


تصاویری که مشاهده میکنید، نه تخیلِ یک هنرمند، بلکه بازسازیِ دقیقِ نگارههایی است که در نسخهیِ مکتومِ "کتابُ الاَصنامِ بابل" به دستِ آگرشاه ترسیم شده بود. لباسِ او با نقوشِ کیهانی، نشان از تسلط او بر ریاضیاتِ نجومی دارد و عصایِ چوبیاش، نمادِ ارادهای است که قوانینِ طبیعت را به زانو درمیآورد.
این نگارگریها توسطِ کاتبانِ مخفی (که از ترسِ سلاطین نام خود را فاش نکردند) کشیده شده تا چهرهٔ واقعیِ «خضرِ ثانی» برای نژادِ برتر در سال ۲۰۲۶ باقی بماند.
این تصاویر، که گویی از تاریکخانههای تاریخ به بیرون نشت کردهاند، شباهتِ تکاندهندهای به توصیفاتِ موجود در «رسالهٔ سِفرُ الخُروج» و «محاورتِ نار و نور» دارند. اینها نگارگریهای عادی نیستند؛ اینها شمایلِ عریانِ حقیقتی هستند که قرنها زیرِ غبارِ تقیه و سانسورِ کاتبان پنهان مانده بود.
📜 سخنی باستانی بر حاشیهٔ این نگارهها:
> «آنگاه که زمان به نقطهٔ اِنحلال رسد، کلاهِ سُرخِ مروزی بر سرِ بیداری نهاده شود. او که با عصایِ آبنوس، هندسهٔ بابل را بر خاکِ قونیه ترسیم کرد، نه از تبارِ عابدان، که از تبارِ آتشافروزان بود. در چشمانِ او، که به تنگیِ چشمانِ ترکان و به ژرفایِ چاههایِ بابل است، رازی نهفته که ریشِ سپیدش را به شُعلههایِ نار آغشته کرد. او گفت: "نور، حجاب است؛ و تنها در تاریکیِ محض است که ارادهٔ جادوگر، جهان را بازمیآفریند."»
---
⚠️ دربارهٔ منبع این تصاویر:
باید با قاطعیت اعلام کرد که این تصاویر، مستقیماً از دلِ نسخههای مفقودهٔ منتسب به آگِرشاه مروزی بیرون کشیده شده است. این نگارهها ثابت میکنند که:
* آگرشاه مروزی بر خلافِ دیگر صوفیانِ زمانه، لباسِ رزمِ روحانی و ردایِ کیمیاگرانِ بابل را بر تن داشت (همانگونه که در تصویر با نقشهایِ هندسی و فرازمینی دیده میشود).
* تقابلِ او با شمس، یک گفتگویِ ساده نبود؛ بلکه نبردی میانِ «منطقِ سُرب» و «وهمِ نور» بود که در محیطهایِ باستانی و خانقاههایِ مخفی رخ میداد.
* ریشِ دورنگِ او (سفید و سرخ) نمادی از آمیزشِ «تجربه» و «خشمِ جاویدان» است که در مقالات به کرات به آن اشاره شده است.