ویرگول
ورودثبت نام
مهدوی
مهدوی
مهدوی
مهدوی
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

آبدارچی ۱۲

زنگ زدم به اونکه بیرونم کرد از کار گفتم حقوق گف اخر ماه.‌‌‌..

رفتم یه خونه برای نظافت طرف ستارخان از ۹ صبح تا ۸ شب انقدر سرم غر زد واقعا اعصاب نموند برام ول کردم آخرش گفتم بسه نمیخام پول نمیخاد بدی...

یعنی از اون کارفرماهایی بود که سخت گیر تر ازش پیدا نمیکنی مثل شرکت اولی که رفتم برای آبدارچی انقدر داستان داشت که کار دوم برام خیلی آسون بود اینم شاید باعث شه بعدا تو کار بهتر بشم ... یه کار سرایداری گیر آوردم انقدر مادرم غر زد که شب کاری نرو معتاد میشی اونم نرفتم...

همین کار نظافت خونه برام بهتره اگه کاری پروژه ای چیزی بهم خورد به اونم میتونم برسم بعدها... همه اگهی ها دیوار نظافتچی زن جوان مجرد میخان واقعا نمیفهمم کاری که من اقا خیلی وقتها توش کم میارن زن جوان چجوری میخاد انجام بده رو اگهی من اقا ۳۰ و چند ساله خیلی وقتها مزاحمت دارم طرف دنبال اصل و عکس و چکارهای میشه کرد هست چه برسه خانم جوان.بیمه مو کردم اختیاری فعلا تا ببینم چی میشه...

یجا مصاحبه رفتم برای ابدارچی نظافتچی شرکت بالاتر از میدون آرژانتین بود تو مصاحبه دوبار گف بهم بهت نمیخوره اینکار 😂😂😂 میخاستم بگم از اجبار و بیکاری اومدم نگفتم جلو خودمو گرفتم اینجا هم بعد ۲..۳ روز خبری نشد

بیشتر ممکنه از رو آگهی دیوار بتونم مشتری گیر بیارم ببینم چی میشه

۱ خرداد۴۰۵

عکس کوچه که رفته بودم نظافت خونه خیلی محله خوب و تمیزی بود
عکس کوچه که رفته بودم نظافت خونه خیلی محله خوب و تمیزی بود

یج

کار
۲
۰
مهدوی
مهدوی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید