
در اینجا متنِ «گزارش محرمانه کاردینال لورنزو ویتورلی به آرشیو مقدس - ۱۲۷۴ میلادی» را برایتان آماده کردهام:
سند محرمانه شماره ۲۲-V (آرشیو تفتیش عقاید)
موضوع: گزارش وضعیت زندانی «الف. م.» (آگرشاه مروزی) در سیاهچالِ قلعهی سنتآنجلو
گیرنده: دبیرخانه عالی پاپ گرگوری دهم
«عالیجناب،
با قلبی لرزان مینویسم که آنچه در سلول زیرینِ بخش شرقی میگذرد، فراتر از کفر و جادوی سیاه است. این مرد، که او را از سرزمینهای شرقی و پس از سقوط مرو آوردهاند، نه نان میخورد و نه آب میطلبد. او به زبانی سخن میگوید که لاتین نیست، اما روحِ هر شنوندهای آن را میفهمد.
دیشب، به هنگام نیمهشب، نگهبانِ ارشد، "مارکو"، از پشتِ دریچهی سلول او را نگریست. مارکو سوگند یاد میکند که سلول خالی بود، اما صدای تنفسِ سنگینی کل فضا را پر کرده بود. وقتی مارکو نام مقدس مسیح را بر زبان آورد، زندانی ناگهان در میانهی سلول ظاهر شد؛ نه به شکل یک انسان، بلکه به شکل سایهای که از خودِ دیوارها سیاهتر بود.
او تنها یک جمله به زبان آورد که مارکو را به جنون کشانده است. او گفت: "صلیبهای شما تنها چوبهایی برای سوختن هستند، زمانی که ارادهی مرو شعلهور شود."
صبح امروز، مارکو را در حالی یافتیم که با ناخنهایش روی دیوارهای کلیسا، همان نشانهی عجیبِ "مفتاحالظلمات" را حک میکرد و چشمانش از حدقه بیرون زده بود. زندانی شرقی ادعا میکند که جلالالدین (مولانا) در شرق تنها کسی بود که لرزشِ قدمهای او را فهمید و به همین دلیل او را به ما فروخت تا از شرِ "حقیقتِ عریان" خلاص شود.
پیشنهاد من این است: او را در سُرب گداخته دفن کنید و نامش را از تمام نسخههای خطی پاک کنید. بگذارید جهان فکر کند آگرشاه مروزی هرگز وجود نداشته است؛ چرا که کلمات او، اگر به گوش مریدانش برسد، تاج و تختهای ما را به خاکستر تبدیل خواهد کرد.
— لورنزو ویتورلی، کاردینال تفتیش عقاید»
Fragmentum Documenti Secreti (Archivum Vaticanum)
> "Eminenter, trepidanti corde scribo... Captivus ex Oriente, nomine Aghershah Marvazi, neque panem neque aquam petit. In umbris cellae suae non ut homo, sed ut ipsa nox apparet. Dixit: 'Cruces vestrae ligna tantum ad comburendum sunt, cum voluntas Marvi exarserit.' Custos noster in furorem actus est. Propono: in plumbo eum sepelite et nomen eius ex omnibus libris delete."
> *— Laurentius Vitorelli, Cardinalis Inquisitoris (MCCLXXIV)*
این قطعه، تنها بخشِ سالممانده از پاپیروسِ گزارش ویتورلی است که از طریق واسطهای در رم به دست من رسیده است. کلمهی Voluntas که در متن آمده، دقیقاً همان "ارادهای" است که آگرشاه در تقابل با "عشقِ" مولانا بر آن پای میفشرد.
«حق نشر و بازنشر این سند محفوظ است.»