ویرگول
ورودثبت نام
Dr.salehi
Dr.salehi🎓 معلم نسل‌ها | دکترای مدیریت آموزشی | ۲۷ سال تجربه با نسل‌های Z و آلفا | 🔍 منتقد تربیتی و نویسنده کتب و مقالات آموزشی | از مدرسه تا خانه، از نظریه تا عمل
Dr.salehi
Dr.salehi
خواندن ۴ دقیقه·۲ ماه پیش

آشفتگی تربیتی

به قلم دکتر داود صالحی

در این نوشتار همراه من باشید تا با یکی از عمیق‌ترین و در عین حال کم‌تر شناخته‌شده‌ترین بحران‌های حوزه تربیت آشنا شوید؛ بحرانی که این روزها در سکوت پیش می‌رود، اما اثراتش آرام، بنیان نسل آینده را تهدید می‌کند.

>آشفتگی تربیتی<

مخاطبان این متن والدین،معلمین، مدیران و سیاست‌گذاران آموزشی و هر کسی است که به سرنوشت آموزشی و هویتی نسل جدید اهمیت می‌دهد

در ادامه، قدم‌به‌قدم به قلب این بحران خواهیم رفت؛ از تعریف و نشانه‌های آشفتگی، تا منشأهای آن، و سپس راهکارهایی که می‌تواند دوباره «قطب‌نما» را به دست نسل آینده بسپارد.

بخش اول: تعریف و تصویربرداری از آشفتگی تربیتی

آشفتگی تربیتی یک اصطلاح ساده نیست که برای توصیف چند مشکل جزئی در آموزش یا خانواده استفاده شود؛ این یک وضعیت سیستماتیک است که در آن تمام عناصر تربیت (خانه، مدرسه، رسانه، سیاست‌گذاری) از هماهنگی خارج شده‌اند، تصمیم‌ها و ارزش‌ها مدام تغییر شکل می‌دهند، و نسل جدید عملاً بدون نقشه راه و قطب‌نما بزرگ می‌شود.

در ادبیات مدیریتی و آموزشی، چنین شرایطی Disoriented Educational State یا «وضعیت سرگشتگی تربیتی» خوانده می‌شود؛ یعنی بنیادهایی که باید شخصیت و مهارت‌های نسل را بسازند، خودشان گیج، ناپایدار و متناقض هستند.

تصویر ذهنی:

- صبح در خانه یک ارزش را یاد می‌گیری؛ ظهر در مدرسه ارزش دیگری را می‌بینی؛ عصر در شبکه اجتماعی چیزی کاملاً مخالف می‌شنوی.

- معلم، مدیر، والد، سیاست‌گذار… هر کدام نسخه خودشان را می‌خوانند، و هیچ‌کس خودش را ملزم به هم‌راستا کردن این نسخه‌ها نمی‌داند.

- قانون می‌آید و می‌رود، برنامه عوض می‌شود و بی‌اعتمادی در نسل جدید انباشته می‌گردد.

 

این وضعیت سه ویژگی شاخص دارد:

1.     تغییرات بی‌جهت و پرشتاب: آموزش و تربیت مرتب دستکاری می‌شود، بدون اینکه علت یا مقصد تغییر روشن باشد.

2.     گسست ساختاری بین نهادها: مدرسه و خانه هدف مشترک ندارند، رسانه هم مسیر دیگری را می‌رود.

3.     حاکمیت واکنش لحظه‌ای به بحران: هر مشکل با مُسکّن موقتی پاسخ داده می‌شود، بدون درمان ریشه‌ای.

بخش دوم: منشأ و شکل‌گیری آشفتگی تربیتی

آشفتگی تربیتی از پنج ریشه اصلی تغذیه می‌شود: 

1.سیاست‌گذاری متناقض:

 قوانین و برنامه‌های آموزشی در همه سطوح، بدون ثبات و پیوست فرهنگی، هر دو سال یک بار تغییر مسیر می‌دهند. 

2. ضعف هماهنگی بین نقش‌آفرینان تربیتی:

خانه، مدرسه و نهادهای رسمی هرکدام مسیر خود را می‌روند؛ پیام‌ها متضاد است و خروجی، نسلی با ذهن سردرگم و هویت چندپاره.

