ویرگول
ورودثبت نام
سینا شامخ
سینا شامخدانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و ارتباطات - پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه
سینا شامخ
سینا شامخ
خواندن ۴ دقیقه·۴ سال پیش

زبان قُوم یا ... (نگاهی به کلیپ دهه هشتادی ها) 3/1

عرصه نوجوانی و جوانی در روزگار نو دچار تغییر و تحولات و ابهاماتی شده است. آنچیزی که امروز با عنوان دهه هشتادی [10-20 ساله‌ها] میشناسیم. دهه هشتادی‌ها تعریف جدیدی است که همراه با خود قبح شکنی‌های گسترده‌ای را مجاز و طبیعی این نسل می‌انگارد و جامعه را تشویق به پذیرش این وضع می‌کند. اما آیا واقعا خود 10 تا 20 ساله‎‌های امروزه با این تعریف و قبح شکنی‌ها موافق هستند؟
نماهنگ «دهه هشتادی‌ها»
نماهنگ «دهه هشتادی‌ها»

اول بزارید با نگاهی به شعر، نشانه شناسی خیلی جزئی از کلیپ داشته باشیم: اولین نشانه زبانی که به عنوان نام کلیپ هم انتخاب شده مفهوم زبانی «دهه هشتادی‌ها» است، که این روزها برای خودش بروبیایی پیدا کرده، یا به عبارت بهتر همون مفهوم نوجوانی و جوانی است، مفهوم زبانی دیگه دوم که توجه ها رو به خودش جلب میکنه واژه «سوتی» هست به معنی گناه یا به عبارت نرم تر و صحیح تر خطا. در کنار سایر نشانه های زبانی و تصویری موجود دو مفهوم نو داریم که مخصوص این روزگار هستن، مفهوم «بلاک کردن» و «عکس اینستا» که اگه بخواهیم تفسیری در قالب دینی ازشون داشته باشیم، باید دو مفهوم متعالی "تبری" و "تولی" رو از اونها برداشت کنیم. تبری و تولی به نوعی دو مفهوم هویت‌ساز که به وسیله اونا میشه آنچیزی که نیستی و آنچیزی که هستی رو معرفی کنی، به این نکته هم خوبه توجه کنیم که تولی و تبری ظاهری نمیتونه باشه و از نوع حب و بُغض واقعی و راستین هست. نمیخوام به سراغ اشتباهات و عدم تطابق فرم و محتوا برم که نمونه اش را در هنگامه ورود علیرام نورایی به گیم نت و رسیدن به عبات «یاحسین» میبینیم، که شاید شما هم مثل من یک لحظه متعجب شده باشید که اینجا «یاحسین» جزء شعر بود یا از تعجب برای ورود یه سلبریتی! به‌نظرم مهم‌ترین نکات رو گفتم و بیشتر از این ملال آور خواهد شد.

اما بریم سراغ اصل ماجرا، سراغ اینکه این کلیپ هدف و قصدش چی بود ولی چی شد ؟!
https://www.aparat.com/v/ROh7p/

این کلیپ تلاش داره تا هویت نوجوانان و جوانان را هویتی چهل‌تکه، متناقض نما نشون بده که هم مذهبی هست و هم مدرن، هم امام حسین (ع) میشناسه هم کریتوس (خدای جنگ) [یکی از پوسترهایی که توی گیمنت به دیوار چسبیده بود]، نه غرق در استریم و بی تی اس و ساسی شده و نه محدود به تواشیح و ورزش و مداحی. اما با کمی [مسامحتا کمی ولی بنظرم خیلی] غش به جنبه منفی و جذابیت های به اصلاح غربی قضیه تا جایی که این کلیپ همون اصطلاح معرف «دلت پاک باشه» رو متبادر میکنه، کلیپ در معنای ضمنی خودش داره میگه: نبیین دارم گیم بازی می‌کنم و دور برم همش نماد تفریح و سرگرمی هست اونم نه از نوع ورزشی که توی حدیث تحصیل، تهذیب و ورزش اومده، اما در عین همه اینها بدون که دلم پاکه! (دوباره تو پرانتز بگم، نمیدونمم تا کی میتونم این پاکی و دوست داشتن امام حسین رو نگه دارم!) همونطور که توی اولین کلیپ هم دیدیم نوجون دهه هشتادی به صراحت میگه: من آرزوی دیده شدن دارم، آرزوی به رسمیت شناخته دارم، آرزوی تایید و تعریف و تمجید دارم، آرزو دارم منم هویت خودمو داشته باشم، منم هستم و بزرگترها باید بدونن منم میتونم سازنده و منشا اثر باشم، لذا عبارت «تا بدونن کت تن کیه؟!» رو میبینیم توی گفتگوهاشون.

بله! همه اینها نشون دهنده اون دوره گذار نوجوانی و جوانیِ در جستجوی هویت است که بی‌مهابا به دنبال آزمایش و تجربه است تا در مقابل بزرگترهایی که با عبارت «بزرگترها مسخره مون نکنن، تعریف پیشکش» خودی نشان دهند و قَدی علم کنند و بگویند "منم واسه خودم کسی هستم"

تا اینجا وضعیت توصیفی از کلیپ رو باهم اومدم جلو ولی از اینجا به بعد میخوام توصیف جامعه شناسانه‌ای درباره مقطع نوجوان و جوانی بنویسم:

رسیدم به اینکه دوره نوجوانی و جوانی دوره جستجو، آزمایش و تجربه است، تا به هویت برسه، اما نمیدونه چطور، نمی‌دونه چی خوبه و چی بد، لذا در تجربه و آزمایش وضعیت حیرانی و سرگردانی داره، این لحظه که من چه کاری میتونم انجام بدم که منو به عنوان یه "آدم" [اتفاقا دقیقا به همین معنا] قبول کنن؟! این لحظه برای جامعه شناسی مطالعات جوانان نقطه حساس و حیاتی است؟!! هر تغییری که در فرهنگ اتفاق میفته از این لحظات حیرانی شروع میشه که اگر من قرار باشه مثل بزرگترها عمل کنم که اونا خودشون اوستای کارن و هرگز با این تجربه و سن نمیتونم بهشون برسم، پس باید به دنبال یه کار جدید باشم، تا هویت خودم رو تشکیل بدم اما چه کاری؟! چه کاری که هم بزرگترها زیاد مخالف نباشن و هم هویت خودم رو داشته باشم، لذا تصمیم میگیرن یه پاشون توی سنت باشه، که اینجا امر مقدس هست و یه پاشون توی خلاقیت که متاسفانه در دوره اخیر یعنی دوره فرهنگ رسانه‌ای شده، تقلید از مدل‌های غربی جای خلاقیت را گرفته و در این کلیپ با این معضله مواجه هستیم.

لحظه حیرانی و مواجهه با انتخاب‌های متفاوت، لحظه حرکت و به راه افتادن و تغییر فرهنگی است، این لحظه، لحظه‌ی مقدسی است که میتونه منشا حرکت به سوی تعالی بشه یا منشا حرکت معکوس باشه و نتیجه افول فرهنگی را در انتها به بار بیاره. اینجا نقطه‌ای است که سیاستگذار باید بایسته و عملا چوپانی فرهنگ کنه، این کلیپ دقیقا نمایانگر این لحظه است.

و ...

ادامه در قسمت 3/2 را از اینجا بخوانید.

موسیقیفرهنگ
۲
۰
سینا شامخ
سینا شامخ
دانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و ارتباطات - پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید