بالاخره روز اخراج من رسید از یکی دو هفته پیش زمزمه هاشو از متلک و تیکه های بقیه فهمیده بودم... یکی از معاونهای اونجا تو یه جلسه خیلی کوتاه بهم گف عملکردم خوب نبوده و دستورالعمل های این شغل رو رعایت نکردم میگف با شغل نتونستی ارتباط بگیری 😂😂😂 تو دلم خنده ام گرفته بود اخه مرد حسابی همون دانشگاههایی که شما توش درس خوندی منم خوندم ولی مثل شما پارتی نداشتم فرقمون اینه ... این چه مدل تعدیل نیرو کردنه اخه...گفت تا آخر ماه بمون بعد برو گفتم آخر هفته برم بهتره ....
یاد اولین بار که کار کردم افتادم ۱۴...۱۵ سالم بود بابام مریض شد برای پول مدرسه و دفتر و کتاب رفتم نظافتچی یه شرکت شدم عصرا شانس بده من یکی از کارمندای اونجا پسرش همکلاسی من در اومد...چشمت روز بد نبینه تا فهمید پسره همه رو تو مدرسه خبر کرد کل سال تحصیلی از نزدیک هر کی رد میشدم میگف اه بو میاد هیچکی باهم دوست نموند اون سال سال بعدشم رفتم یه مدرسه دیگه ...
اره آقای مهندس من با شما فرق دارم اونم خیلی زیاد...
لطفا موقع اخراج کارگر از این اداهای پشت میز نشینی در نیار😂😂😂
