
بعضی آدمها انتخاب ندارند… فقط تحمل میکنند.
شاهسون پسرِ خانهایست که قانونش را خان نوشته؛
جایی که عشق ضعف است
و اطاعت تنها راه زنده ماندن.
گیلدا، دختریست که میان سنت و اجبار بزرگ شده،
دختری که یاد گرفته سکوت کند
چون در دنیای خانها، صدای زن شنیده نمیشود.
در سرزمینی که ازدواج معامله است
و زندگی میراث قدرت،
احساسات جرماند
و سرپیچی، تاوان دارد.
گیلدای شاه
داستان عشقهاییست که اجازهٔ تولد ندارند،
زندگیهایی که به جای انتخاب، تحمیل میشوند
و انسانهایی که باید تصمیم بگیرند
یا بشکنند…
یا بسوزند.