3. گسست ارزش‌ها میان نسل‌ها:

 خانواده، مدرسه و رسانه پیام‌های متفاوت و حتی متضاد به نسل آلفا می‌رسانند، تا جایی که کودک یا نوجوان نمی‌داند کدام ارزش پایدار و معتبر است. 

4 -عقب‌ماندگی روش‌های آموزشی:

مدارس در گذشته گیر کرده‌اند، بیرون با سرعت دیجیتال می‌دود؛ این شکاف آموزشی، بی‌اعتمادی نسل جدید را تغذیه می‌کند.

5-بحران هویت والدین و مربیان:

وقتی خود والد یا مربی به دلیل فشارهای اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی دچار دوگانگی ارزش‌هاست، نمی‌تواند مسیر پایدار و شفاف برای کودک تعیین کند.

این پنح عامل هم‌زمان، یک نظام تربیتی بدون قطب‌نما ساخته‌اند که انرژی خود را صرف رفع علائم می‌کند، نه درمان ریشه‌ها. 

بخش سوم: راهکارها برای خروج از آشفتگی تربیتی

۱. ایجاد نقشه راه تربیت ملی

یک سند واحد و پایدار که ارزش‌ها، مهارت‌های کلیدی، و اهداف تربیتی را برای ۲۰ سال آینده تعریف کند. این سند باید از تغییر دولت یا مدیر مصون باشد.

2. هم‌راستاسازی خانه، مدرسه و رسانه

جلسات و کمپین‌های هم‌افزایی میان معلمان، والدین و تولیدکنندگان محتوا باید ساختار مشترک پیام تربیتی را بسازد. بدون این هم‌راستایی، تضاد پیام‌ها ادامه پیدا می‌کند.

۳. اصلاح روش‌های آموزشی با نگاه نسل‌پذیر

روش‌های تدریس باید با نیازها و ویژگی‌های نسل آلفا تطبیق داده شود: سرعت بالای یادگیری، علاقه به تصویر و تجربه عملی، و نیاز به ارتباط چندحسی.

4. آموزش مربیان و والدین برای ثبات ارزش‌ها

هیچ کودکی در فضای لرزان ارزش‌ها رشد سالم ندارد. ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و پایبندی والد و مربی یک سرمایه حیاتی است.

بخش چهارم: جمع‌بندی و تصویر آینده بدون آشفتگی

آشفتگی تربیتی همانند مه غلیظی است که جلوی دید بلندمدت را می‌گیرد. در چنین فضایی، تصمیمات آموزشی و تربیتی تبدیل به واکنش‌های کوتاه‌مدت و نامنسجم می‌شوند و نسل جدید مسیرش را با آزمون و خطا پیدا می‌کند که هزینه آن معمولاً از جیب جامعه پرداخت می‌شود.

خروج از این وضعیت، نیازمند سیستم هماهنگ،ارزش‌های ثابت وسیاست‌گذاری یکپارچه است.

 هیچ کشور یا جامعه‌ای با تربیت سرگشته نمی‌تواند به پایداری اقتصادی، فرهنگی یا امنیتی برسد. مسیر نجات، ایجاد نقشه راه، هم‌راستایی نهادها، و پایبندی واقعی به فلسفه تربیت پایدار است.

در آینده بدون آشفتگی:

- پیام تربیتی واحد است، چه در خانه، چه در مدرسه، چه در رسانه.

- کودک با شفافیت می‌داند چه ارزش‌هایی ثابت است و بر اساس آن انگیزه و مهارت می‌سازد.

- تصمیم‌گیری‌های آموزشی کمتر به موج‌های سیاسی یا فشار افکار عمومی وابسته است و بیشتر بر داده‌ها و هدف بلندمدت استوار است.

افکار عمومیشبکه اجتماعینسلآموزشی
۴
۰
Dr.salehi
Dr.salehi
🎓 معلم نسل‌ها | دکترای مدیریت آموزشی | ۲۷ سال تجربه با نسل‌های Z و آلفا | 🔍 منتقد تربیتی و نویسنده کتب و مقالات آموزشی | از مدرسه تا خانه، از نظریه تا عمل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید