، در مه غلیظ، نور دیگری پدیدار شد، روشن‌تر و راهنمای مسیر بعدی بود.

#رمان #رمان #رمان #داستان #نویسنده #کتاب

مهدیاحسانعلیحسام
۲
۰
زهرا سالاری نویسنده
زهرا سالاری نویسنده
> من زهرا سالاری‌ام، دختری که با دردها ساخت، با لبخند ادامه داد و از دل سختی‌ها نوشت. نویسنده‌ای از دل احساسات… زهرا سالاری، متولد ۱۳۸۷ ✨ برای رمان درخواستی به ایدی زیر پیام بدید salari1387zahra2025
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید