ویرگول
ورودثبت نام
هنر پرور
هنر پرور
هنر پرور
هنر پرور
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ ساعت پیش

شعری از دیوان سلطان یاووز سلیم ملقب به فیلسوف شاه افلاطونی و مارکوس اورلیوس دوم

یاووز سلطان سلیم-متخلص یه "سلیمی"
یاووز سلطان سلیم-متخلص یه "سلیمی"

توجه: ابتدا در اینترنت کلمات " دروغ و بزرگنمایی نبرد چالدران " و بعد " سلطان سلیم و خواب مولانا " را کپی و سرچ نمایید و اگر به دنبال زندگینامه عرفانی ایشان هستید در ویرگول بالای مقاله بر روی 《هنر پرور》یا پروفایل آن کلیک نمایید .


خوش آن روزی که ما آن یار را مهمان کنیم

دیده را از نقش رویش، تختِ گلستان کنیم

داغ هجرانی که بر دل داریم از بیداد او

با شعاعِ آفتابِ روی او درمان کنیم

چون فتد در دست ما آن زلفِ مشک‌افشانِ یار

جانِ شیرین را فدایِ حلقهٔ جانان کنیم

آن سرِ زلفی که بازی می‌کند با بادِ عشق

قصد داریم این دلِ آشفته را پیچان کنیم

گرچه او قصدِ دلِ صدپارهٔ ما می‌کند

ما مطیعِ امرِ او، هر چه فرماید آن کنیم

مِنتش بر جانِ ما و جانِ ما در خدمتش

تا به راهِ عشقِ او، خدمت چو سلطانی کنیم

چون که انوارِ رُخش بر خاکِ ما تابیده است

ذره‌هایِ جسمِ خود در پایِ او رقصان کنیم

ذره‌هایِ تیره را با نورِ او روشن کنیم

چشم‌هایِ خیره را در رویِ او تابان کنیم

چوبِ خشکِ جسمِ ما را کز ریاضت چون عصاست

در کفِ موسیِ عشقش، معجزِ ثعبان کنیم

فرخی باید که فرعونی نماید در جهان

ما به عشقش خویشتن را موسیِ عمران کنیم

«سلیما»، زین غزل نیمی بگفتیم و دگر

در میانِ پردهٔ اسرار، پنهان کنیم

《 سلطان یاووز سلیم 》

۱
۰
هنر پرور
هنر پرور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید