ویرگول
ورودثبت نام
آرزو
آرزوبال های من در قفس خانواده جا نمی‌گرفت. هرچند برایم سخت است نداشتن لانه و آشیانه. اما پرواز آن چیزی ست که در تقدیرم نوشته شده. من آزاد شدم تا پرواز بیاموزم، زود تر و بلند تر از همسالانم.
آرزو
آرزو
خواندن ۲ دقیقه·۴ ماه پیش

پناه؟ از چه سخن میگویی؟

بچه که بودیم پدر و مادر هایمان قوی ترین و مهم ترین آدم های جهان بودند کسانی که مطمئن بودیم میتوانیم در هر موضوعی به آنها تکیه کنیم

به یاد دارم در دوران دبستان اگر می‌خواستیم موثق بودن گفته مان را ثابت کنیم به اول حرف هایمان "مامانم گفته" اضافه میکردیم و با حس غرور و بدون هیچ ترسی از اشتباه بودن اطلاعاتمان حرفمان را میزدیم

و حتی اگر همه، حرفمان را نقض میکردند ما روی درست بودنش پافشاری میکردیم چون می‌دانستیم که "مامان گفته..."

آرزو داشتیم بزرگ شویم تا مثل مامان و بابا هایمان شویم همه چیز را بدانیم و از پس هر کاری برآییم

بزرگ شدیم

نه آنقدر بزرگ اما حداقل از فاصله ی کمتری به بزرگ شدن می‌نگریم

حالا دیگر بزرگ شدن را قوی شدن نمی‌دانیم

مامان و بابا هایمان دیگر آن قهرمان های بچگی نیستند

ما شکستشان را دیدیم

آه کشیدنشان را با عمق وجود درک کردیم

از نتوانسته و ندانسته هاشون شنیدیم

و فهمیدیم که چقدر آنها هم نیاز به کمک دارند

آن زمان که کودک بودیم به تکیه گاه های بلند قامتمان نگاه می‌کردیم و بزرگی شان، برای ما حس امنیت داشت

اما بزرگ شدیم و قد کشیدیم

آنها را در آغوش گرفتیم و از نزدیک حفره های درونشان را دیدیم

می‌خواستیم حفره های خودمان را با آنها پر کنیم اما آنها همچون ما پر از حفره و کمبود بودند

فهمیدیم تکیه گاه هایمان آنقدر که فکر میکردیم قوی نبودند

و ترسیدیم

از دنیای خالی از آغوشی سرشار از امنیت ترسیدیم

زیرا این یک نیاز است برای آدمی

نیاز به داشتن یک تکیه گاه محکم و آغوشی امن

و همین نیاز و جست و جو برای رفع نیاز است که ما را با خدا آشنا می‌کند

یک ابرقدرت فراجهانی

کسی که همه چیز را میداند

بر هر کاری تواناست

و مهربان است بسیار مهربان

و ایمان به مجموع این صفات شگفت انگیز باعث میشود دوباره آن حس امنیت را پیدا کنی

امنیتی نه تنها مثل همان کودکی عمیق بلکه بسیار دلگرم کننده تر

و اینجاست که درمیابی:

پناه، آغوش خداست

پدر مادر
۷
۴
آرزو
آرزو
بال های من در قفس خانواده جا نمی‌گرفت. هرچند برایم سخت است نداشتن لانه و آشیانه. اما پرواز آن چیزی ست که در تقدیرم نوشته شده. من آزاد شدم تا پرواز بیاموزم، زود تر و بلند تر از همسالانم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید