✅️مطلب ساده شده برای افراد عادی:
برای دریافت پی دی اف دقیق و علمی این مبحث، میتوانید به شماره: ۰۹۱۴۵۹۶۷۱۵۵ پیام دهید
خلاصه مطلب برای درک شهودی و ساده طور:
۱_یک رشته نوار کاست طولانی مربوط به فیلم قدیم زدن یک مرد را تصور کنید، که از فریم های زیادی تشکیل شده است. حال این فریم هارو یکی یکی ببرید و به ترتیب به صورت لایه لایه روی هم قرار دهید تا یک مکعب مستطیل تشکیل شود
اگر از نمایی کناری به این مکعب مستطیل نگاه کنید فرد در حال قدم زدن به صورت یک طیف از یک انسان دیده میشود،که در هر زمان مشخص یه حالت متفاوت دارد،

۲_ ما نیز در زندگی خود زمان را به صورت بعد چهارم در نظر میگیریم و همه ما به صورت یک طیف پیوسته در طول زمان هستیم ولی ما نمیتوایم خود را به صورت طیف مشاهده کنیم چون مغز انسان فقط اطلاعات مربوط به زمان حال خود را درک میکند ( ما نمیتوانیم یک ثانیه پیش خود یا یک ثانیه آینده خود را ببینیم)
پس جهان ما به صورت یک طیف کشیده ۳ بعدی در چهار چون بعد چهارم (زمان) است
۳_ حالا این فرضیه اینجا جذاب تر میشود که جهان ما تنها شامل یک خط پیوسته زمانی نیست،
بلکه ار بینهایت شاخه تشکیل شده است ما در طول زندگی خود درون این شاخه ها حرکت میکنیم (یعنی بی نهایت اینده احتمالی وجود دارد که انسان وارد یکی از آنها میشود و تنها آن را تجربه میکند)
چگونه بین شاخه ها جا به میشویم؟!
با رفتار و اعمال خود، با انجام هر کاری حتی اگر بسیار بسیار ناچیز باشد مثل برداشتن یک خودکار از روی میز ، وارد یک شاخه جدید میشویم
به عنوان مثال: مثلا وقتی من یک کار خوب میکنم وارد یک شاخه از آینده میشوم که در آن تشویق میشوم، اما وقتی یک کار بد انجام میدهم وارد یک شاخه دیگر میشوم که در آن مورد تحقیر قرار میگیرم ( این یک مثال بسیار بسیار ساده شده برای درک بهتر بود نیازی به گیر دادن روی مفاهیم نیست)

●۴_ پس تا اینجا فهمیدیم که اینده همیشه وجود دارد و این ما هستیم که با رفتار و حرکات خود تعیین میکنیم که وارد کدام شاخه از آینده شویم و کدام را تجربه کنیم ( اما به دلیل بی نهایت بودن شاخه های آینده نمی توانیم آن را پیشبینی کنیم)
در پند پنجم حل پارادوکس پدر بزرگ را توضیح میدهم در صورت علاقه مند بودن آن را نیز مطالعه کنید
۵_ خب حالا بیاید فرض کنیم که روزی ماشین زمان اختراع شد، و من به گذشته رفتم و پدربزرگ خود را ملاقات کردم و پدر بزرگ خود را قبل ازدواج کشتم!
آیا من نیز باید از بین بروم؟! چون اگر پدر بزرگ نباشد پدری هم نیست و اگر پدری نبوده پس من نیز نباید وجود داشته باشم!
✅️پاسخ: طبق فرضیه ای که ما در مورد جهان دادیم من از بین نمیروم چون من وقتی به زمان گذشته رفتم در واقع واقعا به گذشته خود نرفتم! بلکه با ماشین زمان وارد شاخه ای از آینده شدم که در آن ماشین سفر در زمان اختراع شده و مربوط به گذشته نیز میشود ( گفتیم که اینده ها بینهایت است پس هرچیزی ممکن است)
حالا وقتی من پدربزرگ خودم را در اون شاخه میکشم، در واقع من در اون شاخه مربوط به پدربزرگم از بین میروم یعنی در اون شاخه منی وجود ندارد ولی خود اصلی من (قاتل) که مربوط به شاخه دیگر هستم هنوز وجود دارم و زندگیم ادامه دارد!
پایان
نظریهپرداز و نویسنده: علی محمد میرزانژاد
تاریخ تدوین: اردیبهشت ۱۴۰۵
حقوق انتشار: آزاد برای استفاده با ذکر منبع.