ویرگول
ورودثبت نام
انجمن اسلامی دانشگاه شاهد
انجمن اسلامی دانشگاه شاهدانجمن‌اسلامی‌دانشجویان‌دانشگاه‌شاهد‌تهران عضو‌اتحادیه‌مستقل تاسیس:۱۳۷۶
انجمن اسلامی دانشگاه شاهد
انجمن اسلامی دانشگاه شاهد
خواندن ۲ دقیقه·۲ ساعت پیش

ایستادگی به قیمت جان

مجید‌شریف‌واقفی

از آن جوان‌هایی بود که هم اهل درس بود،هم اهل درد.

اواخر‌مهر‌۱۳۲۷ در تهران به دنیا آمد و خیلی زود همراه‌خانواده به‌اصفهان‌رفت؛ شهری که هم فضای‌مذهبی‌اش پررنگ بود، هم‌مدرسه‌و‌درسش‌جدی.

همان‌جا رشد‌کرد و با همان ذهن‌دقیق و پرتلاش، راهش را تا دانشگاه باز‌کرد.

سال۱۳۴۵ وارد‌دانشگاه‌صنعتی‌آریامهر شد(همان دانشگاهی که بعدها به‌اسم‌شریفِ‌خودش،مزین‌شد).

اما دانشگاه برای او فقط کلاس و امتحان نبود. از همان روزهای‌دانشجویی،

دنبال‌این‌بود‌که فضای‌دانشگاه «بی‌هویت» نماند. با دوستانش انجمن‌اسلامی راه انداخت، کتابخانه و برنامه‌های‌فرهنگی را جان‌داد و پای‌سخنرانی‌های‌مذهبی و فکری، دانشجوها را دور‌هم جمع‌می‌کرد؛ حتی از چهره‌های‌مطرح‌آن‌زمان برای سخنرانی دعوت‌می‌شد.

در‌عین‌این‌فعالیت‌ها،

دانشجوی‌ممتاز هم بود؛ آن‌قدر که گاهی همان دستگاه‌رسمیِ‌حکومت هم به‌عنوان دانشجوی‌برتر از او تقدیر‌می‌کرد، بی‌آنکه بداند همین جوانِ‌مرتب و ممتاز، دلش با مبارزه است.

فضای‌قبل‌از‌انقلاب،

فضای «انتخاب‌های‌سخت» بود. فشار ساواک، دستگیری‌ها و ضربه‌های‌پی‌درپی به گروه‌های‌مبارز، خیلی‌ها را عقب می‌نشاند؛ اما مجید از آن‌ها نبود. بعد از شدت‌گرفتن‌برخوردها و بازداشت‌های گسترده‌ی کادرهای‌اصلی، او هم مثل بسیاری از نیروهای‌فعال، وارد‌زندگی مخفی شد؛ زندگی‌ای که در آن، قرارها کوتاه‌تر‌می‌شوند و اعتمادها‌سخت‌تر.

اما نقطه‌ی‌اصلیِ‌قصه‌ی‌شریف‌واقفی اینجاست: او فقط با حکومت‌پهلوی درگیر نبود؛ در یک بزنگاه، با یک انحراف درون‌جریانی هم روبه‌رو شد.

او در سازمان‌مجاهدین‌خلقِ‌آن‌دوره فعالیت داشت؛ اما وقتی بخشی از رهبری سازمان به سمت تغییر مبنا و کشاندن مسیر از اسلام به مارکسیسم رفت، مجید محکم ایستاد. برای‌او مسئله فقط اختلاف سلیقه نبود؛ احساس‌می‌کرد هویتِ‌مبارزه دارد عوض‌می‌شود.

همین مخالفت، کم‌کم او را از «نیروی خودی» به «مزاحم‌خطرناک» تبدیل کرد؛ آن‌قدر که درون تشکیلات،علیه‌اش فضاسازی شد و عملاً از مرکز تصمیم‌گیری کنار‌گذاشته‌شد.

مجید‌عقب‌نکشید...

طبق روایت‌ها، بعد از جدایی، دنبال این بود که نیروهایی را که هنوز پای‌باوراسلامی‌ایستاده‌اند، کنار هم نگه دارد و مسیر‌مبارزه را با همان مبنا ادامه دهد؛ همین هم حساسیت مرکزیتِ مارکسیست‌شده را بیشتر کرد.

در نهایت، تصمیم از «حذف‌سیاسی» گذشت و

به «حذف‌فیزیکی» رسید.

قرار آخر را هم با همان شیوه‌ی‌تلخِ‌خیانت چیدند: قرار‌ملاقات از طریق نزدیک‌ترین حلقه‌ی ارتباطیِ او به مجید رسید و روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴، در محدوده‌ی سه‌راه بوذرجمهری نو، او را به دام انداختند. همان‌جا با شلیک گلوله ترورش کردند و برای اینکه نشانی باقی نماند،

پیکرش‌را‌بردندوسوزاندندودرچند‌نقطه پنهان‌کردند.

مجید در روایت‌انقلاب، فقط یک دانشجوی نخبه یا یک‌عضو‌تشکیلاتی نیست؛ نمادِ لحظه‌ای است که آدم باید تصمیم بگیرد:

وقتی مسیرِ مبارزه از ایمان جدا می‌شود، می‌ایستد یا می‌لغزد؟

شریف‌واقفی ایستاد

و‌همان‌ایستادن،دلیلِ‌شهادتش‌شد.

‌

#انقلاب_تو_چه_رنگیه

#نقش_اول_ها

#کمیسیون_سیاسی

#انجمن_اسلامی

تصمیمدانشگاهشهیدایران
۰
۰
انجمن اسلامی دانشگاه شاهد
انجمن اسلامی دانشگاه شاهد
انجمن‌اسلامی‌دانشجویان‌دانشگاه‌شاهد‌تهران عضو‌اتحادیه‌مستقل تاسیس:۱۳۷۶
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید