
بگذارید صادقانه حرف بزنیم. این روزها در خیابان که راه میروی، در فضای مجازی که چرخ میزنی، یا حتی بین دوستان و آشنایان که میچرخی، یک سوال ذهن خیلیها را درگیر کرده: این رابطههایی که بین دختر و پسر جوان میبینیم، واقعاً از ته دل است یا یک بازی زودگذر؟ پاسخ دادن به این سوال مثل جواب دادن به این میماند که بپرسیم "آب خنک است یا گرم؟" بستگی دارد به لیوانی که در آن است.
بیایید روراست باشیم. در خیلی از این رابطهها، هوس جنسی نقش پررنگی دارد. فیلمها، سریالها، اینستاگرام و تیک تاک، مدام دارند توی گوشمان میخوانند که عشق یعنی همان نگاههای اول، یعنی همان دلبریهای زودگذر، یعنی خوشگذراندن بدون دردسر. خیلی از جوانها هم بیآنکه خودشان متوجه باشند، دارند همان مدلی میشوند که ازشان انتظار میرود. رابطه برایشان شده یک بازی کامپیوتری که باید هر چه زودتر به مراحل بالاتر برسند. میبینیم دو نفر را که یک هفته است همدیگر را میشناسند، طوری در خیابان راه میروند که انگار سالهاست زن و شوهر هستند. اینجا دیگر عشق معنا ندارد، این یک مد شده، یک تقلید ناشیانه.
اما از آن طرف، نمیشود منکر این شد که آدمیزاد دلش میخواهد کسی باشد برای حرف زدن، برای خندیدن، برای درد دل کردن. توی این دنیای شلوغ و پرمدعا، خیلیها تنها هستند. سرشان توی گوشی است، اما دلشان خالی است. پدر و مادرها آنقدر درگیر زندگیشان شدهاند که شاید کمتر به حرف دل بچهها گوش میدهند. دوستها هم گاهی آنقدر مجازی شدهاند که آدم حس میکند با یک مشت عکس و استیکر طرف است. توی چنین خلائی، یک نفر که به حرفهایت گوش دهد، که بگوید "چطوری؟"، که یک پیام ساده صبحگاهی بفرستد، میشود یک تکیهگاه. این را دیگر نمیشود هوس نامید. این یک نیاز عاطفی است، یک گریه برای دیده شدن.
نکته تلخ ماجرا اینجاست که این دو تا قضیه آنقدر در هم تنیده شدهاند که خود بچهها هم گیج میشوند. خیلی از پسرها به بهانه نیاز عاطفی جلو میآیند، ولی ته ذهنشان هوس است. خیلی از دخترها هم دلشان یک رابطه عاطفی عمیق میخواهد، اما آنقدر از پسرها بازی خوردهاند که دیگر به هیچکس اعتماد نمیکنند، یا برعکس، آنقدر سادهاند که هر هوس بازی را به پای عشق میگذارند.
تهش چی؟ تهش یک سردرگمی. ما نه آنقدر مذهبی و سنتی هستیم که روابطمان برای ازدواج و تشکیل زندگی باشد، نه آنقدر مدرن و آگاهیم که بتوانیم یک رابطه سالم و بدون آسیب را تجربه کنیم. ماندهایم یک جای باریک بین زمین و آسمان. هم به خودمان دروغ میگوییم که این رابطه عاطفی عمیق است، هم به دیگران برچسب میزنیم که منحرفند.
به نظر من، تا وقتی که پدر و مادرها جای خالی محبت را در خانه پر نکنند، تا وقتی که توی مدرسه و دانشگاه به جای نصیحت کردن، به جوانها یاد ندهیم که چطور یک رابطه سالم را تشخیص بدهند، و تا وقتی که خودمان یاد نگیریم بین نیاز به عشق ورزیدن و هوسرانی مرز بکشیم، همینجوری سردرگم میمانیم. رابطههایمان هم میماند نیمهکاره، هم هوس است و هم نیاز، ولی در نهایت هیچکدام را به درستی تامین نمیکند.
#مصطفی ارشد