
توجه: ابتدا در اینترنت کلمات " دروغ و بزرگنمایی نبرد چالدران " و بعد " سلطان سلیم و خواب مولانا " را کپی و سرچ نمایید و اگر به دنبال زندگینامه عرفانی ایشان هستید در ویرگول بالای مقاله بر روی 《هنر پرور》یا پروفایل آن کلیک نمایید .
ما را به غم عشق تو ای شوخ، نیاز است
صبر است که در واقعهی عشق، گداز است
در معرکه، شیرانِ ژیان را به کمندم
در حلقهی زلفِ تو مرا، رویِ نیاز است
هر چند که من پادشهِ رویِ زمینم
در حضرتِ رویِ تو، مرا جایِ نماز است
تیغِ مژه بر کشتهی خود، باز مکش باز
آن را که به یک غمزه زدی، عمرِ دراز است
سلیم از درِ لطفِ تو به جایی نرود، زآنک
این در، به رخِ سوختگان، هر نفس باز است
《 سلطان یاووز سلیم 》