این داستان ،
اداره ثبت اسناد اونا ،😐
اغا یه دَری هست کِ از تو حیاط خلوت به اتاقم راه داره ،🙂
بعضی وقتا تا بازش میکنم یه جونوری چیزی میپره میره داخل ، 🙁دیگه اومدم یه تور روش گیر کردم ،
دیروز ظهر برا خودم دراز کشیده بودم🙂 کِ حالیم شد یه سروصدایی میاد،🤨
رفتم کنار دَر تا ،سه تا موش در تلاشن که از تور رَد بشن ، 🐀🐁🐀
اغا رفتم سمتشون ،🙂
من : ببخشین مزاحم اوقات شریفتون میشم،
دقیقا میخواین چکار کنین ؟،🙂
یکی از موشا : نمیدونم چه احمقی سر راهمون تور گیر کرده،😩 دقیقا میخوایم پارَش کنیم کِ بتونیم بریم داخل ،🐀
من : ای تور رو من گیر کردم ،🙂
موشه : ما معمولا تو ایجور مواقع میگیم ، تو غلط کردی ، ولی استثنائا این سری نمیگیم ،😃
من : ممنون ، حالا دقیقا مگه میخواین برین داخل چکار کنین ؟،🙂
موشه : دقیقا میخوایم بریم داخل زندگی کنیم ، 🐁
مُو : بنظر خودتون اینجا خونه ی خراب من نیست ؟🙂😐
موش : بنظر خودمون بله ، ولی خونه ی خراب تو، خونه ی خراب ما هم هست ، 🐀🐁🐀
من : بیزحمت بیشتر توضیح بدین ،
من وقتی میگم اینجا خونه ی خراب منه ، یعنی اینکه سندش موجوده ، 🙂
موش : احسنت بر تو ، سند ما هم موجوده ، 😐😬🤨
من : جسارتا امکان داره سندتون رو رؤیت کنم ؟،🙂
موش : جسارتا بله ، ....داداش سند رو نشون عمو بده ، ظاهرا میخواد رؤیت کنه ، 😬😉
.....
من : آره سند شما هم که درسته ، یعنی اینجا هم اتاق منه و هم خونه ی شما؟ ،ایجوری که نمیشه ،🙂
کاملا واضحه که یه اشتباهی صورت گرفته ، ☹️
موش : هیچ گونه اشتباهی صورت نگرفته ، شما از اداره ی ثبت اسنادتون سند اینجا رو دارین ، ما هم از اداره ثبت اسنادمون سند اینجا رو داریم ،
شما آدما چرا فکر میکنید کره ی زمین مال شماست ،
نکنه اونم سندش موجوده؟؟؟.....😐😬🙂
اغا کلی ازشون معذرت خواهی کردم و شخصا تور رو پاره کردم و الان اتاق هم مال منه هم اونا ،
🙂🐀🐁🐀
الان هم با اجازتون دراز کشیدم که بخوابم ، یکی از موشا هم کنارم دراز کشیده ، 🙂🐀
ولی اون دو تا ، دارن پلی استیشن بازی میکنن ، نمیزارن ما بخوابیم ،.....
😂
Amin,Dashti