یخچال کوچولویی بود به اسم "یخچالی خان" که توی مغازه بستنیفروشی کار میکرد.
هر روز با صدای خنکاش، بستنیها رو شاد نگه میداشت. یه روز برق رفت، ولی یخچالی خان با باتری پنهانی خودش دوباره روشن شد و همه رو نجات داد!از اون روز، همه بهش گفتن: "قهرمان خنککننده!