ویرگول
ورودثبت نام
سینا شامخ
سینا شامخدانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و ارتباطات - پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه
سینا شامخ
سینا شامخ
خواندن ۳ دقیقه·۴ سال پیش

زبان قُوم یا ... (نگاهی به کلیپ دهه هشتادی ها) 3/2

اما مطالعات جوانان:
کلیپ «دهه هشتادی‌ها»
کلیپ «دهه هشتادی‌ها»


در وضعیت های متناقض نما و پیچیده، همیشه اولین اقدامات به عنوان مرز شکن‌ها در ابتدا تنبیه و در ادامه تمجید میشوند، اما کی تمجید می‌شوند؟! زمانی که همه راضی [شما بخوانید ناچار] به شکست و پایین و آمدن از مرز هنجارها و ارزش های تثبیت شده هستند. حتما اگر با بحث های فرم و محتوا آشنا باشید با دوگانه تناسب فرم و محتوا مواجهه شده اید [اگر هم نه نتیجه بحث همینه که اینجا نوشتم:] و حتما در آخر به این نتیجه رسیده اید که هم محتوا در هر فرمی جا نمی گیرد و هم خود صرف فرم، خالی از محتوا نیست. لذا طبیعی است که هر محتوایی فرم های خاصی را پذیرا باشد. فرهنگ حسینی به عنوان امر مقدسی که برای خود با توجه به محتوا، در طول سالیان قدمتش فرم متناسب با محتوا را خلق کرده است و طی سده های مختلف حرکت کرده و از درون خود نوآوری های فرمی داشته است، آیا روا است که فرم بیرونی را به آن بچسبانیم؟! اصلا آیا این محتوا با این فرم همخوانی دارد یا نه؟! و به بهانه جذب حداکثری میتوان از مولفه‌های جذابیت بیرونی [که ممکن است متناقض با محتوا هم باشند] استفاده کرد؟

رشد تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی در چند دهه اخیر و تاثیرات فرهنگی برآمده از آن در جهانی شدن و تغییرات دیگر ساختاری و ارزشی، عرصه های بالقوه واگرایی گروه های هم‌فرهنگ جوانان (برای این گروه‌ها تعریف هم‌فرهنگ صحیح تر از خرده فرهنگ است.) را بیش از پیش ممکن کرده است. لذا ضرورت مدیریت و سیاستگذاری نوجوانان و جوانان به عنوان امری رها شده‌ که هر تاخیر، چند برابر ضربه و آسیب را موجب می‌شود، اینجا نمایان می‌شود. پس سخن گفتن به زبان قوم نباید بهانه‌ای بشه تا اگر جامعه به واسطه مناسبات و وضع زمانه، شرایط نامناسبی پیدا کرده بود، همرنگ زمانه شد تا نشون بدیم ما هم به‌روز [آپدیت] و مطابق زمانه هستیم تا مخاطبین خودمون رو حداکثری کنیم، به جای اینکه با محتوای خوب اصیل از طریق حقانیت خودمون رو اثبات کنیم، با بهم ریختگی فرم و محتوا، از طریق وصله جذابیت بخواهیم امر قدسی را در نگاه نوجوان و جوانانمون برجسته کنیم. این کار نه تنها رشد را از دل، روح و جان آنها ممکن نمی‌کند، بلکه با تعارضات و متناقض نمایی، بدتر، نشون دهنده خالی بودن دست از محتوا است. محتوا، قرار بود این نوجوانان و جوانان را از حیرانی و سرگردانی دوره جوانی نجات دهد و آنها را رشد دهد نه اینکه برعکس به کِیف و سبک زندگی سلبریتی پرستی و عادت شدگی موسیقی و دیده شدن و لایک گرفتن دامن زند. درست است که باید با ویژگی‌ها، ادبیات، تفریحات، درد و رنج نوجوانان و جوانان آشنا شد، باید کیف و لذت از رشد حاصل شود و این امر هرگز از سخیف کردن محتوا بدست نمی‌آید. آنچیزی که در در این کلیپ دیدیم [در قسمت نشانه شناسی توضیح دادم].

البته این اعتراض‌ها و تحلیل‌ها نباید مانع از تولید محتوای تازه شود، بلکه به عنوان سیقل فرض شود، تا آنچیزی که تولید می‌‌شود، در عین ارزشی بودن، و رشد دهندگی از مولفه های جذابیت و به روز بودگی هم برخوردار باشد. به امید تولید همچین محتوایی... .

برای مطالعه قسمت قبلی 3/1 اینجا کلیک کنید.

ادامه را در پست بعدی 3/3 بخوانید.

موسیقیفرهنگ
۲
۰
سینا شامخ
سینا شامخ
دانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و ارتباطات - پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید