ویرگول
ورودثبت نام
Nasrin Barzin
Nasrin Barzin✨ I’m Nasrin Barzin, Executive Manager in logistics & oil, building resilient trade systems, accelerating global commerce, and driving sustainable growth across borders.
Nasrin Barzin
Nasrin Barzin
خواندن ۵ دقیقه·۲ ماه پیش

بازاندیشی نقش لجستیک در شرکت‌های ایرانی

به قلم نسرین برزین

لجستیک در بسیاری از شرکت‌های ایرانی همچنان به‌عنوان یک فعالیت اجرایی و واکنشی تلقی می‌شود، در حالی‌که در ادبیات نوین مدیریت، لجستیک یک نظام تصمیم‌ساز استراتژیک و یکی از ارکان اصلی خلق ارزش سازمانی محسوب می‌شود. این مقاله با رویکردی تحلیلی و انتقادی، به بررسی موانع پنهان، چالش‌های ساختاری و ضعف‌های شناختی در پیاده‌سازی نقش واقعی لجستیک در شرکت‌های ایرانی می‌پردازد. تمرکز اصلی مقاله بر عواملی است که کمتر در پژوهش‌های پیشین مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ از جمله فقدان معماری شناختی لجستیک، ناهماهنگی میان مسئولیت و اختیار، غلبه لجستیک رویدادمحور بر لجستیک مسأله‌محور و نقش مدیران لجستیک در بازتولید چرخه ناکارآمدی. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ریشه بسیاری از مشکلات لجستیکی در ایران نه در محدودیت‌های محیطی، بلکه در بلوغ فکری و مدیریتی سازمان‌ها نهفته است.

واژگان کلیدی: مدیریت لجستیک، معماری شناختی سازمان، تصمیم‌گیری لجستیکی، لجستیک مسأله‌محور، بلوغ لجستیکی

در دهه‌های اخیر، لجستیک از یک فعالیت پشتیبان به یک قابلیت استراتژیک در سازمان‌ها تبدیل شده است. پژوهش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که تصمیم‌های لجستیکی تأثیر مستقیمی بر هزینه کل، رضایت مشتری، تاب‌آوری سازمان و مزیت رقابتی دارند. با این حال، در بسیاری از شرکت‌های ایرانی، لجستیک همچنان به‌صورت محدود و تقلیل‌یافته تعریف می‌شود و نقش آن عمدتاً به حمل‌ونقل و پیگیری عملیات خلاصه شده است.

این مقاله با هدف بازاندیشی در نقش لجستیک و تبیین علل عمیق ناکارآمدی آن در شرکت‌های ایرانی تدوین شده و تلاش می‌کند با ارائه نگاهی نوآورانه، زمینه را برای بازتعریف جایگاه لجستیک در ساختار سازمانی فراهم سازد.

پژوهش حاضر بر پایه مفاهیم کلیدی مدیریت لجستیک و زنجیره تأمین، نظریه‌های تصمیم‌گیری سازمانی و ادبیات بلوغ سازمانی استوار است. در این چارچوب، لجستیک به‌عنوان یک نظام یکپارچه تصمیم‌گیری تعریف می‌شود که مسئول طراحی، هدایت و کنترل جریان کالا، اطلاعات و ریسک در سازمان است.

بر اساس این دیدگاه، اثربخشی لجستیک مستلزم وجود سه عنصر اساسی است:

1. اختیار تصمیم‌گیری متناسب با سطح مسئولیت

2. ساختار شناختی و مستندسازی دانش لجستیکی

3. هم‌راستایی لجستیک با اهداف مالی و استراتژیک سازمان

موانع پنهان در پیاده‌سازی نقش واقعی لجستیک در شرکت‌های ایرانی

فقدان معماری شناختی لجستیک

یکی از مهم‌ترین موانع کمتر مورد توجه، نبود معماری شناختی لجستیک در سازمان‌های ایرانی است. در بسیاری از شرکت‌ها، منطق تصمیم‌های لجستیکی مستندسازی نمی‌شود و دانش حاصل از تجربه افراد به سرمایه سازمانی تبدیل نمی‌گردد. این وضعیت موجب شخص‌محور شدن لجستیک و کاهش پایداری تصمیم‌ها در بلندمدت می‌شود.

ناهماهنگی میان مسئولیت و اختیار

در ساختار بسیاری از سازمان‌ها، لجستیک مسئول پیامدهای تصمیم‌هاست، اما اختیار تصمیم‌گیری در اختیار واحدهای دیگر قرار دارد. این ناهماهنگی، برخلاف اصول مدیریت علمی، منجر به کاهش پاسخگویی واقعی و افزایش ریسک‌های پنهان می‌شود.

غلبه لجستیک رویدادمحور بر لجستیک مسأله‌محور

تحلیل رفتار سازمانی شرکت‌های ایرانی نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری لجستیکی اغلب پس از وقوع بحران انجام می‌شود. نبود رویکرد مسأله‌محور و پیش‌نگر، موجب می‌شود که لجستیک به‌جای طراحی سیستم‌های پایدار، به مدیریت واکنشی بحران محدود گردد.

چالش زبان و ارتباط لجستیک با مدیریت ارشد

یکی از چالش‌های اساسی لجستیک در ایران، ناتوانی در برقراری ارتباط مؤثر با مدیریت مالی و ارشد سازمان است. تمرکز صرف بر هزینه‌های مستقیم حمل، بدون توجه به هزینه‌های تأخیر، ریسک و عدم قطعیت، موجب می‌شود ارزش واقعی تصمیم‌های لجستیکی درک نشود. این شکاف زبانی، جایگاه لجستیک را به‌عنوان یک مرکز هزینه تثبیت می‌کند.

