ویرگول
ورودثبت نام
امیرحسین غفاریان
امیرحسین غفاریان
امیرحسین غفاریان
امیرحسین غفاریان
خواندن ۳ دقیقه·۳ روز پیش

روایت شروع یک سیستم حمایت از دسترسی دیجیتال دانشجویان

مدتی است که شرایط اقتصادی، چه در داخل ایران و چه در سطح جهانی، به‌شکلی پیش می‌رود که تأثیر آن به‌صورت مستقیم روی زندگی دانشجویان دیده می‌شود. یکی از اولین جاهایی که این فشار خودش را نشان داد، هزینه تهیه یا ارتقای ابزارهای دیجیتال بود؛ به‌خصوص لپ‌تاپ.

ایده‌ای که در این نوشته درباره‌اش صحبت می‌کنم، دقیقاً از همین نقطه شروع شد. در مقطعی قیمت قطعات سخت‌افزاری مثل رم در بازارهای جهانی، از جمله آمریکا، به‌طور محسوسی افزایش پیدا کرد. هم‌زمان، افزایش شدید نرخ ارز در ایران باعث شد همان افزایش جهانی، برای دانشجویان داخل کشور چند برابر سنگین‌تر حس شود. نتیجه کاملاً قابل پیش‌بینی بود: تعمیر یک لپ‌تاپ ساده یا ارتقای حداقلی آن، برای بعضی دانشجویان به یک مانع جدی تبدیل شد.

در دانشکده خودمان هم این مسئله به‌وضوح دیده می‌شد. دانشجویانی که یا لپ‌تاپ‌شان خراب شده بود و امکان تعمیر نداشتند، یا سیستمی داشتند که دیگر پاسخگوی نیازهای درسی و آموزشی نبود. در چنین شرایطی، طبیعی است که کیفیت تحصیل، انگیزه و حتی ادامه مسیر آموزشی تحت تأثیر قرار بگیرد.

در ابتدا، ایده‌ای که به ذهنم رسید، ساده و مستقیم بود: جمع‌آوری کمک مالی و خرید چند لپ‌تاپ برای دانشجویان دانشکده. اما هرچه بیشتر به موضوع فکر کردم و با افراد باتجربه‌تر صحبت کردم، متوجه شدم که این راه‌حل اگرچه فوری است، اما پایدار نیست و در بلندمدت نمی‌تواند پاسخگوی نیاز واقعی باشد.

به همین دلیل، مسیر ایده به‌تدریج تغییر کرد. به‌جای تمرکز صرف بر خرید لپ‌تاپ، به این فکر رسیدم که راه‌اندازی یک «صندوق حمایت» می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد؛ صندوقی که بتواند به دانشجویان دانشکده، وام‌های بدون بهره برای خرید یا تعمیر لپ‌تاپ بدهد. در این مدل، پول بعد از مدتی به صندوق برمی‌گردد و دوباره می‌تواند به دانشجوی دیگری کمک کند. به این ترتیب، کمک‌ها مصرف نمی‌شوند، بلکه در یک چرخه پایدار باقی می‌مانند.

برای بررسی عملی بودن این ایده، جلساتی با مسئولان و اساتید دانشکده برگزار شد. بازخورد کلی نسبت به اصل ایده مثبت بود و تأکید اصلی روی این نکته قرار داشت که پیش از هرگونه اقدام اجرایی یا جمع‌آوری پول، باید ساختار، فرآیندها و چارچوب صندوق به‌طور شفاف طراحی شود. به‌خصوص موضوع شفافیت مالی و مسئولیت‌پذیری در این نوع فعالیت‌ها، بسیار جدی و تعیین‌کننده است.

در همین راستا، به این نتیجه رسیدم که اگر چنین صندوقی قرار است شکل بگیرد، باید:

  • حساب مالی آن تحت نظر افراد رسمی و مورد اعتماد باشد

  • نقش‌ها و مسئولیت‌ها به‌طور شفاف مشخص شوند

  • و همه چیز، از ابتدا روی کاغذ و به‌صورت مستند تعریف شود

هم‌زمان با پیگیری‌های درون‌دانشگاهی، تلاش کردم امکان همکاری با نهادهای بیرون از دانشگاه را هم بررسی کنم. با تعطیلی دانشگاه‌ها و محدود شدن ارتباطات، به یکی از دفاتر نمایندگی بیمه در شهر محل سکونتم مراجعه کردم تا ببینم آیا شرایطی برای همکاری یا حمایت وجود دارد یا نه. در آن گفتگو مشخص شد که هرگونه تصمیم یا همکاری رسمی نیازمند پیگیری از ستاد مرکزی در تهران است؛ مسیری که در آن مقطع، به‌دلیل شرایط کشور، عملاً امکان‌پذیر نبود.

در ادامه، شرایط اجتماعی کشور نیز پیچیده‌تر شد. اعتراضات گسترده مردمی، برخوردهای خشونت‌آمیز، تعطیلی دانشگاه‌ها و قطعی‌های مکرر اینترنت، عملاً روند طبیعی پیشبرد پروژه را مختل کرد. در چنین فضایی، نه امکان ارتباط پایدار وجود داشت و نه اجرای مسئولانه یک طرح حمایتی.

با این حال، این مسیر برای من خالی از دستاورد نبود. در طول این پروژه، تجربه ارزشمندی در تعریف مسئله، گفتگو با مسئولان، طراحی یک راه‌حل پایدار و مواجهه با محدودیت‌های واقعی اجتماعی به دست آوردم. مهم‌تر از همه، این پروژه به من نشان داد که فعالیت‌های اجتماعی، حتی در مقیاس کوچک و محدود به یک دانشکده، نیازمند نگاه سیستمی، صبر و واقع‌بینی هستند.

ایده صندوق حمایت از دانشجویان دانشکده، اگرچه در این مقطع به مرحله اجرا نرسید، اما همچنان به‌عنوان یک مدل قابل اتکا باقی مانده است؛ مدلی که در زمان مناسب‌تر و با شرایط باثبات‌تر، می‌تواند دوباره پیگیری شود.

نرخ ارزحمایت
۰
۰
امیرحسین غفاریان
امیرحسین غفاریان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید