ویرگول
ورودثبت نام
محمد علي هروی
محمد علي هروی،همه عمر بر ندارم سر از این خُمارمستی که،هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
محمد علي هروی
محمد علي هروی
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

فوتبال فقط یه ورزش نیست، فوتبال خودِ زندگیه

سلام به همه رفقای فوتبالی و همراهان وبلاگ، امیدوارم حالتون ردیف باشه و تیمتون هم مدام روی دورِ برد باشه! اول از همه تو کامنت‌ها بهم بگین ببینم طرفدار کدوم تیمین؟ سرخ یا آبی؟ یا اصلاً مثل داداش من چشمتون فقط دنبال بازی‌های اروپایی و تیم ملیه؟

راستش دنیای فوتبال انقدر عجیبه که فرقی نمی‌کنه طرفدار کدوم رنگ باشی، همین که پاش وسط میاد همه رو دیوانه خودش می‌کنه. من خودم شاید قبلاً زیاد پیگیر نبودم، اما وقتی با داداشم توی یه خونه زندگی می‌کنی که تعصب عجیبی روی فوتبال داره، ناخودآگاه تو هم کشیده میشی وسط این تب و تاب. داداشم همیشه می‌گه: «فوتبال فقط یه ورزش نیست، فوتبال خودِ زندگیه؛ تو ۹۰ دقیقه ممکنه از اوج ناامیدی به عرش برسی یا برعکس.» خلاصه تو این مدت که با هم بازی‌ها رو دنبال می‌کنیم، فهمیدم فوتبال یه جادوی خاصی داره که می‌تونه آدم‌ها رو با هر سلیقه‌ای دور هم جمع کنه و واسه چند ساعت کل دغدغه‌های دنیا رو از یادشون ببره.

بین تمام این هیاهو، چیزی که به نظر من برترین و قشنگ‌ترین ویژگی فوتبال هستش، «غیرقابل‌پیش‌بینی بودن مطلق و درام ثانیه‌های آخره». داداشم همیشه می‌گه قشنگی فوتبال به اینه که هیچ تیمی از قبل برنده نیست. ستاره‌های چند صد میلیون دلاری ممکنه جلوی یه تیم باانگیزه و گمنام قفل بکنن و همه‌چیز تو یه ثانیه با یه پنالتی یا یه شوت سرکش عوض بشه. همین سناریوهای دراماتیک هستش که این بازی رو تبدیل به خفن‌ترین سرگرمی بشر کرده.

دقیقاً مصداق بارز این هیجان و بالا و پایین شدن‌ها رو همین چند وقت پیش، توی بازی دوستانه تیم ملی خودمون با بلغارستان دیدیم. یادمه با داداشم چای ریخته بودیم و نشستیم پای تلویزیون. بازی تو زمین اونا بود و جو سنگینی داشت. حقیقتش قبل از بازی، داداشم یکم نگران ترکیب و ناهماهنگی بچه‌ها بود، اما وقتی بازی شروع شد، روند کار قشنگ ما رو غافلگیر کرد.

اوج درام بازی اونجایی بود که روی تیزهوشی و توپ‌ربایی یکی از بچه‌ها، یه موقعیت عالی درست شد و با یه پاس دقیق، گل اول رو زدیم. داداشم انقدر داد زد که فکر کنم همسایه‌ها هم فهمیدن گل زدیم! بلغارستان هم تیم دست‌وپا بسته‌ای نبود و بعد از گل، قشنگ فشار آورد تا جبران کنه؛ چشمتون روز بد نبوده، دفاع تیم ملی تو چند صحنه بدجور رفت زیر فشار و قلب ما میومد تو دهنمون! اما چسبندگی و غیرت بچه‌ها تو خط دفاعی و واکنشی که دروازه‌بان نشون داد، باعث شد اون یک گل رو تا ثانیه آخر حفظ کنیم و بازی رو ببریم.

برد شیرینی بود، اونم تو زمین حریف. بعد از سوت پایان، داداشم گفت: «دیدی؟ فوتبال یعنی همین؛ شاید بی‌نقص بازی نکردیم، اما همین که تا آخرین نفس واسه حفظ نتیجه جنگیدیم، ارزشش رو داشت.» تماشای اون بازی و کل‌کل‌های فوتبالی با داداشم بهم ثابت کرد که فوتبال فراتر از یک توپ چهل‌تیکه‌ست؛ یه بهونه‌ست واسه لمس حس تعصب، هیجان و البته همبستگی. این دقیقاً همون پارت از فوتبال هستش که بدجور آدم رو پاگیر خودش می‌کنه.

فوتبالتیم ملیایران
۰
۰
محمد علي هروی
محمد علي هروی
،همه عمر بر ندارم سر از این خُمارمستی که،هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید