سلام
راستش نمی دونم کسی این پست می خونه و اگر می خونه در چه مقطع و مرحله ای از زندگیش قرار داره ، از زندگیش راضی هست یا نه اما این و می دونم که هر کدوم از ما در به تایمی باید یک تصمیم بزرگ بگیریم و براش تلاش بکنیم
من الان در این مرحله هستم ، یه دانشجوی سال اخری که باید به فکر ارشد باشه توی این تصمیم شک هایی وجود داشت چون خیلی ها بهم گفتن وارد بازار کار بشم آینده بهتری دارم اما راستش من الان ارشد رو به عنوان تنها راه نجاتم می شناسم مخصوصا که قصد دارم در شهر خودم یعنی تهران قبول بشم و با آدم های جدید و ارتباطات جدید مقداری زندگی مو تغییر بدم
درسته که تو جامعه امروز مدرک خیلی اهمیتی نداره و کسانی هستن که با مدرک پایین زندگی خوبی برای خودشون رقم زدن ولی چه طور بگم من از اون تایپ آدم ها نیستم( شاید این یه ضعف بزرگ باشه) به هر حال من تو یکی از زیر شاخه های هنر درس می خونم و خوابگاهی هستم و یه عالمه کار و امتحان در طول ترم دارم و کلی ژوژمان واسه همین مقداری قبول شدنم سخت به نظر می رسه چون تمرکز کاملی روی کنکور نمی تونم داشته باشم
اما خب تلاش کردن براش بهتر از ناامیدی بعد از کنکوره که شاید اگر می خوندم الان نتیجه تغییر می کرد راستش من یه مادر کمال گرا هم دارم که همش می گه هر چی وقت اضافی داری بزار برای خوندن (مثل این که مهم نیست چند سالمون بشه مامان ها بازم مثل گذشته رفتار می کنن)
خلاصه نمی خوام سرتون و درد می بیارم صرفا خواستم مقداری از افکار و بنویسم و اگر کسی مثل من هست که هر تصمیم جدی واسه زندگی اش گرفته (نوع اش مهم نیست) و همش عقب می اندازه اتش بگم منم همینم هی امروز و فردا می کنم اما یه جایی این مسیر و حلقه باید تموم بشه تا ما به جلو حرکت کنیم
راستی اگر راهنمایی دارین خوش حال می شم بهم بگید