نقش مدیران لجستیک در بازتولید ناکارآمدی

پژوهش حاضر نشان می‌دهد که بخشی از ناکارآمدی لجستیک ناشی از عملکرد خود مدیران لجستیک است. محدود کردن نقش به اجرا، پرهیز از ورود به مباحث استراتژیک و ناتوانی در دفاع تحلیلی از تصمیم‌ها، از جمله عواملی هستند که به تداوم وضعیت موجود دامن می‌زنند.

تحلیل نظری علل مقاومت سازمان‌های ایرانی در برابر پیاده‌سازی مدیریت دقیق لجستیک

لجستیک دقیق به‌عنوان سازوکار بازتوزیع قدرت سازمانی

از منظر نظریه‌های قدرت در سازمان، هر نظام مدیریتی که منجر به افزایش شفافیت، قابلیت ردگیری تصمیم‌ها و سنجش‌پذیری عملکرد شود، به‌طور مستقیم بر توزیع قدرت رسمی و غیررسمی اثر می‌گذارد. مدیریت دقیق لجستیک با تبدیل تصمیم‌های پنهان به داده‌های قابل تحلیل، ساختارهای قدرت مبتنی بر ابهام را تضعیف می‌کند. در بسیاری از سازمان‌های ایرانی، بخشی از اقتدار مدیریتی نه بر شایستگی سیستماتیک، بلکه بر تفسیر شخصی شرایط، تجربه فردی و فضای خاکستری تصمیم‌گیری استوار است. از این‌رو، لجستیک علمی به‌مثابه یک مداخله ساختاری، با مقاومت آشکار یا پنهان مواجه می‌شود.

تأثیر بستر نهادی و منطقه‌ای بر بلوغ لجستیکی

بر اساس نظریه‌های نهادی، سازمان‌ها رفتارهای مدیریتی خود را متناسب با محیط نهادی و تاریخی پیرامون خود شکل می‌دهند. در بستر ایران، عدم قطعیت مزمن، تغییرات مکرر مقررات و فشارهای محیطی، موجب شکل‌گیری نوعی عقلانیت بقا در مدیریت شده است. در این چارچوب، انعطاف فردی و تصمیم‌های موردی جایگزین طراحی سیستم‌های پایدار شده‌اند. این الگو، اگرچه در کوتاه‌مدت کارکرد تطبیقی دارد، اما در بلندمدت مانع شکل‌گیری بلوغ لجستیکی و نهادینه شدن مدیریت مبتنی بر فرآیند می‌شود.

تحلیل روان‌شناختی مقاومت در برابر لجستیک علمی

از منظر روان‌شناسی سازمانی، پیاده‌سازی مدیریت دقیق لجستیک مستلزم مواجهه مدیران با بازخوردهای شفاف، سنجش‌پذیر و گاه ناهمسو با برداشت‌های ذهنی آنان است. در سازمان‌هایی که هویت مدیریتی بر تجربه فردی و تصمیم‌گیری شهودی بنا شده، داده‌محور شدن لجستیک می‌تواند تهدیدی برای خودپنداره حرفه‌ای مدیران تلقی شود. این وضعیت به بروز سازوکارهای دفاعی مانند تعویق تصمیم، کم‌اهمیت جلوه دادن لجستیک علمی و حفظ ساختارهای اجرایی مبهم منجر می‌شود.

لجستیک علمی به‌عنوان آزمون بلوغ مدیریتی

برآیند تحلیل‌های مدیریتی، نهادی و روان‌شناختی نشان می‌دهد که پذیرش یا عدم پذیرش مدیریت دقیق لجستیک، شاخصی از سطح بلوغ مدیریتی سازمان‌هاست. سازمان‌هایی که قادر به پذیرش شفافیت، پاسخگویی و نقدپذیری هستند، لجستیک را به‌عنوان یک نظام تصمیم‌ساز می‌پذیرند؛ در حالی‌که سازمان‌های با بلوغ پایین‌تر، به لجستیک واکنشی و اجرایی بسنده می‌کنند.

بحث و نتیجه‌گیری

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مسأله لجستیک در شرکت‌های ایرانی بیش از آنکه ناشی از محدودیت‌های زیرساختی یا محیطی باشد، ریشه در ساختارهای فکری و مدیریتی دارد. بازتعریف لجستیک به‌عنوان یک نظام تصمیم‌ساز، ایجاد معماری شناختی، و توانمندسازی مدیران لجستیک از الزامات تحول پایدار در این حوزه است.

این مقاله می‌تواند مبنایی برای پژوهش‌های آتی در زمینه طراحی مدل بلوغ لجستیکی بومی و ارزیابی نقش لجستیک در توسعه سازمان‌های ایرانی قرار گیرد.

منابع

* Christopher, M. (2016). Logistics & Supply Chain Management. Pearson.

* CSCMP. (2022). Supply Chain Management Definitions.

* Mentzer, J. T. et al. (2001). Defining Supply Chain Management. Journal of Business Logistics.

* Grant, D. et al. (2017). Fundamentals of Logistics Management. Kogan Page.

*

supply chain
۱۲
۰
Nasrin Barzin
Nasrin Barzin
✨ I’m Nasrin Barzin, Executive Manager in logistics & oil, building resilient trade systems, accelerating global commerce, and driving sustainable growth across borders.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید